نمایشنامه «ناصر سعیدطهرانی» اثر محمود احدینیا (-۱۳۶۷) بهترین نمایشنامه هفدهمین جشواره بینالمللی تئاتر دانشگاهی ایران است.
این اثر واقعگرایانه نگاهش را به خانوادهای تنگدست_ و نه تهیدست_ دوخته است و میکوشد مناسبات پنهان و پدرستیزی آشکار افراد خانواده را به صحنه بکشاند. خط روایت مهندسیشده و دقیق است، اما عناصرش چنان چیده شدهاند که سیر روایت روان و بطئی است: بهسان واقعیت یا تصوری که ما را به واقعپنداری راهنمایی میکند. زبان نمایشنامه به درستی کلمات را از زندگی واقعی این طبقه وام گرفته است: نه آنقدر باسمهای که حضور نویسنده را در تمام لحظات رویارویی با نمایشنامه، احساس کنیم و نه چنان کمجان که شخصیتها ساخته نشوند.
اما جذابترین مؤلفهٔ نمایشنامه شخصیتها هستند که بالقوه جان دارند و متمایز از یکدیگر و روی صحنه میتوانند باورپذیر باشند.
بخش کوتاهی از اثر که مکالمه بین دو شخصیت نمایشنامه، میثم و عبدالرضا است:
عبدالرضا:....آقا میثم بیپولی دلیل بر بیعرضگی نیست؟
میثم: کی گفته تو بیعرضهای؟
عبدالرضا: من آدم احمقیام؟ تو چشای من نگاه میکنی یاد الاغ میافتی؟ گوشام درازه یا دُم دارم؟
میثم: هیچکدوم!
عبدالرضا: ولی انگار صدایِ عرعرم داره بالا میآد تو این خونه! مامان برای من اخموتخم میکنه زنم داره میآد! آره! دو سال از من بزرگتره نامزدی قبلی داشته، دوستش دارم! گندکاری بابام بالا بزنه اینا میگن ما با چه خونوادهای ازدواج کردیم؟ اون از داستان بابا که خدا بهخیر بگذرونه چه غلطی کردیم، اینم از قروفرای مامان! من روم نمیشد طایفه زنم رو بردارم بیارم حالا روم نمیشه خودِ زنم رو بگم شبِ عید بیاد اینجا! داداشیم دیگه، تو از صبح میدونستی مامان فهمیده الهام از من بزرگتره یه کلام نباید به من بگی داداش؟
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب ناصر سعیدطهرانی و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
این نمایش نامه، زندگی یک خانواده ی تهی دستی که مرد ستیز هم هستن رو نشون می ده.