با کد تخفیف Salam اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
کتاب کوچه کوچک‌ها اثر سعید پورزنگی آبادی

کتاب کوچه کوچک‌ها

نویسنده:سعید پورزنگی آبادیانتشارات:انتشارات مهرراوشسال انتشار:۱۳۹۰تعداد صفحه‌ها:۴۸ صفحهدسته‌بندی:امتیاز:
۴.۶از ۲۷ رأیخواندن نظرات

سال انتشار۱۳۹۰

تعداد صفحه‌ها۴۸ صفحه

دسته‌بندی
شعر نو۱ مورد دیگر

معرفی کتاب کوچه کوچک‌ها

در بخشی از این کتاب می‌خوانیم: تنها به پرنده‌ی بی‌پرواز می‌اندیشم؛ که آب و دانه‌ی این قفسِ پُرهیاهو پرواز را ز خاطرش نبُرده است؛ این دانه‌ی اسارت و آن آبِ فراموشی! تنها به یک آرزو می‌اندیشم؛ که دیگر در تعقیبِ واژه‌های بِکر نباشم تا از این گُنبد سکوت رخصت‌های و هوی برنخیزد تنها به یک مرگ می‌اندیشم به یک مرگ مُحتاجم

نظرات کاربران

merida
۱۳۹۷/۰۴/۱۳

عالی . نویسنده واقعا قلم شیوایی داشته است .پیشنهاد می کنم بخونینش حداقل یک بار

m.gh.t
۱۳۹۷/۰۵/۱۸

ساده وروان و دوست داشتنی💓

Elahe
۱۳۹۷/۰۵/۰۴

خیلی قشنگ بود... من دوبار خوندمش😊

آمـيـنْٖ
۱۳۹۸/۱۱/۲۸

دلنشین و دگر هیچ و هیچ و هیچ

کتابخوان🤓
۱۳۹۸/۰۱/۱۶

مورد پسندم نبود.. نظرمو جذب نکرد ولی بعضی از قسمت هاش قشنگ بود

mahdieh
۱۳۹۷/۰۴/۰۸

واقعا خیلی عالی بود .کتابی که اگه یبار نخونی انگار هیچ چیز از شعر نمیدونی وهیچ احساسی در تو وجود نداره🌟

پورآزاد
۱۳۹۹/۰۵/۲۶

دوست داشتم تعداد صفحاتش بیشتر باشه چون واقعا از خواندن هر صفحه ش لذت بردم .

نادیا
۱۳۹۷/۰۵/۱۳

خیلی دوستش داشتم ارزش چندبار خوندنو داره بعضی جاهاشودوس داری صدبار بخونی ک حفظ شی

☆sonia☆
۱۳۹۵/۰۹/۰۴

عالی بود خیلی دوست داشتم

ovis mae
۱۳۹۴/۰۷/۳۰

عالی بود ... واقعا زیبا بود ❤

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه (۷۳)
من در شرقی‌ترین شَبِ جهان پنهانم. همان‌گونه كه تو از من و من از خود.
✿↝...برکت...↜✿
تنها به یک آرزو می‌اندیشم
یك رهگذر
می‌شنوی صدایش را؟ صدای شکستن دلی که شاید بی‌تقصیر ...؟ دلی که اگر صاف نیست، لااقل ناصاف نیست
_SOMEONE_
تنها به پرندۀ بی‌پرواز می‌اندیشم؛ که آب و دانۀ این قفسِ پُرهیاهو پرواز را ز خاطرش نبُرده است؛ این دانۀ اسارت و آن آبِ فراموشی! تنها به یک آرزو می‌اندیشم؛ که دیگر در تعقیبِ واژه‌های بِکر نباشم تا از این گُنبد سکوت رُخصتِ های و هوی برنخیزد تنها به یک مرگ می‌اندیشم به یک مرگ مُحتاجم به یک مرگ در زیر آوار حرف‌های ناگفتۀ تو که اگر یک حنجره آزاد می‌بود صدای مهربانِ تو از هزار پنجره
Sure🪐بانوی نویسندهٔ ۹۸
تمام عشاق؛ اسب‌های رها شده در باداند که بی‌غرض شیهه می‌کشند نه بی‌هدف!
•سآرا •
گور من گُم نشود من به تو دل بستم، یار!
•سآرا •
من به شعر دُچارم مثل خورشید به تابیدن مثل شیوا به رقصیدن مثل من به تو مثل تو به رؤیا تو به من دُچاری مثل مصلوب به صلیب مثل نیلوفر به مُرداب.
آرام
تنها به یک آرزو می‌اندیشم
_SOMEONE_
گفتم به غبار چشم تو سجده كنم؟ گفتی نه و من غبار شدم.
Friba
تمام عشاق؛ اسب‌های رها شده در باداند که بی‌غرض شیهه می‌کشند نه بی‌هدف!
دختر دریا