«توطئه بیشعورها» سومین کتاب از کتابهای خاویر کرمنت درباره بیشعوری است. او در کتاب اول خود «بیشعوری» ویژگیهای بیشعوری و نحوه درمان آن را تشریح کردهاست. در کتاب دوم این مجموعه به نام «بیشعورهای ابدی» توضیح دادهاست که بعضی افراد خاص بیشعورهای سرسختی هستند که کارشان از درمان گذشتهاست و بهترین راه دوری از آنها است و در این کتاب شاهد توطئه بیشعورها هستید:
بیشعورها دور هم جمع شدند و با هم متحد شدند.
- آنها به طور پنهانی و بدون اینکه ما خبردار شویم سازمانی را تشکیل دادند که تفرقه و ناآرامی را در جامعه ترویج دهند و به گسترش بیشعوری در هر نهاد مهم انسانی بپردازند.
- آنها نظام آموزشی را قبضه کردهاند. برنامۀ آموزشی نابود شده، آزادی اندیشه ربوده شده و نوجوانان نگران جان خود در مدارس هستند.
- آنها سیاست را قبضه کردهاند. از نظر بیشعورها مهم نیست چه حزبی روی کار باشد، مادامی که آنها با افزایش مالیات، کاستن از حقوق قانونی و ترویج نفاق در میان مردم به آنها ستم کنند.
- آنها هنر را قبضه کردهاند. هنوز هم هنرمندان، موسیقیدانها و نویسندگانی هستند که اندیشههای خلاق خود را دنبال میکنند، اما تأمین سرمایه و حمایت از کارهای هنری تا حد زیادی به دست بیشعورها افتاده است و....
راهکارهای مقابله با این بیشعورها چیست؟
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب توطئه بیشعورها و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
«نخست باید بین شستوشوی مغزی و تیرهسازی مغز تفاوت قائل شویم. شستوشوی مغزی یعنی پاکسازی ذهن از ارزشها و باورهای پیشین، که بتوان آموزههای جدید را در آن وارد کرد. این همان کاری است که با اسیران جنگی میکنند. اما تیرهسازی مغز یعنی استانداردها و ارزشهایی که برای شما ارزشمند بوده، با زیرکی مغشوش شوند؛ به طوری که ندانید به چه چیزی باید باور داشته باشید و چه کاری باید بکنید. این همان کاری است که بیشعورها با جامعه کردهاند.
Meloy G
۱
کتابچۀ الفبای یک بیشعور
با خودتان فکر کنید اگر یک بیشعور خیالپرداز بودید که برای دردستگرفتن جامعه نقشه کشیدهاید، یکی از اولین اهداف شما چه بود؟ بهدستگرفتن کل نظام آموزشی از کودکستان تا دانشگاه. چرا که اگر بتوانید یک یا دو نسل را خنگ کنید، بر کل جامعه اثر خواهد کرد. در این صورت:
- جوانان از آمادگی لازم برای استخدام برخوردار نمیشدند؛
- آمادگی لازم برای هوشمندانهرأیدادن را پیدا نمیکردند؛
- بیش از پیش مستعد اثرپذیری از بیشعورها میشدند.
Meloy G
۱
همین الگو در رقص، تئاتر و ادبیات مدرن نیز به چشم میخورد. دنیای هنر به تصرف یک مشت بیشعور ابله درآمده که میخواهند زهر خود را بریزند. اینطور به نظر میرسد که دنیای هنر تبدیل شده است به جایگاهی برای بیشعورها تا جامعه را به باد انتقاد بگیرند؛ صحنهای که روی آن میتوانند به تجلیل بدبینی و بخش تاریک طبیعت انسانی بپردازند.
حسین حایز
۱
چطور این اتفاق افتاد؟
بیشعورها دور هم جمع شدند و با هم متحد شدند.
- آنها به طور پنهانی و بدون اینکه ما خبردار شویم سازمانی را تشکیل دادند که تفرقه و ناآرامی را در جامعه ترویج دهند و به گسترش بیشعوری در هر نهاد مهم انسانی بپردازند.
- آنها نظام آموزشی را قبضه کردهاند. برنامۀ آموزشی نابود شده، آزادی اندیشه ربوده شده و نوجوانان نگران جان خود در مدارس هستند.
- آنها سیاست را قبضه کردهاند. از نظر بیشعورها مهم نیست چه حزبی روی کار باشد، مادامی که آنها با افزایش مالیات، کاستن از حقوق قانونی و ترویج نفاق در میان مردم به آنها ستم کنند.
- آنها هنر را قبضه کردهاند. هنوز هم هنرمندان، موسیقیدانها و نویسندگانی هستند که اندیشههای خلاق خود را دنبال میکنند، اما تأمین سرمایه و حمایت از کارهای هنری تا حد زیادی به دست بیشعورها افتاده است.
حسین حایز
۱
اکنون بیش از هر زمانی زمین آکنده از انسانهای شرافتمند است، اما هنوز به نظر میرسد که زمین دست بیشعورهاست و روزبهروز قدرت آنها بیشتر میشود.
حسین حایز
۱
انسانهای شرافتمند آنقدر نجیب بودند که نمیتوانستند با یکدیگر متحد شوند و به نیروی مقتدری تبدیل بشوند. آنها بیشعورها را میبخشیدند و با صبر و شکیبایی آنها را میپذیرفتند و بیشعورها نیز از این شرایط بهرۀ کافی میبردند.
Meloy G
۰
تا زمانی که صددرصدِ درآمد مردم بهعنوان مالیات به دولت پرداخت نشود، نمیتوان از دولت انتظار کارایی و بهرهوری داشت. میدانم که متقاعد کردن مردم به اینکه دولت به این پول نیاز دارد سخت است، اما قبلاً هم کارهای غیرممکن را ممکن کردهایم. دلیلی نمیبینم که نتوانیم دوباره آن را انجام دهیم. کافی است به آنها بگویم ما قصد داریم حقوق آنها را به اعانۀ (مستمری دولتی) تبدیل کنیم.
Meloy G
۰
تا زمانی که صددرصدِ درآمد مردم بهعنوان مالیات به دولت پرداخت نشود، نمیتوان از دولت انتظار کارایی و بهرهوری داشت. میدانم که متقاعد کردن مردم به اینکه دولت به این پول نیاز دارد سخت است، اما قبلاً هم کارهای غیرممکن را ممکن کردهایم. دلیلی نمیبینم که نتوانیم دوباره آن را انجام دهیم. کافی است به آنها بگویم ما قصد داریم حقوق آنها را به اعانۀ (مستمری دولتی) تبدیل کنیم.
Meloy G
۰
«ما هر کاری میتوانستیم میکردیم تا آدمهایی که به جلسههایمان میآمدند احساس ترس و سردرگمی کنند». به آنها میگفتیم شیطان منتظر لحظهای است که کنترل آنها را در دست بگیرد و برای گناهانشان آنها را شکنجه کند. مدام آتش ابدی جهنم را برایشان یادآوری میکردیم. میگفتیم باید از خدا بترسند، و اگر از کلام خدا، یعنی هر آنچه ما به آنها میگوییم، سرپیچی کنند، خداوند به خشم خواهد آمد و آنها گرفتار عذاب عظیم الهی خواهند شد. پس از گذشت مدتی، آنها هم از خدا میترسیدند هم از شیطان، و ما تنها کسانی بودیم که میتوانستند به آنها اطمینان کنند. آنها چارهای جز اطاعت از ما نداشتند.
Meloy G
۰
البته این فقط کارهای مقدماتی ما بود. برای اینکه آنها را بردۀ خود کنیم، باید وعدۀ چیزی بیش از محافظت در برابر این شرایط وحشتناک به آنها میدادیم. طعمههایی که باعث ماندن آنها در کنار ما میشد پول و شفا بود. به آنها میگفتیم که در برابر هر ۱۰ دلاری که در راه خدا به ما پرداخت میکنند، خداوند ۱۰۰۰ دلار به آنها بازمیگرداند. البته این ارقام همگی ساختگی بودند، اما به مذاق گناهکاران حریص خوش میآمد.
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
راهنمایی عالی برای جلوگیری از گسترش بیشعوری در جامعه
خخخخخخخ عالی بود
ای کاش نویسنده این کتاب، من را بیشعور به دیگران معرفی میکرد تا معروف بشوم!
این کتاب فوق العاده است حتما بخونید.