دانلود رایگان کتاب آرتور شاه و شوالیه‌های میز گردش؛ بر اساس افسانه‌ها و اسطوره‌های قدیم راجر لنسلین گرین
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب آرتور شاه و شوالیه‌های میز گردش؛ بر اساس افسانه‌ها و اسطوره‌های قدیم

کتاب آرتور شاه و شوالیه‌های میز گردش؛ بر اساس افسانه‌ها و اسطوره‌های قدیم

مترجم:صبا کرمی
دسته‌بندی:
امتیاز
۳.۹از ۸ رأیخواندن نظرات

معرفی کتاب آرتور شاه و شوالیه‌های میز گردش؛ بر اساس افسانه‌ها و اسطوره‌های قدیم

در روزگاران قدیم. زمانی‌که هنوز کریستف کلمب امریکا را کشف نکرده بود و رم بزرگترین شهر جهان بود. پسر جوان و شجاعی به نام آرتور زندگی می‌کرد. آن زمان در بریتانیا هم هیچ حاکمی وجود نداشت. یک سال از مرگ پادشاه بزرگ شاه اووتر می‌گذشت و بزرگان قدرتمند کاخ به دنبال جانشینی برای او بودند و برحسب تقدیر، این پادشاه کسی جز آرتور جوان نبود. قلمرو پادشاهی آرتورشاه، سرزمین لوگرس، مظهر دلاوری و عدالت بود که علیه اهریمن و وحشیگری مبارزه می‌کردو در نهایت هم آن را فرو بلعید. ماجراها، قهرمانی‌ها و کاوش‌های مشهورترین شوالیه‌‌های آرتورشاه را در کتاب «آرتور شاه و شوالیه‌های میز گردش» می‌خوانید. این اثر داستان آرتور، شاه افسانه‌ای سده‌های میانه بریتانیا را روایت می‌کند. کتاب با زندگی آرتور تاریخی شروع شده و در ادامه رنگ و بوی افسانه می‌گیرد. آرتور رهبر تاریخی بریتانیا در قرن پنجم بود. زمانی که تمدن روم آخرین مقاومت‌های سرسختانه‌ی خود را در مقابل ساکسون‌ها اعمال می‌کرد؛ آرتور از بریتانیا در برابر یورش ساکسون‌ها محافظت کرد و پس از آن به نام نخستین پادشاه بریتانیا تاجگذاری کرد.

نظرات کاربران

یاس_فیروزه ای
۱۴۰۰/۰۱/۰۹

من هنوز کامل مطالعه نکردم ولی تا اینجا بنظرم دوست داشتنیه😍 این کتاب به افرادی که افسانه ها و یا داستان هایی مثل رابین هود و وایکینگ ها و شوالیه ها و کلا داستان های این مدلی رو دوست دارن

- بیشتر
Dignity
۱۴۰۵/۰۱/۰۱

بعد از مطالعه و آشنایی با داستان آرتور شاه و شوالیه‌هاش، برای درک بیشتر حتما کتاب «اسطوره جام مقدس از رابرت جانسون» رو بخونید.

محمد مهدی مشهدی کاظمی
۱۴۰۲/۰۹/۰۱

لانسلن گرین رفیق صمیمی تالکین و سی اس لوئیس بوده و عضو محفل ادبی این دو نفر بوده و خلاصه بگم که اون دو بزرگوار تو آثارشون رد و اثر استفاده از کتابهای اساطیری ایشون دیده میشه و البته که

- بیشتر
ایران آزاد
۱۴۰۳/۰۲/۰۶

به یاد ایام کودکی که کتابی به نام آرتور شاه و دلاوران میزگرد خوانده بودم و لذت برده بودم، خواستم این کتاب را بخوانم. منتها دیدم بیش از حد کودکانه است و نثر جالبی هم ندارد. ممکن است نوجوانان از

- بیشتر

بریده‌هایی از کتاب

امروز به ما ثابت شد که افتخارات بزرگ‌تری هم هست که باید در جستجوی آنها باشیم؛ چون حتی امروز که جام مقدس نزدمان آمد، چنان از چشمانمان مخفی ماند که نتوانستیم آن را ببینیم یا به آن نزدیک شویم. ازاین‌رو، من همین‌جا سوگندم یاد می‌کنم که فردا صبح زود، بی‌درنگ به جستجوی جام مقدس بروم و هرگز بازنایستم تا زمانی که آن را به دست آورم یا بر من معلوم شود که شایستگی‌اش را ندارم.»
Arash
«اگر از وسوسه‌های فریبنده برحذر باشی، حتماً شایستگی‌اش را خواهی داشت. نیروهای اهریمنی در کمین تو هستند. آنها مسلح به سحر و افسون‌های زیادی هستند. اما اگر با تمام وجود بر آنها غلبه کنی و به قلعهٔ کاربنک در ویست لندز بروی، جام مقدس را خواهی یافت. بانو بلنچفلر هم آنجاست؛ همان کسی که سال‌های سال به دنبالش بودی... و او به همسری تو درخواهد آمد. اما روی دادن تمام این اتفاقات فقط منوط به این است که تو صلاحیت آن را داشته باشی. سِر پرسیوال، حالا برو و با تهذیب نفس و اطاعت از خداوند بی‌همتا، پادشاهی را به دست آور!»
Arash
من شما را مسئول رعایت همهٔ قوانین شوالیه‌گری می‌کنم. همهٔ شما و تمام کسانی که زین پس پشت این میز قرار می‌گیرند، شوالیه‌های لوگرس هستند. برای سعادت و سربلندی لوگرس، سرزمین نیکوکاری، هرگز از فضایل انسانی و متعالی این سرزمین فاصله نگیرید. ظلم و کشتار نکنید و هیچ‌گونه عمل زشت و ظالمانه‌ای انجام ندهید. از خیانت و هر گونه حقه‌بازی و رفتار نادرستی دوری کنید. به کسانی که طلب بخشش می‌کنند، رحم کنید و در غیر این صورت، پشت این میز ننشینید. همیشه با تمام توانتان به زنان و دوشیزگان کمک کنید. برای یاری زنان و بیوه‌زنان از منزل خارج شوید و در صورت لزوم به همه پشت کنید تا ستم وارده را جبران کنید. هرگز با زنان بدرفتاری نکنید، نیز وامگذارید با آنها بدرفتاری کنند، حتی اگر رنج مرگ یا بدنامی ابدی به شما روی آورد... و هیچ‌گاه برای کسب ثروت یا دلدادگی وارد مبارزهٔ ناعادلانه و ناحق نشوید.»
Arash
بانو لینت ناگهان لحن نیش‌دارش را کنار گذاشت و گفت: «در حیرتم که تو چه‌جور آدمی هستی! باید از خانوادهٔ اصیلی باشی؛ چراکه هیچ زنی مثل من تا این حد به یک شوالیه توهین نکرده و ناسزا نگفته است. بااین‌حال، تو همچنان مؤدبانه پاسخم را می‌دهی و از خدمت کردن به من دست برنمی‌داری!» سِر گارت با متانت گفت: «بانو، شوالیه‌ای که نتواند حرف‌های تند یک زن را تحمل کند، ارزش چندانی ندارد. البته در اینکه شما با حرف‌های ظالمانهٔ خود مرا ناراحت می‌کنید، شکی نیست،
Dignity
همواره یکی چون تو خواهد بود که بدی دیگران را با خوبی پاسخ دهد.
Dignity
بااین‌همه، برای او کسب افتخار و اعمال قهرمانانه، بیش از عشق اهمیت داشت. ازاین‌رو، به ایزلت اظهار عشق نمی‌کرد.»
Dignity
«تریسترم اینک در سرزمین‌های بریتانیا بی‌هدف پرسه می‌زند و دنبال آرامشی است که هرگز به آن دست نمی‌یابد. او در کسوت یک آوازخوان دوره‌گرد، این‌سو و آن‌سو می‌رود و آواز می‌خواند و همواره ترانهٔ عشقش را سر می‌دهد:
Dignity
ایزلت، اگرچه جهان به تدریج پیر می‌شود عشق ما هرگز نمی‌میرد و تا زمانی که جوانی و بهار حقیقت دارد عشق ما هم زنده است و باقی می‌ماند ایزلت، بار دیگر شاعران قافیه‌هایشان را ساز کرده‌اند تا داستان عشقی بی‌همتا را شرح دهند داستان تریسترم و ایزلت زیبا را.»
Dignity
وقتی ایزلت زیبا، ملکهٔ کورنوال، آمد و جسد تریسترم را دید، به زانو درآمد و از شدت اندوه و غصه دق کرد و همان‌جا جان سپرد. آن دو را در یک آرامگاه به خاک سپردند و ایزلتِ وایت هندز، وقتی پشیمان شد که دیگر فایده‌ای نداشت. او بالای مزار آنها دو درخت رز کاشت؛ یکی قرمز و دیگری سفید. درخت‌ها به مرور رشد کردند و شاخه‌هایشان به سمت هم کج شدند و در هم پیچیدند، تا جایی که هر دو درخت یکی شدند و رزهای سفید و قرمز به بار آوردند... و دیگر هرگز در جهان دلدادگان وفاداری مثل آن دو پیدا نشد؛ مثل سِر تریسترم و ایزلتِ زیبا.
Dignity
رنج و ترسی مرموز و وحشتناک در چشمان لوچ و قرمزش بود که انسان را دچار وحشت می‌کرد.
Dignity

حجم

۴۲۵٫۳ کیلوبایت

تعداد صفحه‌ها

۳۷۶ صفحه

حجم

۴۲۵٫۳ کیلوبایت

تعداد صفحه‌ها

۳۷۶ صفحه

قیمت:
رایگان