با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
پنج نمایش‌نامه برگزیده کودک و نوجوان

دانلود و خرید کتاب پنج نمایش‌نامه برگزیده کودک و نوجوان

۳٫۸ از ۴ نظر
۳٫۸ از ۴ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب پنج نمایش‌نامه برگزیده کودک و نوجوان  نوشته  ایرج صادقی طاری  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچه

معرفی کتاب پنج نمایش‌نامه برگزیده کودک و نوجوان

«پنج نمایش‌نامه برگزیده کودک و نوجوان» دربردارنده منتخبی از نمایش‌نامه‌های هجدهمین دوره جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان در همدان است.

تئاتر کودک و نوجوان به چند جهت اهمیت دارد. یکی از مهم‌ترین جنبه‌های مهم تئاتر کودک و نوجوان نقش جدی آن در آموزش و تربیت مخاطب می‌باشد. منظور از تربیت در حوزه تئاتر کودک و نوجوان ایجاد شناخت و آگاهی در مخاطب است

نمایش‌نامه‌های بابا که ترس نداره (ایرج صادقی‌طاری)، بازی (حسن حاجت‌پور)، پسرک نون زنجبیلی (ندا ابرار پایدار)، سلیمان و سمردون (فریبا رئیسی)و ماجراهای هاکلبری‌فین (کیومرث قنبری‌آذر و مسعود شاکرمی) را در این کتاب می‌خوانید.

بخشی از نمایش‌نامه «پسرک نون زنجبیلی»:

صحنه روشن می‌شود. در سمت چپ صحنه، کلبه‌ای قدیمی و کهنه که در جنگل ساخته شده، دیده می‌شود و صدای پرندگان از دور شنیده می‌شود. پیرمردی لاغر و ناتوان در وسط صحنه دیده می‌شود. در حال شکستن هیزم‌هایی هست که از جنگل جمع کرده است. پیرزنی در صحنه مشغول آب دادن به گل‌هایش است.

پیرزن: (به پروانه‌ای که روی گل نشسته خیره می‌شود) وای چه پروانه قشنگی! (به پیرمرد)هی بیا ببین چقدر قشنگه...

پیرمرد: (با بی‌حوصلگی) قشنگه که قشنگه، به من چه؟!

پیرزن: اِ...اِ .... پر زد رفت. از دست تو نارحت شد.

پیرمرد: من دیگه دارم می‌رم.

پیرزن: (درون کلبه میرود و با عجله بقچه غذای پیرمرد را می‌آورد) بیا بگیر. هیچی تو خونه نداریم رفتی شهر یه مقدار آذوقه بخر.

پیرمرد: باشه (بقچه را با تعجب لمس میکند و احساس میکند خیلی نرم است و شبیه نان نیست بقچه را باز میکند و دو عروسک در می‌آورد)می‌شه بگی اینا تو بقچه من چه کار می‌کنن؟

پیرزن: (باخوشحالی)اِ.. اِ.. گیزی! ویزی! (به عروسک‌ها) می‌دونین دیروز چقدر دنبالتون گشتم؟! اصلاً دیگه دوست‌تون ندارم (به خودش میآید و متوجه نگاه پیرمرد می‌شود)

پیرمرد: مگه به من قول نداده بودی که...

پیرزن: (شرمنده) آره، ولی این دو تا رو دلم نیومد بندازم دور. نگاهشون کن گناه دارن. (می‌خواهد از دست پیرمرد بگیرد)

پیرمرد: (با عصبانیت)نه نمی‌دمشون، آخه تا کی می‌خوای عروسک بازی کنی؟! یکی ببینه چی می‌گه؟ ها!(عروسک‌ها را درون بقچه می‌گذارد)

نظری برای کتاب ثبت نشده است
بریده‌ای برای کتاب ثبت نشده است

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۱۷۶ صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۰/۰۱/۰۱
شابک۹۷۸۶۰۰۵۷۶۵۱۰۶
تعداد صفحات۱۷۶صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۰/۰۱/۰۱
شابک۹۷۸۶۰۰۵۷۶۵۱۰۶