«فکر کردی به همین راحتیهاست؟!» نوشته مهدی بوستانی شهر بابکی، فیلمنامهنویس، داستان نویس و فیلمساز ایرانی، ۵ داستان کوتاه با موضوع زلزله بم و تاثیراتش بر زندگی مردم از طبقات و قشرهای مختلف این شهر دارد. او از سال ۱۳۷۷ با مستند داستانی «خانه در سنگ» تا مستند «حرفه: خلبان» در سال ۱۳۹۴ بیست و چهار فیلم کوتاه ساخته است. او اکنون رئیس هیئت مدیره انجمن فیلم کوتاه ایران است.
«جمعه، پنج دی هفتادونه»، «زخم، سقف بالای سر»، «محکوم و نهایت خوشبختی» نام داستانهای این کتاباند.
بخشی از داستان «سقف بالای سر» از این کتاب را میخوانید:
بم دیگه جای زندگی کردن نیس. بم دیگه شهری نمیشه. تو هم که هفتاد و دو روز دیگه از عدّهات بیشتر باقی نمونده. عقدت میکنم میریم کرمون. یه خونهای اجاره میکنیم میشینیم توش. خدا خودش روزیرسونه. من هم که آدم زحمتکشیام طیبه، با همین ماشینو کار میکنم، فکر هم میکنم خدا این پولیرو که توی این چند سال، جمع کرده بودم و باش خونه ساخته بودم، اصلاً بهم نداده بود. دوباره از اول شروع میکنم.
مهدی که دید طیبه همچنان ساکت است و چیزی نمیگوید، لحنی ملتمسانه به صدایش داد و اضافه کرد: (قول میدم برات از هیچچی کم نذارم طیبه. خودت که منرو میشناسی. من اهل کارم. بهت قول میدم طیبه توی یکی دو سال به هر جونکندنی هس، توی کرمون برات یه خونهای بسازم. من خوشبختات میکنم، طیبه، قول میدم؛ قول مردونه) و قول مردانهاش را که داد، سکوت کرد و به طیبه نگاهی انداخت. طیبه باز هم چیزی نگفت.
خب حرفات چیه حالا؟
طیبه چارهای نداشت جز این که چیزی بگوید. و گفت: لیلا چی؟ شما که نشونکردهٔ همدیگهاین. نامزدین. هزار تا قول و قرار با هم گذاشتین. پس اون چی میشه؟
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب فکر کردی به همین راحتیهاست؟! و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
نظر شما دربارهٔ این کتاب