با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
چهل رزمنده

دانلود و خرید کتاب چهل رزمنده

گنجینۀ خاطرات دفاع مقدّس ۵

۲٫۰ از ۱ نظر
۲٫۰ از ۱ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب چهل رزمنده  نوشته  مجید مظهر صفاری  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب چهل رزمنده

کتاب چهل رزمنده گنجینه خاطرات دفاع مقدس، به مناسبت چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی، خاطرات مختلف رزمندگان در عملیات‌های مختلف است که در طی مصاحبه با آنان، نوشته و منتشر شده‌اند. مجید مظهر صفاری این خاطرات را گردآوری کرده و انتشارات صریر آن را منتشر کرده است. 

درباره‌ی کتاب چهل رزمنده

کتاب چهل رزمنده، را گنجینه‌ای از خاطرات دفاع مقدس می‌دانند. این کتاب به مناسبت چهلمین سال پیروزی انقلاب منتشر شده است و شامل خاطرات رزمندگان، جانبازان و ایثارگران دوران جنگ است. این خاطرات گاهی دردآور هستند و گاهی لبخند به لب می‌آورند. با خواندن خاطرات چهل رزمنده که در میدان‌های جنگ حضور داشتند و خالصانه برای دفاع از میهن اقدام کردند، به عمق فداکاری آنان، سختی شرایط جنگ و نبود امکانات پی می‌بریم. امید است تا با نوشته شدن این خاطرات، یاد و خاطره‌ی آن دوران و فداکاری‌های شهدا و رزمندگان که از جان، مال و خانواده و عزیزانشان گذشتند زنده بماند.

کتاب چهل رزمنده را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

کتاب چهل رزمنده برای دوست‌داران به مطالعه آثار مرتبط با دفاع مقدس و خاطرات جنگ، جذاب و خواندنی است. 

جملاتی از کتاب چهل رزمنده

چندروز بعداز شروع عملیات در منطقه حاج‌عمرانِ عراق روبروی شهر پیرانشهر ایران، تعدادی از فرماندهان ارتش و سپاه برای بررسی منطقه عملیات در منطقه حضور داشتند که آن روز قرار شده‌بود که همه فرماندهان برای صرف ناهار مهمان سنگر فرمانده گردان ما باشند. قراربود از قرارگاه مرکزی واقع در حاشیه پیرانشهر ناهار بیاورند. بعداز مدتی انتظار و پیگیری و پرسیدن علت تاخیر اعلام شد که خودرو حامل ناهار توسط خمپاره عراقی‌ها مورد اصابت قرار گرفته و نمی‌تواند بیاید که این موضوع به فرمانده گردان اعلام شد و ایشان نیز با خونسردی کامل گفتند: «ایرادی ندارد آن گوشه خاکریز یک حلبی پنیر است آن را باز کنید و ناهار، نان و پنیر بخوریم.» بچه‌ها با عجله سراغ حلبی پنیر رفتند، وقتی باز کردند با تعجب دیدند که آن حلبی خیارشور است و دوباره این مطلب را به فرمانده گردان اعلام کردند که ایشان نیز با همان خونسردی قبلی گفتند: «همان خیارشور را بیاورید!» همه فرماندهان با نان‌خشک و خیارشور ناهار صرف کردند و به کار خود ادامه دادند.

نظری برای کتاب ثبت نشده است
بریده‌ای برای کتاب ثبت نشده است

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۲۲۲ صفحه
قیمت نسخه چاپی۲۵,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۷/۱۲/۰۷
شابک۹۷۸-۶۰۰-۳۳۱-۶۱۵-۷
دسته بندی
تعداد صفحات۲۲۲صفحه
قیمت نسخه چاپی۲۵,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۷/۱۲/۰۷
شابک۹۷۸-۶۰۰-۳۳۱-۶۱۵-۷