با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
دل نوشته‌های من

دانلود و خرید کتاب دل نوشته‌های من

۵٫۰ از ۲ نظر
۵٫۰ از ۲ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب دل نوشته‌های من  نوشته  زهرا رضاسلطانی  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچه

معرفی کتاب دل نوشته‌های من

کتاب دل نوشته‌های من، مجموعه نوشته‌ها و قطعات ادبی زهرا رضاسلطانی (ویدا) است که در بین سال‌های ۶۴ تا ۷۴ به رشته تحریر درآمده‌اند.

درباره‌ی کتاب دل نوشته‌های من

زهرا رضاسلطانی در کتاب دل‌ نوشته‌های من، مجموعه‌ای از زیباترین و دلنشین‌ترین قطعات ادبی را نوشته است. نوشته‌هایی زیبا که از اوج احساس و درک عمیق نویسنده حکایت می‌کنند و از چیزهایی نوشته‌اند که قلب هر انسانی را به خودش جذب می‌کند. کتاب دل نوشته‌های من از دل رنج‌های زندگی برآمده است. نوشته‌هایی که در سال‌های دانش‌آموزی و دانشجویی زهرا رضاسلطانی نوشته شده است و قدرت قلم او را نشان می‌دهد.

کتاب دل نوشته‌های من را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم 

اگر از مطالعه متن‌ها و قطعات ادبی کوتاه لذت می‌برید، کتاب دل نوشته‌های من را بخوانید.

بخشی از کتاب دل نوشته‌های من

آن روزها، کبوتران سپید نیکی، سپیدی بال‌هایشان به سیاهی نگراییده بود.

از یاد نبردم که در گلستان محبّت شکوفه‌های سپید و صورتی مهربانی بر شاخهٔ درختان مهمان بودند و همان تک‌شاخهٔ درخت، بهترین میزبان شکوفه‌ها بود.

من قرقاولان سیه‌چشم را می‌دیدم که آزادانه در اوج آسمان می‌چرخیدند و آرام در زمین سُکنی می‌گرفتند.

آن روزها هنگامی که به دوردست‌ها خیره می‌شدم. همان پرستوی رنگین‌بال پاکی را می‌دیدم که فارغ و آزاد پرواز می‌کرد، پروانهٔ رنگارنگِ قناعت را نظاره می‌کردم که آسوده بر گلی می‌نشست، من با چشمان خود دیدم که گل‌های سرخ و کوکبِ خوبی‌ها، زیبایی را به ارمغان آورده بودند و گل‌های یاسِ وفا، فضا را عطرآگین نموده بودند.

یادم می‌آید بارها با خود گفته بودم: که دنیا، دنیای وانفسا است. جای زیستن و سُکنی‌گرفتن نیست و حال دریافتم که خطا پنداشته بودم. خطا گفته بودم. دیروز که انسان‌ها، یاد و عشق خدا را فراموش نکرده بودند و در قلب‌هایشان مهر و محبّت و صداقت همچون ماه می‌درخشید، روزهای واقعی زندگی انسان‌ها بود.

همان روزی که پرستوی پاکی فارغ پرواز می‌کرد و قفس را باور نداشت، پروانهٔ قناعت آسوده بر گلی می‌نشست و گل را دوست می‌داشت، کبوتر سپید نیکی از سیاهی گریزان بود.

آن روزها سَرو، قامت خم نکرده بود و پرنده منّت را نشناخته بود و وفا و عشق مجنون‌وار، فراموش نشده بود.

همان روزی که دریایِ مهر، خورشیدِ حقیقت، اقیانوسِ صبر و الماسِ گذشت، به خشکی و خاموشی و نیستی نگراییده بود.

نظری برای کتاب ثبت نشده است
بریده‌ای برای کتاب ثبت نشده است

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۴۸ صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۸/۰۴/۰۸
شابک۹۷۸-۶۲۲-۶۶۱۵-۰۶-۸
تعداد صفحات۴۸صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۸/۰۴/۰۸
شابک۹۷۸-۶۲۲-۶۶۱۵-۰۶-۸