
کتاب جان عاشق
معرفی کتاب جان عاشق
کتاب جان عاشق نوشتهی مریم دوستمحمدیان روایتی است از زندگی ژان و ماریان در دهکدهای کوچک و کارخانهای سفالسازی، در دل فرانسهای خسته از انقلاب صنعتی و بحرانهای معیشتی. بهنشر آن را منتشر کرده است و متن، خواننده را از همان سطرهای آغازین به دل کابوسها، ایمان مذهبی، عشق فرسوده و اضطرابهای پنهان میبرد. فضای کلیساهای مارسی، بندر شلوغ، کارخانهی سرامیک و کلبهی کوچک زوج داستان، صحنهی کشمکش میان ایمان و تردید، عشق و فرسودگی، و امید و ویرانی است. روایت با جزئیات تصویری و گفتوگوهای پرتنش، جهان درونی شخصیتها را آرامآرام آشکار میکند. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب جان عاشق
کتاب جان عاشق داستان ژان لیگیز است؛ کارگر و طراح ظروف سفالی که میان دو جهان در رفتوآمد است: جهان ایمان مسیحی و کلیساهای مارسی و جهان سخت و آلودهی کارخانه، دهکده و زندگی زناشوییاش با ماریان. مریم دوستمحمدیان در این کتاب، از همان فصل اوّل، ژان را در میانهی کابوسی در اقیانوسی سیاه نشان داده است؛ کابوسی که با بیدارشدن ماریان و خندههای عصبی او به واقعیت گره میخورد و از همان ابتدا مرز خواب و بیداری، رؤیا و نشانه را مبهم میکند. کتاب جان عاشق در فصل اوّل با عنوان «جان سرگشته» و در فصل دوم با عنوان «جان خسته» پیش میرود و لایهبهلایه گذشته و اکنون شخصیتها را باز میکند؛ از نوجوانی ژان کنار رود سن و شستن سگها تا تصمیمش برای رفتن به مدرسهی الهیات و بعد چشمپوشی از ردای کشیشی بهخاطر عشق به ماریان. در ادامه، فضای کلیسای سنتویکتور، خادم مست، شراب متبرک، موشهای سوزاندهشده و گفتوگوهای تند دربارهی دین و معیشت، تصویر تیرهای از نهاد دین در کنار ایمان شخصی ژان میسازد. کتاب جان عاشق در فصل دوم، کانون روایت را به کلبهی ژان و ماریان و خانهی خانوادهی گارنیه میبرد؛ جایی که نشانههای فروپاشی روانی ماریان، بازگشت برادرش مارسل، بوی الکل و ادرار، و تلاش وسواسگونهی ماریان برای شستن و مرتبکردن خانه، تنش داستان را بالا میبرد. در این میان، کارخانهی سفال و ورود مرد آلمانی، موسیو مایر، بهعنوان متخصص چینی، بُعد اجتماعی و اقتصادی تازهای به داستان میدهد و حضور «غریبهها» را در دل جامعهای بحرانزده برجسته میکند. کتاب جان عاشق با جزئیات دقیق، گفتوگوهای طولانی و ارجاعهای مکرر به آیات انجیل، جهانی میسازد که در آن عشق، ایمان، فقر، مهاجرت و بیماری روانی در هم تنیده شدهاند.
خلاصه داستان جان عاشق
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند! ژان لیگیز، کارگر و طراح ظروف در کارخانهی سفال، میان ایمان عمیق مسیحی و واقعیت خشن زندگی روزمره گرفتار شده است. او نذر کرده هر ماه به کلیسای سنتویکتور در مارسی برود و شمع روشن کند، اما هر بار با چهرهای دیگر از فساد، خستگی و بیاعتنایی دینی روبهرو میشود؛ از خادم مست تا کشیشی که شراب متبرک را برای خود نگه میدارد و موشها را عامل دورشدن مردم از کلیسا میداند. در خانه، ماریان با کابوسها، خندههای عصبی و زخمی که از درگیری با برادرش مارسل بر تن و روحش مانده، در حال فروپاشی است. ژان میان عشق به ماریان، حسرت ردای روحانیت، فشار کارخانه و حضور مرد آلمانی تازهوارد، و نشانههای شومی که در خواب و بیداری میبیند، به مرز ناامیدی و خودویرانگری نزدیک میشود و فقط آیات انجیل و خاطرهی عهدهای قدیمی است که او را از سقوط کامل بازمیدارد.
چرا باید کتاب جان عاشق را بخوانیم؟
جان عاشق تصویری پرجزئیات از تلاقی عشق، ایمان و فرسودگی در دل جامعهای صنعتی و بحرانزده ارائه کرده است. این کتاب از خلال کابوسها، گفتوگوهای تند، فضای کلیسا و کارخانه، و زندگی روزمرهی یک زوج، پرسشهایی دربارهی معنای دینداری، مسئولیت، مهاجرت و تحمل رنج پیش میکشد و خواننده را درگیر جهان درونی شخصیتها میکند.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن جان عاشق به کسانی پیشنهاد میشود که به داستانهای شخصیتمحور، فضاهای مذهبی و اجتماعی، و روایتهایی دربارهی بحران ایمان، روابط زناشویی فرسوده، و تأثیر فقر و مهاجرت بر زندگی روزمره علاقهمند هستند و حوصلهی همراهی با متنهای پرجزئیات و طولانی را دارند.
بخشی از کتاب جان عاشق
«شناور بود، در یک اقیانوس عمیق و سیاه! سر تا پا سفید پوشیده بود؛ مثل حواریون در تابلوهای نقاشی صحن کلیسا. صدای اُرگ به همراه سرود نیایشگران کل فضا را پر کرده بود. میخواست دست و پا بزند تا خودش را روی آب برساند. نتوانست. چشمهایش آینهٔ وحشتی شده بود که در جانش افتاده بود. در عمق اقیانوس تیره فرومیرفت و کاری از دستش برنمیآمد. لبهایش حرکت میکردند و به هم میخوردند؛ اما صدایی از دهانش بیرون نمیآمد. صداها و سرودها گنگ میشدند و او بیشتر در اقیانوس فرومیرفت. چشمها داشت به هم میآمد که فریاد ماریان بلند شد. از خواب پرید. ماریان از بین دندانهای قفلشدهاش میغرید. خِرخِر توی گلویش ژان را ترساند. ژان روی شانههای ماریان دست گذاشت و شروع کرد به تکاندادنش. حال ماریان تغییری نکرد. چشمش افتاد به لیوان سفالی کنار پنجره. لیوان را برداشت و یک مشت از آب لیوان را به صورت ماریان پاشید. هین خفهای توی گلوی ماریان پیچید و چشمهایش باز شد. مردمکهای ماریان روی سقف زیر شیروانی ثابت ماند. وحشت ژان بیشتر شد. زبانش مثل یک تکه سنگ، کف دهانش نشسته بود. مردمکهای ماریان روی صورت ژان چرخید. صورت ژان از دانههای ریز عرق به شبنم نشسته بود. چیزی نگذشت که صدای خندههای عصبی ماریان کل اتاق را پر کرد. ژان که تا این لحظه پایین تخت مثل یک قورباغه چندک زده بود، چهارزانو شد. نفس مانده در سینه را بیرون داد و کف چوبی اتاق به پشت افتاد. خندههای عصبی ماریان کم و زیاد میشد، اما تمامی نداشت. این چندمین شبی بود که ماریان از خواب میپرید و مثل دیوانهها میخندید.»
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب جان عاشق و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
مشخصات کتاب الکترونیکی
| نام کتاب | جان عاشق |
|---|---|
| موضوع | رمان، داستان ایرانی |
| نویسنده | مریم دوست محمدیان |
| انتشارات | به نشر |
| سال انتشار نسخه فیزیکی | ۱۴۰۴/۱۰/۲۰ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| حجم فایل کتاب | ۷۲.۶۵ مگابایت |
| شابک | ۹۷۸۹۶۴۰۲۳۸۴۹۳ |
| تعداد صفحهها | ۱۳۶ صفحه |
| قیمت کتاب | ۶۳۷۵۰ تومان |
نظر شما دربارهٔ این کتاب