
کتاب هویت مغز شما
معرفی کتاب هویت مغز شما
کتاب هویت مغز شما نوشته شانتل پرات با ترجمه میلاد رستگاریفرد اثری است از مجموعه «مطالعات میانرشتهای، کتابخانه جهان مغز» که نشر سایلاو آن را منتشر کرده است. این کتاب به سراغ مغز انسان رفته و نشان میدهد چرا هیچ دو مغزی شبیه هم نیستند و چگونه تفاوتهای ریز در ساختار و کارکرد مغز، شیوه فکرکردن، احساسکردن و تصمیمگرفتن هر فرد را شکل میدهد. نویسنده با تکیهبر پژوهشهای علوم اعصاب، روانشناسی، زبانشناسی و مهندسی عصبی تلاش کرده تصویری شخصی و درعینحال علمی از «مغز منِ نویسنده» و «مغز توِ خواننده» ارائه کند و از دل آن به پرسشهای قدیمی مثل طبیعت در برابر تربیت پاسخ دهد. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب هویت مغز شما
کتاب هویت مغز شما با روایت شخصی شانتل پرات آغاز میشود؛ جایی که نویسنده از تجربه نوشتن کتاب در میانه همهگیری کووید-۱۹ و تغییرات عجیب عادتها و احساساتش میگوید و این تجربه را به پرسش محوری خود پیوند میزند: «چرا من اینطور هستم؟» در ادامه، کتاب هویت مغز شما این سؤال را به سطحی عصبشناختی و فلسفی میبرد و نشان میدهد چگونه مغز، هویت و سبک زندگی هر فرد را میسازد. ساختار کتاب هویت مغز شما از یک مقدمه با عنوان «علوم اعصاب شما از صفر» و دو بخش اصلی تشکیل شده است. در بخش اول با عنوان «طراحیهای مغز» به تفاوتهای مهندسی مغز پرداخته شده است؛ از نامتوازنبودن دو نیمکره و «دو سوی روایت مغز شما» تا «زبانهای شیمیایی مغز» و ریتمهای عصبی که رفتارهای منعطف را هماهنگ میکنند. در این بخش، مثالهایی مانند ماجرای فینیاس گیج، رانندههای تاکسی لندن و آزمون سخت «دانش» نشان میدهند چگونه ساختار مغز میتواند شخصیت، حافظه و تواناییهای فضایی را دگرگون کند. بخش دوم کتاب هویت مغز شما با عنوان «عملکردهای مغز» به این میپردازد که مغزهایی با مهندسی متفاوت چگونه ما را در جهان به پیش میرانند. فصلهایی مانند «تمرکز»، «سازگاری»، «هدایت»، «کاوش» و «ارتباط» توضیح میدهند مغز چگونه بین سیگنالهای رقیب انتخاب میکند، محیط را میآموزد، از دانستهها برای تصمیمگیری استفاده میکند، کنجکاوی و تهدید را وزن میکند و درنهایت چگونه دو مغز روی یک طولموج مشترک قرار میگیرند. کتاب هویت مغز شما در سراسر متن، بحث کلاسیک «طبیعت در برابر تربیت» را با مثالهای عینی، مطالعات دوقلوها و پژوهشهای فراژنشناسی بازخوانی کرده است.
خلاصه کتاب هویت مغز شما
کتاب هویت مغز شما از این گزاره شروع میکند که «این مغز من است که من را اینگونه کرده است» و سپس لایهبهلایه نشان میدهد این جمله چه معنایی دارد. نویسنده ابتدا توضیح میدهد مغز چگونه با ۸۶ میلیارد نورون و شبکهای فشرده، از انرژی بدن برای ساختن افکار، احساسات و تصمیمها استفاده میکند و چرا حتی تفاوتهای کوچک در این شبکه میتوانند به سبکهای کاملاً متفاوت فکرکردن و رفتارکردن منجر شوند. در ادامه، کتاب هویت مغز شما تفاوتهای فردی را در چند محور اصلی دنبال میکند: طراحی دو نیمکره و تقسیم کار بین آنها، نقش مواد شیمیایی مغز در واکنش به استرس، تفاوت در ریتمهای عصبی، و سازوکارهایی که پشت تمرکز، یادگیری، عادتسازی، کنجکاوی و ارتباط اجتماعی قرار دارند. نویسنده با مثالهایی مثل لباس معروف آبی/طلایی، اختلال کمتوجهی-بیشفعالی، رانندگان تاکسی لندن و مطالعات دوقلوها نشان میدهد چگونه طبیعت (ژنتیک و زیستشناسی) و تربیت (تجربه و فرهنگ) درهم تنیدهاند و هویت مغزی هر فرد را میسازند.
چرا باید کتاب هویت مغز شما را بخوانیم؟
کتاب هویت مغز شما تصویری چندبعدی از مغز ارائه میکند که در آن «عادی» یا «غیرعادی» بودن جای خود را به طیفی از تفاوتها میدهد. خواننده با مفاهیم علوم اعصاب نه بهصورت انتزاعی، بلکه در پیوند با تجربههای روزمره مثل استرس، حواسپرتی، یادگیری، روابط و تفاوت در درک واقعیت آشنا میشود و میتواند الگوی خاص کارکرد مغز خود را بهتر بشناسد.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن کتاب هویت مغز شما به کسانی پیشنهاد میشود که به علوم اعصاب، روانشناسی، تفاوتهای فردی، یادگیری و رفتار انسان علاقهمند هستند یا در این حوزهها تحصیل و کار میکنند. همچنین به افرادی پیشنهاد میشود که میخواهند ریشه مغزی عادتها، تمرکز، استرس و سبک تصمیمگیری خود را بهتر درک کنند. «پیشگفتار: از مغز من تا مغز تو یک جمله معروف هست که میگوید با مجموع همه آنچه که یک فرد درون خود دارد میتوان یک کتاب نوشت اما هیچکس به این اشاره نمیکند که بیرون کشیدن این کتاب از درون فرد چقدر سخت است. حداقل کسی به من در اینباره چیزی نگفته است و راستش اگر میگفتند هم احتمالاً من گوش نمیدادم. من فهمیدم که روش یادگیری مغزم از آن نوع است که میخواهد «اجاق داغ را لمس کند تا ببیند چقدر داغ است». صادقانه بگویم خیلی از این بابت شکرگزارم چون درست است که در این راه گاهوبیگاه دچار سوختگیهایی میشوم اما این سوختگیها بهمنزله سختیهایی هستند که من را برای نوشتن این کتاب آماده کردهاند. اگر شما هم با خواندن این کتاب بهاندازه نیمی از اطلاعاتی که من حین نوشتن آن در مورد مغز خودم بهدست آوردم بیاموزید قطعاً همه این سختیها ارزشش را داشتهاند. در باب اولین تجربه من از نگارش یک کتاب همین بس که اصلاً هیچ چیز آن «عادی» نبوده است. بخش بزرگی از آن همان آزمایشی بود که همه ما ناخواسته در آن شرکت کردیم؛ همان آزمایشی که در سال ۲۰۲۰ و با آن ویروس جهانی شروع شد. من آن را به چشم یک کاوش جسورانه در مورد آنچه روانشناسان مسئله طبیعت در مقابل تربیت نامیدهاند میبینم. چه مقدار از وجود ما نتیجه ساختار زیستی و ذاتی ماست و چقدر از آن پاسخ ما به محیطمان است؟ در پی شیوع کووید-۱۹ بسیاری از ما بخشهای معمول زندگی روزمره خود را با اضطراب گسترده در مورد سلامت جانی و ایمنی خود و عزیزانمان جایگزین کردیم. خوشبختانه فعالیت من بهعنوان دانشمند و استاد دانشگاه واشنگتن در سیاتل ابزارهایی را برای من فراهم میکرد تا بتوانم تشخیص دهم در این شرایط چه اتفاقی برای من میافتد اما به دلایلی که در نیمه دوم این کتاب خواهید دید برای من آگاهی بیشتر به عملکرد بهتر منجر نشد. در عوض من با شگفتی و درعینحال وحشتزدگی شاهد دگرگون شدن زندگیام بودم. متعجب شده بودم که چقدر احساسات من با نحوه مواجهه دیگران با تغییر روال عادی زندگیشان متفاوت است. برخی از آنان در بهترین فرم بدنی عمرشان بودند درحالیکه من دائماً در حال درجا زدن بودم. برخی دیگر دستور پخت غذاهای مختلف را با همدیگر ردوبدل کرده و بهدنبال یافتن راهی برای پخت بهترین نانها بودند. من نهتنها کمتر آشپزی میکردم بلکه سراغ خیلی از کارهایی که فکر میکردم اگر وقت کافی داشته باشم انجام میدهم نیز نرفتم. در عوض دائماً پای تلویزیون بودم و شوهرم را مجبور کرده بودم ساعتها با من بازی رومیزیای به نام «همهگیری» را انجام دهد که در آن وظیفه بازیکن نجات دنیا از شیوع یک ویروس خطرناک بود. علاوهبراین خیلی بد غذا میخوردم و بیشازپیش به نوشیدنیهای الکلی روی آورده بودم. در لحظاتی که بیحرکت یکجا نشسته و به بدن در حال چاق شدن خودم خیره میشدم همان سؤالی را از خودم میپرسیدم که باعث شده بود به مطالعه این رشته روی بیاورم: «چرا من اینطور هستم؟» پاسخ این سؤال از نظر عملی ساده بود اما از دید زیستشناختی و فلسفی میتوان دهها کتاب در پاسخ به آن نوشت. این مغز من است که من را اینگونه کرده است.»
حجم
۲٫۹ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۳۰۴ صفحه
حجم
۲٫۹ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۳۰۴ صفحه