
کتاب مارکس از منظر پساساختارگرایی (لیوتار، دریدا، فوکو، دلوز)
معرفی کتاب مارکس از منظر پساساختارگرایی (لیوتار، دریدا، فوکو، دلوز)
کتاب مارکس از منظر پساساختارگرایی (لیوتار، دریدا، فوکو، دلوز) نوشتهی سایمون چوت با ترجمهی پژمان برخورداری تلاشی است برای بازخوانی مارکس در آینهی چهار متفکر مهم پساساختارگرا. نویسنده در این اثر نشان میدهد که چگونه لیوتار، دریدا، فوکو و دلوز هرکدام بهشیوهای متفاوت با مارکس درگیر شدهاند و چه تصویرهایی از او ساختهاند. نشر نقد فرهنگ آن را منتشر کرده است و متن مترجم نیز افق بحث را در فضای فکری معاصر فارسیزبان قرار میدهد. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب مارکس از منظر پساساختارگرایی (لیوتار، دریدا، فوکو، دلوز)
کتاب مارکس از منظر پساساختارگرایی از همان آغاز با طرح این پرسش پیش میرود که آیا اصلاً میتوان میان مارکس و پساساختارگرایی نسبتی سازنده برقرار کرد یا نه. سایمون چوت نشان میدهد خصومت و سوءظن متقابل میان مارکسیستها و پساساختارگرایان چگونه بهتدریج جای خود را به نوعی مواجههی پیچیدهتر داده است که نه صرفاً نفی است و نه تلفیق ساده. در کتاب مارکس از منظر پساساختارگرایی نویسنده ابتدا در مقدمه و فصل اول، صحنهی فکری فرانسهی پس از جنگ، گذار از انسانگرایی هگلی به ساختارگرایی و سپس برآمدن پساساختارگرایی را ترسیم میکند. در این مسیر، جایگاه آلتوسر بهعنوان حلقهی واسط میان مارکسیسم، ساختارگرایی و پساساختارگرایی توضیح داده میشود و مفاهیمی مانند ایدهآلیسم بهمثابه فلسفهی خاستگاهها و غایتها، ماتریالیسم تاریخی و نقد انسانگرایی باز میشود. کتاب مارکس از منظر پساساختارگرایی در فصلهای بعدی بهصورت تحلیلی به خوانش مارکس نزد لیوتار، دریدا، فوکو و دلوز میپردازد. هر فصل بر یک متفکر متمرکز است و نشان میدهد او چگونه با مفاهیمی چون غایتشناسی، تاریخ، قدرت، سوبژکتیویته، میل و سرمایهداری به سراغ مارکس رفته است. در فصل پایانی نیز این چهار خوانش با هم و با قرائت آلتوسر مقایسه میشوند تا خطوط کلی نوعی ماتریالیسم جدید که در دل این مواجهات شکل میگیرد روشن شود.
خلاصه کتاب مارکس از منظر پساساختارگرایی (لیوتار، دریدا، فوکو، دلوز)
کتاب مارکس از منظر پساساختارگرایی بر این ایده استوار است که مارکس و چهار متفکر پساساختارگرا درگیر تلاشی مشترک برای صورتبندی نوعی ماتریالیسم نو هستند، هرچند این تلاش با نقدهای تند به میراث ایدهآلیستی و هگلی همراه است. سایمون چوت نشان میدهد لیوتار، دریدا، فوکو و دلوز چگونه در خوانش مارکس، هم بقایای ایدهآلیسم را نشانه میرسانند و هم امکانات نادیدهماندهی آثار او را برجسته میکنند. در کتاب مارکس از منظر پساساختارگرایی مفاهیمی مانند غایتشناسی، خاستگاه، تاریخ، قدرت، میل، سوبژکتیویته و سرمایهداری در کانون بحث قرار میگیرند. نویسنده با دنبالکردن رد مارکس در نوشتههای این چهار فیلسوف، تمایز میان عناصر «میراثی» و عناصر نو در اندیشهی مارکس را پی میگیرد و نشان میدهد چگونه خوانش پساساختارگرایانه میتواند هم تصویر تازهای از مارکس به دست دهد و هم محدودیتهای خود پساساختارگرایی را آشکار کند.
چرا باید کتاب مارکس از منظر پساساختارگرایی (لیوتار، دریدا، فوکو، دلوز) را بخوانیم؟
کتاب مارکس از منظر پساساختارگرایی امکان دیدن همزمان مارکس و پساساختارگرایی را در آینهی یکدیگر فراهم میکند. خواننده با مسیرهای متفاوتی آشنا میشود که از دل آنها میتوان به فهمی پیچیدهتر از ماتریالیسم، نقد ایدهآلیسم، و نسبت فلسفهی سیاسی با تاریخ، قدرت و میل رسید.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
کتاب مارکس از منظر پساساختارگرایی به کسانی پیشنهاد میشود که به فلسفهی قارهای، نظریهی انتقادی، مطالعات مارکسیستی و پساساختارگرایی علاقه دارند و میخواهند نسبت این دو سنت را در سطحی دقیق و تحلیلی دنبال کنند.
بخشی از کتاب مارکس از منظر پساساختارگرایی (لیوتار، دریدا، فوکو، دلوز)
«این کتاب نویددهندهٔ آن است که تعامل بدیع و سازنده میان مارکس و پساساختارگرایی امکان پذیر است و البته چنین تعاملی تنها در صورتی امکان پذیر است که رویکرد متفاوتی را در پیش گیریم. آنچه در ادامه می آید نقد مارکسیسم از منظر پساساختارگرایی یا بالعکس نیست و همچنین کوششی در راستای تلفیق این دو و ساختن مارکسیسمِ پساساختارگرا نیز نخواهد بود. در این کتاب بیشتر از اینکه در پی گونه ای بررسی تطبیقی باشم و خصوصیات هر نظام فکری را به گونه ای مجزا بررسی کنم، نقطه عزیمت خود را استوار بر این نکته آغاز می کنم که مارکس تأثیری شگرف بر جریان پساساختارگرایی داشته است و هر متفکر پساساختارگرا نیز به گونه ای متفاوت دربارهٔ مارکس قلم زده است یا از آراء وی بهره برده است. تحلیل شیوه هایی که این چهار متفکر پساساختارگرا بدان وسیله به خوانش مارکس دست زده اند یا از آن استفاده کرده اند می تواند نکته های مفیدی را دربارهٔ نقاط ضعف و قوت آنها و به طور عام تر دربارهٔ فلسفهٔ سیاسی آشکار سازد. از سویی هر متفکر را در تکینگی خود، و نه به مثابه نمایندهٔ یک جریان فکری عام تر، مورد بررسی قرار خواهم داد اما در عین حال به سرنخ های مشترکی نیز اشاره خواهم داشت که به واسطهٔ استفادهٔ آنان از مارکس در جریان است و در این میان، مجموعه ای از استدلال های بهم پیوسته ارائه خواهد شد. در ابتدا و مهم تر از همه به این نکته خواهم پرداخت که رویکرد پساساختارگرایانهٔ مجزا و مبتکرانه ای برای مواجهه با مارکس وجود دارد، رویکردی که هم شرایط زمینه ایی که پساساختارگرایی از آن برمی خیزد را بازتاب می دهد و هم منافع و تأثیرات گسترده تر پساساختارگرایی را مورد لحاظ قرار می دهد. علاوه بر آن، خصلت این رویکرد نفیِ مارکس نیست بلکه پساساختارگرایان به گونه ای مولد با آثار مارکس سروکله می زنند، بر ابتکارات مارکس تأکید می کنند و بر نقش حائز اهمیت سیاسی و فلسفی آن برای جهان معاصر مُهر تأیید می زنند.»
حجم
۳۸۶٫۱ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۰
تعداد صفحهها
۳۳۶ صفحه
حجم
۳۸۶٫۱ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۰
تعداد صفحهها
۳۳۶ صفحه