معرفی و دانلود رایگان کتاب صوتی نمایش صوتی داستان «سه شنبه خیس»
تصویر جلد کتاب صوتی نمایش صوتی داستان «سه شنبه خیس»
off
subscriptionAvailable

کتاب صوتی نمایش صوتی داستان «سه شنبه خیس»

نوع کتاب
۴.۲ امتیاز(از ۷۲ رأی)
پدیدآورندگان: 
بیژن نجدی
انتشارات: 
خانه داستان چوک

معرفی کتاب صوتی نمایش صوتی داستان «سه شنبه خیس»

کتاب صوتی سه شنبه خیس، از بیژن نجدی، داستان دختر جوانی به نام ملیحه است که مرگ پدرش را که در زندان تیرباران شده است باور نمی‌کند. نمایش صوتی سه شنبه خیس، برنامه‌ی شماره دوازده کانون فرهنگی چوک است

درباره‌ی کتاب صوتی سه شنبه خیس

بیژن نجدی در داستان سه شنبه خیس، داستان ملیحه را تعریف می‌کند. ملیحه دختری است که نمی‌تواند با ماجرای مرگ پدرش که هفت سال پیش اتفاق افتاده است کنار بیاید. پدر ملیحه را هفت سال پیش در زندان تیرباران کرده‌اند. اما ملیحه که نمی‌خواهد و نمی‌تواند آن را باور کند، همراه خانواده‌ی بقیه‌ی زندانیان به دم در زندان اوین می‌رود تا شاهد آزادی پدرش، سیاوش باشد. ملیحه حتی آن‌جا سیاوش را هم می‌بیند که آزاد شده است. در راه برگشت به خانه برای پدرش از سال‌هایی که او نبوده است تعریف می‌کند و ...

کتاب صوتی سه شنبه خیس را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

اگر داستان کوتاه دوست دارید، اگر دوست دارید داستان‌هایی از حال و هوای انقلاب و حال مردم بخوانید و اگر دلتان می‌خواهد از نویسندگان ایرانی چیزی بخوانید، داستان سه شنبه خیس را انتخاب کنید.

درباره‌ی بیژن نجدی

بیژن نجدی، شاعر و داستان‌نویس در ۲۴ آبان ۱۳۲۰ از پدر و مادر گیلانی در خاش زاهدان متولد شد. سبک داستان‌های او واقع‌گرایی و فراواقع‌گرایی است و استفاده از صور خیال، استعاره، تشبیه و تمثیل و فضاسازی و حس آمیزی به وفور در آثار او دیده می‌شود. از آثار بیژن نجدی می‌توان به یوزپلنگانی که با من دویده‌اند، دوباره از همان خیابان‌ها، داستان‌های ناتمام، خواهران این تابستان و واقعیت رؤیای من است اشاره کرد. 

نجدی در چهارم شهریور ۱۳۷۶ به علت بیماری سرطان ریه درگذشت و در لاهیجان به خاک سپرده شد.

جملاتی از کتاب صوتی سه شنبه خیس

  ملیحه با دیدن عکاس­­ها، دست­اش را روی صورت­ اش گذاشت و فلاش، مهتابی روی مهتابی، روشن شد، خاموش شد…

فردای آن­روز، صورت خانمِ کمی دورتر از ملیحه در صفحه ­ی اول روزنامه ای بود و در روزنامه­ ای دیگر، عکس بزرگی از درهای زندان اوین چاپ شده بود که با صدای کنار رفتن سال­های ۱۳۲۴ تا ۱۳۵۷ باز می­شد.

مردم هجوم بردند. ملیحه، صورت به صورت، سرش را می­چرخاند. در سرمای اطرافش که حالا، خالی از صبح بود، بین آن­همه چشم­های عادت­کرده به دیوار، دمپایی، میله­ های تخت­خواب و شمردن پایان­ ناپذیر موزاییک و روزهای سال، نمی­توانست سیاوش را پیدا کند. (هفت سال پیش، سیاوش ریحانی، پدر ملیحه، پشت انبار سیب­ زمینی زندان، به تیرک چوبی بسته و تیرباران شده بود،البته بعد شیلنگ آب را روی تیرک گرفته و آن را شسته بودند، البته باران نگذاشته بود که خون، روی علف­های کنارِ تیرک، پینه ببندد) البته ملیحه از این طرف نرده­ ها نمی­توانست انبار سیب­ زمینی را ببیند، همان­طور که علف را، همان­طور که هنوز چتر را ندیده بود.

خانم، چتر را مثل عصا و پاهایش جلو برد. از پله­ های سیمانی بالا رفت و پیش از آن­که به گریه بیفتد داد زد: امیرحسین، امیرحسین، من این­جام.

مرد جوانی که سبیلش تازه به سیاهی زده بود، لای زن­ها راه باز می­کرد. خانم به همان پله­ ای رسید که ملیحه ایستاده بود. مرد جوان شانه ­های مردم را مثل آب کنار می­زد و با دست های درازشده ­اش جلو می­آمد.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب صوتی نمایش صوتی داستان «سه شنبه خیس» و شنیدن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب صوتی

نام کتابنمایش صوتی داستان «سه شنبه خیس»
موضوعداستان کوتاه، داستان ایرانی
نویسندهبیژن نجدی
گویندهمهدی رضایی، زیبا حاجیان، علی شمسی
انتشاراتخانه داستان چوک
فرمت کتابMP3
حجم فایل کتاب۴۵.۸۱ مگابایت
مدت‌زمان۱۹ دقیقه
قیمت کتابرایگان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

nilofar rastegari
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۱/۱۰

خیلی زیبا بود،واقعا لذت بردم و تونستم تصورش کنم،مرسی از کسانی که برای این اثر و آفرینش این لذت وعشق در وجود ما تلاش کردند⁦♥️⁩⁦♥️⁩⁦♥️⁩

۰
کاربر 1474103
۱۳۹۸/۱۲/۲۲

عالی

۰
کاربر ۱۴۷۰۶۸۲
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۱/۰۱

داستان اگر چه تلخ ولی فوق العاده ست

۰
عالی دمشون گرم فقط کی قسمت 2می یاد
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۸/۱۲/۲۶

بابا عالی بود من که این همه کتاب خوندم به این غم گینی نبوده بابا دمشون گرم

۰
کتاب خوان
۱۴۰۳/۰۸/۱۰

داستان کوتاه و مختصری بود پر از توصیفات شیوا، زیبا و منحصر به فرد

۰
حمید صفری
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۵/۱۷

داستان زیبایی بود و عرض احترام برای گروه چوک خانم اگر نقش های درام مدرن رو بازی کنند موفق ترند تیپ گفتن پدربزرگ هم جای کار داره بازم عرض احترام به ساحت هنر

۰
مروارید بیگلری‌فرد
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۹/۰۲

حس‌خوبی‌به‌آدم‌میده

۰
Ramin Parsa
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۶/۰۷

خیلی لذت بردم، تمثیل ها عالی بودند. منو به درون داستان کشید، با تمام وجود احساس کردم. گویندگی کمی ضعیف بود و می تونست بهتر باشه.

۰
کاربر 10784677
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۳/۰۴

کتاب بسیار خوبی بود با تصویر پردازی زیبا و نثر روان و طرح موضوعی نادر در جامعه با شجاعت تمام.

۰
خسرو همراه
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۲/۱۲

خیلی کلاسیک هست، از آثاری که امروز جذاب نیست برای خواننده

۰
Toxxxic
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۲/۲۰

بیژن نجدی کمتر شناخته شده ولی واقعا قلم سحرآمیزی داره

۰
Hamide
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۲/۱۶

زیبا و پر از احساس

۰
کاربر 8632084
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۲/۰۱

عالی بود بسیار زیبا فضا رو توصیف میکرد انگار هم داری با وجودت حس میکنی و هم فضا رو تماشا میکنی از ارائه این کتاب بصورت صوتی و زیبا سپاسگزارم

۰
کاربر 8484789
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۰/۲۴

توصیف ها واستعاره ها عالی عالی باتمام وجود من داخل داستان بودم وغم ملیحه رو درک کردم.

۰
سمیه یوسفی
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۳/۱۹

جالب بود

۰