«کاش کنارم بودی» داستانی تکان دهنده و واقعی درباره عشق، اثر رنه کارلینو، فیلمنامهنویس و نویسنده آمریکایی است.
کارلینو به نوشتن رمان درباره زنان جامعه معاصر مشهور است و آثارش در فهرست برگزیدگان یو. اس تودی، این استایل، هافینگتون پست و مجلات دیگر قرار داشته است.
شارلوت در یک کافه رستوران به اسم بلکبرد در لوسآنجلس کار میکند. او که با همکارش هلن، دوست و همخانه است، در زندگی خیلی موفق نبوده و شغلها و روابط خوشایندی نداشته است.
شبی پس از کار سخت در رستوران، شارلوت و هلن که تازه با دوست پسرش بهم زده برای وقت گذرانی به یک بار نزدیک میروند. هلن که حسابی افسرده است در نوشیدن زیادهروی میکند و موقع برگشت سعی میکند با جوانی که در حال رفتن به خانهاش است، طرح دوستی بریزد اما چیزی که اتفاق میافتد، متفاوت است. جوان خوشتیپ که اسمش آدام و کارش نقاشی است، ظرف چند نگاه و چند کلمه حرف از شارلوت خوشش میآید و همان شب باهم قراری در بار «کنر»، همان بار نزدیک خانه، میگذارند. این آشنایی ناگهانی و رد و بدل شدن چند نگاه و سخن کوتاه به اتفاقی بزرگ تبدیل میشود. شارلوت در رابطه کوتاهش با آدام به دریافتهای تازهای از خودش و زندگی میرسد و آدام باعث میشود شارلوت پی ببرد اگر تا به حال رابطه موفقی نداشته به دلیلی تفکرات منفی خودش بوده است.
چند ماه بعد وقتی سرو کله «سز» بازیکن جذاب بیسبال پیدا میشود، شارلوت با او وارد رابطهای معنادار میشود اما هنوز نمیتواند از خیال آن شبِ شورانگیز با آدام رها شود. درواقع آدام در زندگی شارلوت منبع الهام و شور زندگی میشود حتی وقتی که دیگر وجود ندارد:
«مراقبت از انسانی دیگر، آنگونه که شارلوت از من نگهداری کرد، لزوماً از سر تمایل نیست، ولی همه میدانند که در ازدواج، اغلب یکی درآخر از دیگری مراقبت میکند. خوشبختانه به این ترتیب است: در آخر، شما در بوکا راتون خواهید بود، در خانهای پر از نور خورشید با سقفی شیبدار، که با گلهای پلاستیکی با رنگ ملایم تزیین شده و هر هفته خدمتکاری گردگیریشان میکند. غذای مطبوع فراوان، فلامینگوهای صورتی، کوتوله چمن، شبهای دبلنا، واکسن آنفلوآنزا، گاه به گاه رفتن بیرون از خانه، شامهایی با شمع سر میز و درخواست غذای کمنمک. شارلوت با یک لیوان شنگول میشود. بعد از کنترل قند خونتان، گازی به کلوچهٔ کرهٔ بادامزمینی میزنید و بعد تو دست او را میگیری و تا پای اتومبیل میبری.
در خانه دربارهٔ فرزندانتان و اینکه خیلی خوب نیستند ولی دوستشان دارید، صحبت میکنید. دربارهٔ تمام سالهای زندگی مشترکتان با هم صحبت میکنید، به وقتی که جوان بودید فکر میکنید و برای بار میلیونم کنارهم مینشینید.»
«یو.اس.ای.تودی» درباره «کاش کنارم بودی» نوشته است: «کتابی که حتما باید آن را خواند؛ پر از حسهای عمیق، از ابتدا تا انتها.»
«بوک لیست» هم در تمجید از این کتاب نوشته است: «مخاطب از ملاقات با خانواده شارلوت لذت میبرد، جذب دوستی هلن و شارلوت میشود و مشتاق است تا آنچه را میان شارلوت و آدامِ مرموز اتفاق میافتد کشف کند.»
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب کاش کنارم بودی و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
مشخصات کتاب الکترونیکی
نام کتاب
کاش کنارم بودی
عنوان دیگر
واقعی و تکاندهنده... وقتی یک اتفاق ساده، بزرگترین عاشقانه را رقم میزند
کتاب یک داستان عاشقانه عجیب و غریب بود. داستان کمی بابقیه رمان های عاشقانه فرق داشت شخصیت رمان که خودش رو کاملا باخته و هیچ امیدی به زندگی نداره یک عشق عجیب اون رو متحول می کند اگر دنبال رمان...بیشتر
۰
S. A. M
۱۳۹۸/۰۹/۱۳
من واقعا لذت بردم ، شاید اتفاقات برای همه قابل باور نباشه ولی در هر لحظه مخاطب رو باهاش همراه میکنه و مشتاقی که بدونی چه اتفاقی میوفته،
۰
keep
توصیه نمیکنم.
۱۳۹۹/۰۶/۱۴
تکراری، محتواش خیلی شبیه کتاب من پیش از تو بود، بسیار آرمان گرایانه و تخیلی... ..
۰
زهره
۱۳۹۸/۰۸/۱۸
به نظرم خیلی ابتدایی و سطحی بود.خوشم نیومد.نمیشد باورش کرد
۰
fateme
توصیه میکنم.
۱۴۰۲/۰۳/۳۰
این کتاب تو سبک کتابهای جوجو مویزه، داستان فانتزی عاشقانه،دختره تصمیمهای یهویی و عجیبی میگرفتو عاقلانه عمل نمیکرد و کمبود شدید اعتماد به نفس داشت ، در کل خیلی رویایی بود و آدما تحت تاثیر قرار نمیده
۰
Maryam M
۱۳۹۸/۰۷/۰۵
زیباااا
۰
ati
مطمئن نیستم.
۱۴۰۰/۰۹/۰۶
زیاد دوسش نداشتم. اوایل رمان خوب بود و بعد از اون خیلی زیاد شبیه کتاب من پیش از تو شد.
۰
Aa
توصیه میکنم.
۱۴۰۰/۰۱/۰۱
یه جورایی میشه گفت ورژن آمریکایی کتاب "من پیش از تو" جوجو مویز بود.
۰
maedeh
توصیه میکنم.
۱۴۰۱/۱۰/۱۱
کتاب خیلی قشنگی بود.می خواست بگه امید،عشق،وفاداری خیلی اهمیت داره.
۰
raman
۱۴۰۰/۱۲/۲۱
خیلی بیشتر از یک رمان عاشقانست.به همه پیشنهاد میکنم
۰
~``mahiii``~
توصیه میکنم.
۱۴۰۰/۰۴/۰۶
زیبا و غم انگیز ترجمه هم خوبه
۰
آذر صفایی
توصیه میکنم.
۱۳۹۹/۱۲/۱۹
کتاب شیرینی است و اگر اهل داستان خواندن هستید براتون خوب خواهد بود پس بخوانید و لذت ببرید.اصلا خسته کننده نیست
۰
صبا
توصیه میکنم.
۱۳۹۹/۰۸/۲۵
داستان خیلی شبیه من پیش از تو خانم مویز است
۰
negin
توصیه میکنم.
۱۳۹۹/۰۱/۲۶
کتاب خوبی بود انگار کتاب های :من پیش از تو" و "من پس از تو" رو باهم با یه نوع داستان دیگه خوندم😁
"لعنتی، به اندازهٔ کافی نیست" گفتم "چی؟" گفتی “تعداد ستارههایی که اون بالاست به اندازهٔ تعداد دلایلی که باعث شده دوستت داشته باشم نیست."
یك رهگذر
۳
عشق رازی خاموش است؛ شبیه جوکی که فقط چند نفر از آن سر درمیآورند. فقط شما دو نفر باید درکش کنید.
دختر کتابخوان
۲
«ازت پرسیدم که با من ازدواج میکنی؟» دوباره برگشتم به زمان حال.
جواب دادم «حاضری بازهم این رو ازم بپرسی؟»
«خب...»
«اگه بهت بگم نه...»
نامفهوم گفت «چرا؟» و به خواب رفت.
مطمئنم وقتی جوابش را دادم و گفتم «برای اینکه همیشه بپرسی.»
دختر کتابخوان
۲
چرا هر کس که سنش بالاتر از شصت است، هر چیز مربوط به اینترنت را «ماسماسک کامپیوتری» خطاب میکند؟
Mary gholami
۲
عین نظریهٔ فروید که میگوید، شما همیشه در ذهن خود کودکید.
Fatima
۲
این شرایط را تجربه کردهاید که به کسی نگاه میکنید و غیر از لبخند زدن به او برای ناآگاهیاش از جذابیتش کاری از دستتان برنمیآید؟ برای من چنین اتفاقی افتاد و مرا... خوشحال میکرد. به وجد آمدم؛ حسی وصفناپذیر. انگار از قبل همدیگر را میشناختیم، انگار در دنیای دیگری همدیگر را دیده بودیم
یك رهگذر
۲
این شرایط را تجربه کردهاید که به کسی نگاه میکنید و غیر از لبخند زدن به او برای ناآگاهیاش از جذابیتش کاری از دستتان برنمیآید؟ برای من چنین اتفاقی افتاد و مرا... خوشحال میکرد. به وجد آمدم؛ حسی وصفناپذیر. انگار از قبل همدیگر را میشناختیم، انگار در دنیای دیگری همدیگر را دیده بودیم. خاطراتِ نداشتهام با او همچون آتشبازی در ذهنم جرقه میزد.
یك رهگذر
۲
خوابآلود به من گفت «ازت پرسیدم که با من ازدواج میکنی؟» دوباره برگشتم به زمان حال.
جواب دادم «حاضری بازهم این رو ازم بپرسی؟»
«خب...»
«اگه بهت بگم نه...»
نامفهوم گفت «چرا؟» و به خواب رفت.
مطمئنم وقتی جوابش را دادم و گفتم «برای اینکه همیشه بپرسی.» او کاملاً خوابش برده بود.
یك رهگذر
۲
«وقتی خوب زندگی کرده باشی، این اتفاق میافته، مگه نه؟ وقتی کسی رو داری که دوستش داشته باشی... زمان زود میگذره. چشم به هم بزنی تموم شده.»
یك رهگذر
۲
«اگر به من میگفتی که میتوانم عمر دوباره داشته باشم، عمری طولانیتر، به شرط آنکه با تو نباشم، میگفتم، نه، ممنونم. من دوباره و دوباره تو و عمر کوتاهم را انتخاب میکردم.»
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
کتاب یک داستان عاشقانه عجیب و غریب بود. داستان کمی بابقیه رمان های عاشقانه فرق داشت شخصیت رمان که خودش رو کاملا باخته و هیچ امیدی به زندگی نداره یک عشق عجیب اون رو متحول می کند اگر دنبال رمان...بیشتر
من واقعا لذت بردم ، شاید اتفاقات برای همه قابل باور نباشه ولی در هر لحظه مخاطب رو باهاش همراه میکنه و مشتاقی که بدونی چه اتفاقی میوفته،
تکراری، محتواش خیلی شبیه کتاب من پیش از تو بود، بسیار آرمان گرایانه و تخیلی... ..
به نظرم خیلی ابتدایی و سطحی بود.خوشم نیومد.نمیشد باورش کرد
این کتاب تو سبک کتابهای جوجو مویزه، داستان فانتزی عاشقانه،دختره تصمیمهای یهویی و عجیبی میگرفتو عاقلانه عمل نمیکرد و کمبود شدید اعتماد به نفس داشت ، در کل خیلی رویایی بود و آدما تحت تاثیر قرار نمیده
زیباااا
زیاد دوسش نداشتم. اوایل رمان خوب بود و بعد از اون خیلی زیاد شبیه کتاب من پیش از تو شد.
یه جورایی میشه گفت ورژن آمریکایی کتاب "من پیش از تو" جوجو مویز بود.
کتاب خیلی قشنگی بود.می خواست بگه امید،عشق،وفاداری خیلی اهمیت داره.
خیلی بیشتر از یک رمان عاشقانست.به همه پیشنهاد میکنم
زیبا و غم انگیز ترجمه هم خوبه
کتاب شیرینی است و اگر اهل داستان خواندن هستید براتون خوب خواهد بود پس بخوانید و لذت ببرید.اصلا خسته کننده نیست
داستان خیلی شبیه من پیش از تو خانم مویز است
کتاب خوبی بود انگار کتاب های :من پیش از تو" و "من پس از تو" رو باهم با یه نوع داستان دیگه خوندم😁