
معرفی کتاب سه بار خوش شانسی
کتاب سه بار خوششانسی نوشتهی شیلا ترنیج با ترجمهی پریسا رضایی داستان دختری یازدهساله به نام مو لوبیو را روایت کرده است که در شهر کوچک توپلو لندینگ زندگی میکند. ماجرا از یک قتل و ورود کارآگاهی به نام جو استار شروع میشود و بهتدریج زندگی مو، خانوادهی غیرمعمولش و مردم شهر را زیر ذرهبین میبرد. نشر هیرمند آن کتاب را در مجموعهی سهراب منتشر کرده است و متن پیش رو نسخهی فارسی همین اثر است. سه بار خوششانسی با ترکیب تعلیق، طنز و روابط پیچیدهی خانوادگی، فضای یک شهر جنوبی در آمریکا را بازسازی کرده است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب سه بار خوش شانسی
کتاب سه بار خوششانسی داستانی است با محوریت دختری به نام مو لوبیو که در شهر کوچک توپلو لندینگ زندگی میکند؛ شهری با ۱۴۸ نفر جمعیت، یک کافهی شلوغ، شایعههای بیپایان و گذشتههایی که هیچکس دوست ندارد دربارهشان حرف بزند. شیلا ترنیج در آن کتاب از زاویهدید مو، فضای یک شهر جنوبی را نشان داده است؛ جایی که همه همدیگر را میشناسند اما باز هم راز و دروغ و سوءظن در آن کم نیست. کتاب سه بار خوششانسی در ۲۴ فصل تنظیم شده است؛ فصلهایی با عنوانهایی ماجراجویانه مثل «دردسر در توپلو لندینگ»، «قانون سهروزه»، «در مسابقات اتومبیلرانی کارولینا»، «به صحنهی جنایت من نزدیک نشو»، «شبکهی ارتباطی فامیلی» و «شهری پر از هیچکس». هر فصل بخشی از معمای قتل آقای جس، گمشدن قایق او، ورود کارآگاه جو استار و دروغ عجیب کلنل دربارهی ماشین تاندربرد را جلو میبرد و همزمان لایههایی از گذشتهی مو، کلنل و لانا خانم را رو میکند. در کتاب سه بار خوششانسی رابطهی مو با دو بزرگسال اصلی زندگیاش، یعنی کلنل و لانا خانم، در کنار دوستیاش با دیل و حضور شخصیتهایی مثل لوندر، شهردار لیتل، زنان گروه آزالیا و مادربزرگ میس لیسی، تصویری از یک «خانوادهی ساختهشده» ارائه کرده است؛ خانوادهای که از پیوندهای خونی شکل نگرفته اما در بحرانها کنار هم میایستد. ترجمهی پریسا رضایی لحن شوخ، تند و گاهی عصبانی مو را به فارسی منتقل کرده است و نشر هیرمند آن را در قالب یک رمان ماجرایی برای مخاطبان نوجوان و جوان عرضه کرده است.
خلاصه داستان سه بار خوش شانسی
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند! مو لوبیو در شبی طوفانی روی تکهای آتوآشغال در رودخانه پیدا شده و حالا با کلنل و لانا خانم در بالای کافهی توپلو زندگی میکند. او یازده سال است با دفترهای «روزشمار پیگلی ویگلی» دنبال مادر واقعیاش میگردد؛ از بطریهای حاوی نامه در نهر گرفته تا تماس با شهرهای مختلف. وقتی کارآگاه جو استار برای تحقیق دربارهی قتل مردی به نام دلف اندروز به توپلو لندینگ میآید، همهچیز بههم میریزد: قایق آقای جس گم میشود، کلنل دربارهی تاندربردش دروغ میگوید و شهر کوچک زیر فشار سوءظن قرار میگیرد. مو و دوست صمیمیاش دیل وسط این ماجراها گیر میافتند و در کنار لوندر، مادربزرگ میس لیسی و دیگران، هم باید از کسانی که دوستشان دارند محافظت کنند و هم سرنخهای قتل و گذشتهی خودشان را کنار هم بگذارند.
چرا باید کتاب سه بار خوش شانسی را بخوانیم؟
سه بار خوششانسی ترکیبی از معمای جنایی، ماجرای رشد یک دختر یازدهساله و تصویر یک شهر کوچک است. در آن کتاب روابط پیچیدهی خانوادگی، احساس رهاشدگی، دوستی و وفاداری در کنار طنز تند مو و دیالوگهای زندهی شخصیتها قرار گرفته است. خواننده در جریان حل یک قتل، با جستوجوی هویت و مفهوم «خانواده» همراه میشود.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن سه بار خوششانسی به کسانی پیشنهاد میشود که به داستانهای معمایی با قهرمان نوجوان علاقه دارند، از فضاهای شهری کوچک و شخصیتهای پرشمار لذت میبرند و دنبال روایتی هستند که همزمان به موضوعاتی مثل هویت، رهاشدگی و دوستی بپردازد. برای نوجوانان و جوانان مناسب است. «ساعت دوازده و هفت دقیقهی ظهر چهارشنبه سوم ژوئن بود که دردسر توی توپلو لندینگ شروع شد. با یک ماشین شورلت ایمپالای جادهخواب آقای جس را کشته بودند و زندگی در این شهر زیرورو شده بود. تا جایی که من میدانم هیچکس انتظار چنین اتفاقی را نداشت. بهخصوص من. دوشیزه موزز لوبیو که به کلاس ششم میروم؛ این حادثه آخرین چیزی بود که وقتی ساعت شش صبح داشتم یواشکی از بالکن خانهی دوستم دیل بالا میرفتم به ذهنم خطور کرده بود. صورتم را به توری آویزان پنجرهی اتاق دیل چسباندم و یواشکی گفتم: «آهای دیل! پاشو!» ملحفهاش را رویش کشید. صورتش را برگرداند و زیر لب گفت: «برو.» سگ دیل که اسمش ملکه الیزابت دوم است و نژادش هم خالص نیست زیر گلهای ادریسی لبهی بالکن وول میخورد. دیل تابستان هم با پنجرهی باز میخوابد چون دوست دارد صدای قورباغههای درختی و جیرجیرکها را بشنود. ولی از همه مهمتر این که پدرش فقیرتر از آن است که برایشان کولر بخرد. داد زدم: «دیل! بلند شو! منم مو!» دیل صاف نشست. چشمهای آبیاش گرد شده بود و موهای بورش ژولیده بود. انگار داشت به من اشاره میکرد. نفسنفسزنان گفت: «بر شیطان لعنت!» خانوادهی دیل بابتیست هستند. من آهی کشیدم و گفتم: «شیطون کیه! منم! آمدم بهت بگم کلنل آمده خانه ولی حال غذا پختن نداره.» دیل مثل جغدی که خشکش زده باشد پلک زد و گفت: «بیدارم کردی اینو بگی؟» – خیلی ببخشید دیل. امروز من باید کافه را باز کنم.»
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب سه بار خوش شانسی و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
مشخصات کتاب الکترونیکی
| نام کتاب | سه بار خوش شانسی |
|---|---|
| موضوع | رمان، داستان خارجی |
| نویسنده | شیلا ترنیج |
| مترجم | پریسا رضایی |
| انتشارات | نشر هیرمند |
| سال انتشار نسخه فیزیکی | ۱۳۹۸/۰۱/۰۱ |
| فرمت کتاب | |
| حجم فایل کتاب | ۲۲.۵۵ مگابایت |
| شابک | ۹۷۸۹۶۴۴۰۸۳۷۹۲ |
| تعداد صفحهها | ۳۶۴ صفحه |
| قیمت کتاب | ۵۶۲۵۰ تومان |
| برچسب | مجموعه کتاب سهراب |

نظر شما دربارهٔ این کتاب