
کتاب جامانده در غسالخانه
معرفی کتاب جامانده در غسالخانه
کتاب جامانده در غسالخانه نوشتهی پریسا توکلی مجموعهای از شعرهای کوتاه و بلند است که انتشارات پرپروک آن را منتشر کرده است. در این کتاب شاعر با زبانی امروزی به سراغ تجربههای شخصی، روابط عاطفی، خانواده، مرگ، تنهایی و آشفتگیهای روزمره رفته است. فضای شعرها میان تصویرهای شهری، خانه، خیابان، غسالخانه و کهکشان در نوسان است و از دل همین تضادها، حس ناامنی و دلتنگی مداومی شکل میگیرد. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب جامانده در غسالخانه
کتاب جامانده در غسالخانه مجموعهای از شعرهای پریسا توکلی است که در آن جهان شاعر با تکیهبر تصویرهای تند، گاهی خشن و گاهی عاطفی شکل گرفته است. شاعر در بسیاری از شعرها از عناصر روزمره مثل فنجان قهوه، روزنامه، چاقو، سطل زباله، متکا، دفتر مشق و گلهای قالی استفاده کرده است تا وضعیتهای عاطفی پیچیدهای مثل ترس، اضطراب، دلبستگی و دلکندن را نشان دهد. در همین کتاب مرگ و غسالخانه در کنار خانه، حیاط، حوض و اتاق کودک قرار گرفته است و از این همنشینی، حسی از ناامنی و فروپاشی آرام زندگی خانوادگی بیرون میآید. در کتاب جامانده در غسالخانه شعرها اغلب کوتاهاند و بر یک تصویر مرکزی استوار شدهاند؛ تصویری مثل «چاقوهای خانه ما»، «خانه ما دارد نفسهای آخرش را میکشد»، «بالشم خرناس میکشد» یا «بقجه خاطره روی سکوی غسالخانه». شاعر در این مجموعه از تشبیهها و جانبخشیهای پیدرپی استفاده کرده است تا اشیا و فضاهای آشنا را به موجوداتی زنده و گاهی تهدیدکننده تبدیل کند. در بخشهایی از کتاب جامانده در غسالخانه لحن به سمت ترانه و وزنهای آشناتر میرود و مضامینی مثل عشق، جدایی، دلتنگی و فاصله در قالب بیتها و بندهای آهنگین بیان شده است. این رفتوآمد میان شعر آزاد و ترانه، تنوعی در ریتم و حالوهوای مجموعه ایجاد کرده است. کتاب جامانده در غسالخانه در کنار تصویرهای تلخ از بیماری، فقر، جنگ و شهادت، لحظههایی از رؤیاپردازی عاشقانه را هم نشان میدهد؛ جایی که شاعر از کشف «تنها قارهی قلب» میگوید یا در خواب، معشوق را سیاره به سیاره جستوجو میکند. این همزمانی عشق و مرگ، خانه و غسالخانه، کودک و چاقو، از ویژگیهای محوری فضای این کتاب است.
خلاصه کتاب جامانده در غسالخانه
در کتاب جامانده در غسالخانه محور اصلی شعرها تجربهی زیستن در جهانی است که همزمان پر از عشق و تهدید است. شاعر از خانهای میگوید که «نفسهای آخرش را میکشد»، از مادری که «فنجان پر سرطان» مینوشد و از چاقوهایی که دستهای او را بیش از سبزیها دوست دارند. در کنار این تصویرهای تلخ، عشق و دلبستگی هم حضور پررنگی دارد؛ از رؤیای کشف «تنها قارهی قلب» معشوق تا جستوجوی او در سیارهها و کهکشانها. مرگ در این کتاب حضوری مداوم دارد و در شعر پایانی بهصورت بقجهای از خاطره روی سکوی غسالخانه تصویر شده است. مجموعه، تنهایی، دلتنگی، بیپناهی و امیدهای کوچک را در قابهایی کوتاه و تصویری کنار هم مینشاند.
چرا باید کتاب جامانده در غسالخانه را بخوانیم؟
خواندن این کتاب فرصتی است برای دیدن زندگی روزمره از زاویهای تصویری و گاه هولناک؛ جایی که اشیای آشنا جان میگیرند و روابط خانوادگی و عاطفی در آینهی مرگ، بیماری و تنهایی بازتاب پیدا میکند. ترکیب شعر آزاد و ترانه، و رفتوآمد میان خانه، شهر و غسالخانه، تجربهای متنوع و پر از تصویر میسازد.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
این کتاب به کسانی پیشنهاد میشود که به شعر معاصر فارسی، تصویرهای تند و عاطفی، و فضاهای شهری و خانوادگی علاقهمند هستند. همچنین به خوانندگانی پیشنهاد میشود که دوست دارند مضامین عشق، مرگ، تنهایی و اضطراب را در قالب شعر و ترانه دنبال کنند.
حجم
۲۴۱٫۹ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۲
تعداد صفحهها
۵۰ صفحه
حجم
۲۴۱٫۹ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۲
تعداد صفحهها
۵۰ صفحه