معرفی و دانلود کتاب تحمیدیه + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب تحمیدیهsubscriptionAvailable

کتاب تحمیدیه

نوع کتاب
۵.۰ امتیاز(از ۱ رأی)
پدیدآورندگان: 
لیلا شیرین کام
انتشارات: 
انتشارات نظری

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب تحمیدیه

 لیلا شیرین‌کام در کتاب تحمیدیه مجموعه‌ای از سرآغازها و تحمیدیه‌های آثار بزرگان ادب و عرفان و دین را گردآوری کرده است تا بخوانید و لذت ببرید و از آنها استفاده کنید.‍

تحمیدیه به حمد و ستایش خداوند گفته می‌شود که به عنوان مقدمه در ابتدای آثار ادبی می‌آید. از بهترین نمونه‌های تحمیدیه در شعر و ادبیات فارسی، می‌توان به دیباچه گلستان سعدی اشاره کرد. نکته جالب آنکه در بین منظومه‌های معروف ادبیات فارسی مثنوی معنوی مولوی تحمیدیه ندارد؛ گرچه مضامینش لبریز از حمد خداست.

خواندن کتاب تحمیدیه را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

علاقه‌مندان به آثار ادبی و عرفانی به ویژه ادبیات کهن را به‌خواندن این اثر دعوت می‌کنیم.

جملاتی از کتاب تحمیدیه

تحمیدیهٔ شیخ بهایی در ابتدای دیوان اشعار

تاکی به تمنای وصال تو یگانه

اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه

خواهد به‌سرآید، شب هجران تویانه؟

ای تیر غمت را دل عشاق نشانه

جمعی به تو مشغول و تو غایب ز میانه

رفتم به در صومعهٔ عابد و زاهد

دیدم همه‌را پیش رخت راکع و ساجد

در میکده رهبانم و در صومعه عابد

گه معتکف دیرم و گه ساکن مسجد

یعنی که تو را می‌طلبم خانه به خانه

روزی که برفتند حریفان پی هر کار

زاهدسوی مسجد شدومن جانب خمار

من یار طلب کردم و او جلوه‌گه یار

حاجی به ره کعبه و من طالب دیدار

او خانه همی جوید و من صاحب خانه

هردر که زنم صاحب آن خانه تویی تو

هر جا که روم پرتو کاشانه تویی تو

در میکده و دیر که جانانه تویی تو

مقصود من از کعبه و بتخانه تویی تو

مقصود تویی کعبه و بتخانه بهانه

بلبل به‌چمن زان گل رخسار نشان دید

پروانه در آتش شد و اسرار عیان دید

عارف صفت روی‌تو درپیر وجوان دید

یعنی همه جا عکس رخ یار توان دید

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب تحمیدیه و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابتحمیدیه
موضوعادبیات عامیانه و محلی، ادبیات پایداری، ادبیات مذهبی
نویسندهلیلا شیرین کام
انتشاراتانتشارات نظری
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۲/۰۹/۱۰
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۱ مگابایت
شابک۹۷۸۶۰۰۲۸۹۰۷۴۰
تعداد صفحه‌ها۱۰۴ صفحه
قیمت کتاب۴۶۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

عبدالوهاب
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۴/۱۴

از خوندنش لذت بردم.

۰

بریده‌هایی از کتاب

عبدالوهاب
۱
سپاس از خدا ایزد رهنمای که از کاف و نون کرد گیتی بپای
عبدالوهاب
۱
ای خاک تو تاج سربلندان! مجنون تو عقل هوشمندان! خورشید ز توست روشنی گیر بی‌روشنی تو چشمهٔ قیر در راه تو عقل فکرت‌اندیش صد سال اگر قدم نهد پیش نا آمده از تو رهنمایی دورست که ره برد به جایی جز تو همه سرفکندهٔ تو هر نیست چو هست بندهٔ تو تسکین‌ده درد بی‌قراران مرهم نه داغ دل‌فگاران بر سستی پیری‌ام ببخشای! بر عجز فقیری‌ام ببخشای! زین برف که بر گلم نشسته‌ست بس خار که در دلم شکسته‌ست خواهم که کند به سویت آهنگ در دامن رحمتت زند چنگ باشد به چو من شکسته‌رایی زین چنگ زدن رسد نوایی
عبدالوهاب
۰
به نام خداوند جان و خرد کزین برتر اندیشه بر، نگذرد خداوند نام و خداوند جای خداوند روزی ده رهنمای خداوند کیوان و گردان سپهر فروزندهٔ ماه و ناهید و مهر ز نام و نشان و گمان برترست نگارندهٔ بر شده پیکرست به بینندگان آفریننده را نبینی مرنجان دو بیننده را نیابد بدو نیز اندیشه راه که او برتر از نام و از جایگاه
عبدالوهاب
۰
همه بندگانیم در بند اوی خنک آنکه دارد ره پند اوی
عبدالوهاب
۰
زهر شمعی که جوئی روشنائی به وحدانیتش یابی گوائی گه از خاکی چو گل رنگی برآرد گه از آبی چو ما نقشی نگارد خرد بخشید تا او را شناسیم بصارت داد تا هم زو هراسیم
عبدالوهاب
۰
خدایا جهان پادشاهی تو راست ز ما خدمت آید خدائی تو راست پناه بلندی و پستی توئی همه نیستند آنچه هستی توئی همه آفریدست بالا و پست توئی آفرینندهٔ هر چه هست توئی برترین دانش‌آموز پاک ز دانش قلم رانده بر لوح خاک چو شد حجتت بر خدائی درست خرد داد بر تو گدائی نخست
عبدالوهاب
۰
نبود آفرینش تو بودی خدای نباشد همی هم تو باشی به جای
عبدالوهاب
۰
ای داده به دل خزینهٔ راز عقل از تو شده خزینه پرداز ای دیده گشای دوربینان سرمایه ده تهی نشینان ای تو به همین صفت سزاوار نام تو گره گشای هر کار ای جلوه‌گر بهار خندان بینا کن چشم هوشمندان ای جان به جسد فگنده‌ای تو هر کس که به جز تو، بندهٔ تو اندیشهٔ بهر بلندی و پست بگذشت و نزد به دامنت دست
عبدالوهاب
۰
نپرسی چرا اختر و آسمان شب و روز گردند گرد جهان؟ مپندار کین بی سبب می‌کنند خداوند خود را طلب می‌کنند نمی‌گنجد او در تمنای تو تو او را بجو کوست جویای تو گل ما بنا کرده قدرتش دل ما سرا پردهٔ عزتش به نورش دو چشم جهان ناظر است از آن نور مردم شده ظاهر است
عبدالوهاب
۰
ای کرمت نظم داده کار جهان را والی اقلیم جسم ساخته جان را داده شتاب و درنگ از ره حکمت قدرت تو هیأت زمین و زمان را