
کتاب طوری که دروغ گفتم...
معرفی کتاب طوری که دروغ گفتم...
کتاب طوری که دروغ گفتم... نوشته هدر گودنکاف با ترجمه سودابه پاس لاری داستان قتلی قدیمی در شهر کوچک گروتو در ایالت آیووا را دنبال میکند؛ قتلی که پس از ۲۵ سال دوباره زنده میشود. این رمان که نشر شالگردن آن را منتشر کرده است، در مجموعهی سری کتابهای گتسبی | رمان جهان قرار دارد و میان گذشته و حال، میان رازهای خانوادگی و زخمهای کهنه، رفتوآمد میکند. محور داستان کشف جسد ایو ناکس نوجوان در غارهای رنسم و بازگشایی دوبارهی پروندهی اوست؛ پروندهای که حالا کارآگاهی به نام مگی کندی، دوست قدیمی ایو، سراغش رفته است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب طوری که دروغ گفتم...
کتاب طوری که دروغ گفتم... رمانی معمایی و جنایی است که هدر گودنکاف در آن به قتل دختری پانزدهساله به نام ایو ناکس و پیامدهای طولانیمدت این حادثه در یک شهر کوچک پرداخته است. داستان در شهر خیالی گروتو در آیووا میگذرد؛ شهری رودخانهای که بهخاطر غارهایش شناخته میشود و همین غارها صحنهی کشف جسد ایو هستند. روایت میان سال ۱۹۹۵ و سال ۳۰۳۰ جابهجا میشود و نشان میدهد چگونه یک قتل حلنشده میتواند زندگی آدمها را برای دههها تحت تأثیر قرار دهد.
فصلها در کتاب طوری که دروغ گفتم... با زاویهدید شخصیتهای مختلف پیش میروند: ایو، مگی کندی، نولا ناکس و حتی اسناد و بریدهروزنامهها. مگی که حالا کارآگاه پلیس گروتو است و در آستانهی مادرشدن قرار دارد با پیداشدن یکی از چکمههای قدیمی ایو دوباره وارد پرونده میشود. او باید هم با خاطرات خودش از شب کشف جسد روبهرو شود و هم با خانوادهی ناکس، بهویژه نولا، خواهر عجیب و ناآرام ایو.
کتاب طوری که دروغ گفتم... علاوه بر خط اصلی معما، به روابط پیچیدهی خانوادگی، خشونت پنهان در رابطهی ایو و دوستپسرش نیک بردی، نگاه مردم شهر کوچک، شایعات و تأثیر یک پروندهی حلنشده بر روان بازماندگان میپردازد. در کنار اینها، خردهروایتهایی مثل آتشسوزیهای مشکوک در خانههای متروکه، کار دامپزشکی نولا و وضعیت پدر سالخوردهی مگی، لایههای دیگری به فضای داستان اضافه کرده است.
خلاصه داستان طوری که دروغ گفتم...
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند!
داستان طوری که دروغ گفتم... اثری از هدر گودنکاف ماجرای قتل ایو ناکس پانزدهساله است؛ دختری که جسدش در غارهای رنسم نزدیک خانهشان پیدا میشود. سالها بعد، مگی کندی که آن زمان دوست صمیمی ایو و حالا کارآگاه پلیس گروتو است، با پیداشدن یکی از چکمههای ایو دوباره وارد پرونده میشود.
او باید مدارک قدیمی را مرور کند، با خانوادهی ناکس و نیک بردی، دوستپسر سابق ایو، روبهرو شود و در عین حال با بارداری و مسئولیتهای شخصی خودش کنار بیاید. در طول داستان، گذشتهی ایو، رابطهی پرتنش او با نیک، رفتارهای نگرانکنندهی نولا و رازهای شهر کمکم آشکار میشود، اما پاسخ نهایی اینکه چه کسی در آن شب در غار چه کرده، تا پایان معما باقی میماند.
چرا باید کتاب طوری که دروغ گفتم... را بخوانیم؟
کتاب طوری که دروغ گفتم... ترکیبی از معمای قتل، فضای شهر کوچک و روابط پیچیدهی خانوادگی است. این اثر نشان میدهد که یک جنایت حلنشده چگونه در حافظهی جمعی و زندگی روزمرهی آدمها رسوب میکند. رفتوآمد میان گذشته و حال، چندصداییبودن روایت و تمرکز بر شخصیتهایی مثل مگی و نولا، خواندن آن کتاب را برای علاقهمندان رمانهای جنایی شخصیتمحور جذاب کرده است.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن کتاب طوری که دروغ گفتم... به کسانی پیشنهاد میشود که به رمانهای جنایی و معمایی با فضای شهر کوچک، داستانهای مبتنی بر رازهای خانوادگی و روایتهای چندزمانی علاقهمند هستند و بهدنبال داستانی پر از تعلیق و کشف تدریجی حقیقتاند.
حجم
۱٫۶ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۳۶۴ صفحه
حجم
۱٫۶ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۳۶۴ صفحه