معرفی و دانلود کتاب نوروزنامه؛ اثر منثور حکیم عمر خیام + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب نوروزنامه؛ اثر منثور حکیم عمر خیامsubscriptionAvailable

کتاب نوروزنامه؛ اثر منثور حکیم عمر خیام

نوع کتاب
۴.۰(از ۲۲ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
عمر خیام
انتشارات: 
طاقچه

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب نوروزنامه؛ اثر منثور حکیم عمر خیام

«عمرخیام یگانه بلبل داستان‌سرای گلشن شعر و شاعری ایران است که ترانه‌های دلپذیر و نغمات شورانگیز او دنیا‌پسند است. تاکنون هیچ یک از شعرا و نویسندگان و حکما و اهل سیاست این سرزمین به اندازه‌ی او در فراخنای جهان شهرت نیافته‌اند». «نوروزنامه» منسوب به حکیم عمر خیام (۵۲۶-۴۳۹) است که در سال ۱۳۱۲ خورشیدی استاد مجتبی (۱۳۵۵-۱۲۸۲) مینوی آن را تصحیح و منتشر کرد. این کتاب دربردارنده توضیحاتی - شاید بر پایه پندار نویسنده- درباره‌ شکل‌گیری آیین‌های نوروزی ایرانیان است که با زیرکیِ ویژه خیام نگاشته شده و به همین دلیل خواندنش شادی‌بخش است. همان‌گونه که گفتیم بیشتر اطلاعات کتاب بر پایه تخیل و اساطیر ایران‌زمین است و اگر موضوعی در آن می‌بینید که نمی‌توان برایش سندی تاریخی یافت چندان عجیب نیست. آن‌چه این کتاب را ارزشمند می‌سازد، هدف نهایی نویسنده است که می‌کوشد چیستی آیین‌های نوروزی را آشکار کند. «نوروزنامه، پیشکش نوروزی طاقچه به تمامی مشتاقان فرهنگ ایران‌زمین»: امّا سبب نهادن نوروز آن بوده‌است که چون بدانستند که آفتاب را دو دور بود یکی آنک هر سیصد و شصت و پنج روز و ربعی از شبانروز باول دقیقۀ حمل باز آید بهمان وقت و روز که رفته بود بدین دقیقه نتواند آمدن، چه هر سال از مدت همی کم شود، و چون جمشید آن روز را دریافت نوروز نام نهاد و جشن آیین آورد، و پس از ان پادشاهان و دیگر مردمان بدو اقتدا کردند، و قصّۀ آن چنانست که چون گیومرت اوّل از ملوک عجم بپادشاهی بنشست خواست که ایّام سال و ماه را نام نهد و تاریخ سازد تا مردمان آن را بدانند، بنگریست که آن روز بامداد آفتاب باول دقیقۀ حمل آمد، موبدان عجم را گرد کرد و بفرمود که تاریخ از اینجا آغاز کنند، موبدان جمع آمدند و تاریخ نهادند، و چنین گفتند موبدان عجم که دانا آن روزگار بوده‌اند که ایزد تبارک و تعالی دوانزده فریشته آفریده‌است،...

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب نوروزنامه؛ اثر منثور حکیم عمر خیام و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:نوروزنامه؛ اثر منثور حکیم عمر خیام
موضوع:پژوهش ادبی
نویسنده:عمر خیام
انتشارات:طاقچه
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۰.۴۲ مگابایت
تعداد صفحه‌ها:۲۰۰ صفحه
قیمت کتاب:۱۵۰۰ تومان
برچسب:مجموعه میراث ادبی جهان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

S
۱۳۹۷/۰۱/۲۷

نثر ثقیلی دارد اما قسمتهاییش را متوجه شدم مثلا اگر برف در مکانی ببارد و یک قسمتی زودتر آب شود نشانه چیزی دفن شده در زیر آنست که برف را میگدازد و آب میکند. یا دربارهٔ خاصیت نگین های مختلف...بیشتر

۱
امین۳۶۹
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۱۲/۲۷

آخرین کتابم در سال ۱۴۰۳ شد نوروزنامه عالیجناب خیام. امسال رو با شاهنامه شروع کردم با نوروزنامه تموم میکنم چی بهتر از این. کتابی برای نوروز زیبا و متفاوت، از شاهان و ماه های سال تا انگور و پیدایش شراب:)...بیشتر

۰
Ehsan.M
۱۳۹۶/۱۲/۲۸

واقعا ممنون از همه بچه های نرم افزار طاقچه👌👌👌

۰
Dexter
۱۳۹۶/۱۲/۲۸

خیلی عالیه

۲
کاربر 8609641
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۲/۲۹

کتاب جالبیه نثرش یه کم شاید گیج کننده باشه ولی قابل فهمه و حکایتهاش هم جالب و خوندنیه در کل ارزش حد اقل یه بار مطالعه رو داره

۰
کاربر 5695695
مطمئن نیستم.
۱۴۰۴/۰۲/۲۹

این کتاب ربطی به خیام بزرگ ندارد و سهوابه او نسبت داده شده است!

۰
کاربر 8034040
مطمئن نیستم.
۱۴۰۲/۱۲/۰۸

نوشتارش خیلی بده محتوای خاصی هم ندارد🤷

۰

بریده‌هایی از کتاب

Dexter
۱۴
اکنون که جهان را بخوشی دسترسیست، هر زنده دلی را سوی صحرا هوسیست. بر هر شاخی طلوع موسی دستیست در هر نفسی خروش عیسی نفیست.
S
۱۳
اسفندارمَذ ماه، این ماه را بدان اسفندارمَذ خوانند که اسفند به زبان پهلوی میوه بود یعنی اندرین ماه میوها و گیاهها دمیدن گیرد، و نوبت آفتاب به آخر برجها رسد به برج حوت،
Dexter
۱۰
بر چهره گل نسیم نوروز خوشست، در صحن چمن روی دلفروز خوشست، از دی که گذشت هرچه گوئی خوش نیست، خوش باش و ز دی مگو، که امروز خوشست.
ajafari315
۹
شک نیست که خیام مردی آزاده فکر بود و ممکن نبود که به اعتقادات تعبدی و محدود مذهبی که جز معزول کردم پیغمبر عقل معنایی ندارد تن در دهد. هیچ‌گاه از اظهار این عقیده خویش که این دین بر آن دین برتری و رجحائی ندارد خودداری نمی کرده؛ به کعبه و کلیسا و سبحه و زنار و بتکده و مسجد و کنشت اعتنائی نداشته و جملگی را به یک چشم می‌نگریسته؛ همه آنها را ساخته فکر بشر و وسیله خوشگذرانی و افسار خر سواری مشتی شیاد میدیده و بسیار کوچکتر از آن می‌دانسته که فکر خویش را مصروف بحث در آنها نماید
S
۷
هر که زر را بی آنک در خنبره یا چیزی مسین یا آبگینه نهد همچنان در زیر زمین دفن کند چون بعد از سالی بر سر آن رود زر را باز نیابد پندارد که کسی برده است، ندزدیده باشند لیکن به زیر زمین رفته باشد، از بهر آنک زر گران باشد هر روز فروتر همی رود تا بآب رسد. و اندر قوّت زر حکایتها اندکی یاد کنیم.
Dexter
۳
روزیست خوش و هوا نه گرمست و نه سرد، ابر از رُخِ گلزار همیشوید گَرْد، بلبل، به زبانِ پهلوی، با گلِ زرد فریاد همی‌زند که: «می باید خورد!»
S
۳
حکایت، گویند یَزدجرد شهریار روزی نشسته بود بر دکان باغ سرای و انگشتری پیروزه در انگشت داشت، تیری بیامد و بر نگینۀ انگشتری زد و خرد بشکست و از وی بگذشت و بزمین درنشست، و کس ندانست که آن تیر از کجا آمد هرچند تجسس کردند پدید نیامد، وی از ان غمناک و به اندیشه شد که این چه شاید بود، چون از دانایان و ندیمان خویش بپرسید کس آن تدویل نمی‌دانست، و آنک لختی دانست نیارست گفت، پس از ان بس روزگار نیامد که بمرد، ملک از خاندان او برفت،
کاربر ۷۹۳۶۰۴۰
۱
عادت ملوک عجم و ترک و روم که از نژاد آفریدون‌اند چنان بودست که اگر پادشاهی سرایی مرتفع بنا افگندی یا شهری یا دیهی یا رباطی یا قلعه‌ای، یا رودی براندی، و آن بنا در روزگار او تمام نشدی پسر او [ و]آن کس که بجای او بنشستی بر تخت مملکت، چون کار جهان بر وی راست گشتی، بر هیچ چیز چنان جَد ننمودی که آن بناء نیم کردۀ آن پادشاه تمام کردی، یعنی تا جهانیان بدانند که ما نیز بر آبادان کردن جهان و مملکت همچنان راغبیم،
کاربر ۷۹۳۶۰۴۰
۰
فردوس دمی ز وقت آسوده تست و دوزخ شرری از رنج بیهوده‌ات.»
کاربر ۷۹۳۶۰۴۰
۰
من دامن زهد و ته به طی خواهم کرد با موی سفید قصد میخواهم کرد پیمانه عمر من بهفتاد رسید این دم نکنم نشاط کی خواهم کرد