رمان «عروس شبهای پاریس» اثری از اشرف اعتماد است.
در بخشی از داستان اینگونه میخوانید:
ماه منیر با یه دسته گل زیبا روی صندلی فرودگاه نشسته بود و انتظار میکشید. بلندگوی فرودگاه، فرود هواپیمایی را که از آلمان به مقصد ایران حرکت کرده بود، اعلام کرد. ماه منیر که از خوشحالی سر از پا نمیشناخت، آهسته آهسته با کمر خمیده به طرف دری که محل ورود مسافرین بود، حرکت کرد. عینکش را کمی جابهجا کرد و با دقّت به مسافرین نگاه کرد تا شاید بتواند نوهٔ عزیزش را ببیند. مریم از دور ماه منیر را دید و شناخت و با عجله در حالیکه چمدان چرخدارش را به دنبال خود میکشید، به طرف ماهمنیر آمد و دستش را دور گردن مادربزرگ حلقه کرد و کلّی لُپهای چروکیدهٔ ماه منیر را بوسید. ماه منیر دسته گل را به آغوش نوهاش داد و با هم به طرف در خروجی فرودگاه حرکت کردند. مادر مریم دو سال پیش به رحمت خدا رفته بود و او با پدرش در آلمان زندگی میکرد. یکی از برادرهایش در کانادا پزشک بود و برادر دیگرش در اتریش تحصیل میکرد. چند سال یکبار مریم به ایران میآمد و مهمان خانهٔ مادربزرگش میشد. ماه منیر علاقهٔ زیادی به مریم داشت. مریم مهربانترین نوهاش بود.
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب عروس شبهای پاریس و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
داستان بی محتوا، نثر بد و فاقد هرگونه ارزش ادبی. توصیفات طولانی و بی حاصل در خط روایی داستان... در مجموع اصلا ارزش خواندن و وقت گذاشتن ندارد.
از خواندن نمونه کتاب واقعا لذت بردم، قلمتان ماندگار خانم اعتماد عزیز
خدایی نثرش افتضاحه.مثل سرگذشت نوشته های اینستاییه.