
کتاب خوابی که تعبیر شد
خاطرات آزاده حمزه عباسی دمشهری
معرفی کتاب خوابی که تعبیر شد
کتاب خوابی که تعبیر شد (خاطرات آزاده حمزه عباسی دمشهری) نوشته زهرا نوری بشاکردی روایتی مفصل درمورد زندگی و خاطرات حمزه عباسی دُمشهری، تنها آزادهی روستای دُمشهر از توابع میناب، است. نویسنده با تکیه بر مصاحبههای طولانی، مسیر زندگی این فرد را از کودکی در روستا تا حضور در جبهه، اسارت و بازگشت دنبال کرده است. فضای کتاب سرشار از جزئیات بومی، آداب مذهبی، مناسبات خانوادگی و تجربههای جنگی است که در کنار هم تصویری زنده از جنوب ایران و سالهای جنگ ایران و عراق ارائه میدهند. نشر سوره مهر این کتاب را منتشر کرده است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب خوابی که تعبیر شد اثر زهرا نوری بشاکردی
کتاب خوابی که تعبیر شد (خاطرات آزاده حمزه عباسی دمشهری) با تمرکز بر زندگی حمزه عباسی دُمشهری از دل یک روستای سرسبز و تاریخی در حاشیهی میناب آغاز میشود و بهتدریج او را در متن حوادث انقلاب ۱۳۵۷ و جنگ ایران و عراق قرار میدهد. زهرا نوری بشاکردی در این کتاب از دل بیش از ۳۰ ساعت مصاحبه، روایتی پیوسته خلق کرده است که زندگی شخصی این آزاده را دنبال کرده و فضای اجتماعی و مذهبی روستا، شکلگیری حالوهوای انقلابی و اعزام جوانان به جبهه را نشان داده است.
خوابی که تعبیر شد مسیر زندگی حمزه عباسی دمشهری را از تولد، ساختار خانوادهی پرجمعیت، کار در باغهای شمس، سختیهای کودکی در روستایی بدون آب و برق، مراسم مذهبی آستانه و تعزیه و حضور روحانیون در ماه رمضان روایت کرده است. سپس بهتدریج به سالهای اوجگیری انقلاب، نقش خانهی محمد مظفری بهعنوان محل رفتوآمد مبارزان و شوق نوجوانانهی حمزه برای رفتن به جبهه میرسد.
در ادامهی کتاب خوابی که تعبیر شد با تلاشهای حمزه عباسی دمشهری برای اعزام، فرارهای مخفیانه از خانه، ثبتنام در سپاه میناب، دورههای آموزشی در پادگان شهید دستغیب کازرون، اعزام به کردستان و سپس حضور در لشکر ۴۱ ثارالله همراه میشوید. روایت جزئیات سفرها، توقفها، آموزشها، شوخیها و ترسها و رسیدن به فاو و امالقصر، فضای خط مقدم، نگهبانیهای شبانه، مواجهه با اجساد عراقیها و شهادت همرزمان با جزئیات فراوان بازگو شده است.
خلاصه کتاب خوابی که تعبیر شد
کتاب زندگی حمزه عباسی دُمشهری را از دل روستایی در جنوب ایران دنبال میکند؛ جایی که فقر امکانات، کار سخت در باغهای شمس و صمیمیت همسایهها و پررنگبودن مراسم مذهبی، کودکی او را شکل میدهد. روایت با ماجرای مرگ برادر بزرگتر، نذر مادر در آستانهی حضرت ابوالفضل (ع)، تغییر نام «انو» به «حمزه» و بیماری و بهبود مادر گره میخورد و از همان ابتدا پیوند میان زندگی روزمره و باورهای دینی را نشان میدهد.
این کتاب شوق نوجوانی حمزه برای رفتن به جبهه، چند بار فرار از خانه، ثبتنام پنهانی در سپاه، دورههای آموزشی سخت در کازرون، اعزام به کردستان و حضور در لشکر ۴۱ ثارالله را روایت کرده است. صحنههای عبور از شطالعرب، رسیدن به قشلهی فاو، نگهبانیهای پراضطراب شبانه، مواجهه با جنازههای مانده در نمکزار، تمرین پرتاب نارنجک و حوادث خطرناک آن و شهادت همرزمانی مثل صالحی و منصور امینی، محور بخشهای میانی کتاب هستند و زمینهی ورود به فصلهای اسارت و بازگشت را فراهم میکنند.
چرا باید کتاب خوابی که تعبیر شد را بخوانیم؟
کتاب خوابی که تعبیر شد تصویری از جنگ ایران و عراق و اسارت از زاویهی دید یک نوجوان روستایی ارائه کرده است؛ روایتی که هم جزئیات زندگی بومی جنوب ایران را ثبت کرده و هم تجربهی جبهه، ترس، شوخی، دلتنگی و شهادت را از درون سنگرها نشان داده است. این اثر امکان همراهی با یک آزاده را از کودکی تا خط مقدم فراهم میکند.
خواندن کتاب خوابی که تعبیر شد را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
این کتاب به کسانی پیشنهاد میشود که به ناداستان معاصر ایران و قالب خاطرات، جنگ و زندگی رزمندگان و آزادگان و نیز فضای روستاهای جنوب ایران در دههی ۱۳۵۰ علاقهمند هستند. همچنین اثر حاضر برای پژوهشگران حوزهی تاریخ شفاهی و ادبیات پایداری منبعی سرشار از جزئیات میدانی و بومی است.
درباره زهرا نوری بشاکردی
زهرا نوری بشاکردی زادهی سال ۱۳۷۱ و از نویسندگان شهرستان میناب در جنوب ایران است. او در دفتر فرهنگ و مطالعات پایداری حوزهی هنری هرمزگان به کار پژوهشگری مشغول بوده است. کتاب خوابی که تعبیر شد (خاطرات آزاده حمزه عباسی دمشهری) اثر اوست.
بخشی از کتاب خوابی که تعبیر شد
«بعد از گذشت ساعتها با ملحفهای که از زیرم کشیده شد به هوش آمدم. نمیدانستم کجا هستم. بهسختی خونآبههای توی دهانم را قورت دادم و گفتم: «من کجام؟ اینجا کجاست؟ تشنهم. آب میخوام ... آب ...» انگار هیچکس صدایم را نمیشنید. دستی به صورتم کشیدم. خیلی ورم کرده بود و از درد زیاد ناله میزدم. احساس میکردم چشم راستم از کاسه بیرون آمده و آویزان است. آنقدر چشمم درد میکرد که درد گوشم را فراموش کرده بودم. هر چه فریاد زدم کسی به دادم نرسید. لختههای خون و خاکهایی که به چشم چپم چسبیده بود را بهسختی بلند کردم. عصبهای سمت راست صورتم کلاً از بین رفته بود. چشم راستم کامل باز بود؛ اما چیزی نمیدیدم. فک شکسته و آویزانم باعث شده بود دهانم کج شود و دید چشم چپم کم شده بود. بهسختی سرم را چرخاندم. دستم را گذاشتم زیر فکم و نگاهی به اطراف انداختم. چیزی که به چشم میخورد دو ردیف تخت آهنی با یک پنکهٔ سقفی و دو لامپ بود.»
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب خوابی که تعبیر شد و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
مشخصات کتاب الکترونیکی
| نام کتاب | خوابی که تعبیر شد |
|---|---|
| عنوان دیگر | خاطرات آزاده حمزه عباسی دمشهری |
| موضوع | دفاع مقدس، خاطرات، زندگینامه |
| نویسنده | زهرا نوری بشاکردی |
| انتشارات | انتشارات سوره مهر |
| سال انتشار نسخه فیزیکی | ۱۴۰۴/۰۱/۰۱ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| حجم فایل کتاب | ۲۴.۴ مگابایت |
| شابک | ۹۷۸۶۲۲۷۲۶۲۴۰۷ |
| تعداد صفحهها | ۲۱۰ صفحه |
| قیمت کتاب | ۱۱۲۵۰۰ تومان |

نظر شما دربارهٔ این کتاب