
کتاب گور ته چشم
معرفی کتاب گور ته چشم
کتاب گور ته چشم نوشتهی اعظم زلفی گل روایتی بلند و چندنسلی از زندگی زنانی است که در میانهی جنگ، مهاجرت، عشقهای زخمی و خانوادهای پر از ترس و تعصب، دنبال معنای زندگی و عشق میگردند. خانه داستان چوک آن را منتشر کرده است و نسخهی الکترونیکی آن کتاب برای خواندن در قالب کتابخوانها و موبایل آماده شده است. داستان از زاویهی دید رویا روایت میشود؛ زنی که میان گذشتهی پر از کابوس و حالِ آشفتهاش، مدام به عقب برمیگردد و از دل خاطرات کودکی، نوجوانی، ازدواج، سقط جنین، جنگ و رابطهاش با نگار، مرصاد، مهران، مامانثروت، جانجان و دیگران، تصویری تکهتکه اما زنده از یک خانواده و یک دورهی پرآشوب میسازد. در این کتاب، فضا مدام بین آپارتمان شهری، خانهی روستایی جانجان، بیمارستان، زیرزمینهای پناهگاهمانند و حیاطهای خاکی و نمخورده جابهجا میشود و همزمان با این جابهجاییها، ذهن راوی هم بین حال و گذشته رفتوبرگشت دارد. جنگ، فقط پسزمینه نیست؛ در تصمیمها، ترسها، مهاجرتها و حتی شکلگرفتن رابطهی رویا و نگار حضور پررنگ دارد. گور ته چشم بیش از آنکه به حادثههای بیرونی تکیه کند، درونیات شخصیتها، احساس گناه، وسواس، عشق، خشم و میل به رهایی را دنبال کرده است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب گور ته چشم
کتاب گور ته چشم با تمرکز بر زندگی رویا و اطرافیانش، جهان داستانی اعظم زلفی گل را در بستری خانوادگی و اجتماعی شکل داده است. در این جهان، چند نسل از زنان یک خانواده حضور دارند: جانجان که خاطرهی عشق اساطیری و مقاومتش در روستا را با خود حمل میکند، مامانثروت که زیر بار وسواس، ترس و قضاوتهای آقاجان خم شده، شهین که درگیر نقش عروس و عروسخانه است، و رویا که میان عشق به مهران، ازدواج با مرصاد، سقط جنین و احساس گناه، مدام خودش را بازجویی میکند. نگار، دختر مرصاد، حلقهی پیوند نسل تازه با گذشته است؛ دختری که از فرانسه برگشته، فارسی را با لهجهای خاص حرف میزند، دوربینش را همهجا همراه دارد و میخواهد از جنگ و جبهه «خاطره تصویری» جمع کند. در کنار اینها، آقاجان با مذهبی خشن، غیرتی آمیخته به خشم و کنترلی که بر بدن و زندگی دخترانش اعمال میکند، سایهای سنگین بر روایت انداخته است. در گور ته چشم، ساختار کتاب بر فصلهای متعدد استوار است؛ از فصل اول که با صحنهی سوررئال و تکاندهندهی درخت لوبیا، قلاب سقف و آوردن مرصاد آغاز میشود تا فصلهای بعدی که به خانهی روستایی جانجان، روزهای بمباران، سقط جنین رویا، رابطهی او با نگار، خاطرات مهران، و گذشتهی مامانثروت و شهین میپردازد. در فهرست کتاب، شانزده فصل دیده میشود که هرکدام بخشی از پازل زندگی این خانواده را کامل میکند؛ فصلهایی مثل فصل اول که با تصویرسازی شدیداً حسی و آمیخته به خیال شروع شده است و فصل دوم که فضای روستا، حیاط جانجان، آغل، تنورستان و روزهای موشکباران را به تصویر کشیده است. کتاب گور ته چشم در هر فصل، همزمان دو خط را جلو میبرد: خط بیرونیِ رویدادها (جنگ، فرار، ازدواج، سفر، سقط، رفتن نگار به جبهه) و خط درونیِ ذهن راوی که پر از کابوس، احساس گناه، بازخوانی تصمیمها و تلاش برای فهمیدن معنای عشق و فداکاری است.
خلاصه داستان گور ته چشم
رویا، راوی اصلی، در گور ته چشم از همان ابتدا در صحنهای آمیخته به خیال و واقعیت ظاهر میشود: درخت لوبیایی که تا سقف کشیده شده، قلابی که باید محکم در سقف فرو برود، چکههایی که از سقف میریزد و بوی خون و اشک زنانی را میدهد که آنجا آمدهاند، و مرصادی که قرار است آویزان شود. کنار این تصویر، مادر، مامانثروت، مینا، شهین، جانجان و نگار حضور دارند؛ بعضیشان میرقصند، بعضی نگراناند و بعضی فقط نگاه میکنند. این صحنه، مثل یک گور دستهجمعی در ته چشم راوی، بارها در طول کتاب با شکلهای مختلف به یاد آورده میشود. در فصلهای بعد، روایت به عقب برمیگردد. خانهی روستایی جانجان با حیاط بزرگ، درختان گردو و سیب، تنورستان، آغل و اتاقهای کاهگلی، پناه خانواده در روزهای موشکباران میشود. شهین و خانوادهی شوهرش از شهرک اکباتان به روستا پناه آوردهاند، مامانثروت روی سکوی حیاط نشسته و در خاطرات زایمان خودش و اضطراب دایی سهراب غرق است، و رویا با بوی زغال، صدای آژیر، و یادآوری روزهایی که نگار را در زیرزمینها پناه میداد، به گذشته پرت میشود. جنگ در این کتاب، هم صدای آژیر و شکستن شیشههاست، هم لرزش بدن نگارِ کودک که فارسی را درست بلد نیست و از پناهگاه میترسد. رویا در میانهی این آشوب، گذشتهی خودش را مرور میکند: فرار از خانهی آقاجان، ازدواج با مرصاد بهخاطر پول، سفر به فرانسه، بارداری ناخواسته، کابوسهای مداوم از «بچهی نامشروع» و تبدیلشدن به «قاتل همهی مردم روی زمین» طبق تفسیرهای آقاجان از آیههای قرآن، و در نهایت سقط جنین در بیمارستان. این سقط، به زخمی دائمی در ذهن او تبدیل میشود؛ زخمی که در کابوسها، در صدای جنینی که او را «مامان قاتل» صدا میزند و در هر مواجهه با نگار دوباره باز میشود. نگار برای او هم دختر است، هم یادآور جنینی که از دست داده، هم آینهای که خطاهای مرصاد و خودش را در آن میبیند. در بخشهای دیگر، رابطهی رویا با مهران، پسر دایی خوشخط و عاشق، باز میشود؛ عشقی که بدون قول و قرار رسمی، در نگاهها و تابلوهای خط و شعر مولانا و حافظ شکل گرفته و رویا آن را با انتخاب مرصاد و پول، به قول خودش «به گند کشیده است». همزمان، گذشتهی مامانثروت و جانجان مرور میشود: جانجان که برای دفاع از خودش در روستا چاقو در پهلوی مردی فرو کرده، زیر بار دین چراغعلی رفته و سالها با حس بدهکاری زندگی کرده است؛ مامانثروت که با وسواس، ترس از آقاجان و احساس گناه بابت سقط جنین، دخترانش را بزرگ کرده است. در زمان حال داستان، نگار تصمیم میگیرد به جبهه برود؛ نه برای جنگیدن، بلکه برای عکاسی از «حماسهها». او امضای مرصاد را جعل کرده، شناسنامهها را برداشته و فقط چند روزی را در خانهی روستایی جانجان مانده تا کنار رویا باشد. گفتوگوهای طولانی رویا و نگار دربارهی عشق، پدر، جنگ، مرگ، عکس و خاطره، هستهی عاطفی کتاب را میسازد و نشان میدهد که چگونه هر دو، درگیر مرگ و زندگی عشقاند؛ یکی با گذشتهای پر از حس گناه، دیگری با شوق رفتن به جایی که ممکن است بازگشتی نداشته باشد.
چرا باید کتاب گور ته چشم را بخوانیم؟
گور ته چشم از دل جزئیات زندگی روزمره، حیاطهای خاکی، بوی زغال، صدای آژیر، اتاقهای بیمارستان و گفتوگوهای طولانی کنار حوض، تصویری زنده از چند نسل زن در یک خانواده ساخته است؛ زنانی که هرکدام بهنوعی با عشق، ترس، بدن، جنگ و قضاوت اجتماعی درگیرند. این کتاب نشان داده است که جنگ فقط در خط مقدم اتفاق نمیافتد؛ در آشپزخانهها، زیرزمینها، اتاقهای زایمان، و در ذهن زنانی که باید بین ماندن، رفتن، سقطکردن، عاشقماندن یا پشتکردن به عشق تصمیم بگیرند هم جنگی دائمی جریان دارد. خواندن این کتاب فرصتی است برای دیدن رابطهی پیچیدهی مادر و دختر در قالب رویا و نگار؛ رابطهای که از سوءتفاهم، تمسخر، خشم و رقابت شروع میشود و به همدلی، اعتراف و نوعی همسرنوشتی میرسد. در کنار آن، تصویر آقاجان بهعنوان پدری که مذهب، غیرت و خشونت را در هم آمیخته، و مرصاد بهعنوان مردی خوشگذران و بیثبات، زمینهای فراهم کرده است تا خواننده ببیند چگونه ساختار خانواده و جامعه بر بدن و انتخابهای زنان اثر میگذارد. گور ته چشم همچنین برای کسانی که به روایتهای درهمتنیدهی زمان حال و گذشته، و زبان آمیخته به تصویر، خاطره و مونولوگ درونی علاقه دارند، تجربهای متفاوت فراهم کرده است؛ روایتی که در آن، یک تصمیم مثل سقط جنین یا فرار از خانه، تا سالها بعد در رؤیاها، کابوسها و رابطهها ادامه پیدا میکند.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
به کسانی پیشنهاد میشود که به داستانهای خانوادگی چندنسلی با محوریت زنان، روایتهای مرتبط با جنگ و بمباران در زندگی شهری و روستایی، و داستانهایی دربارهی احساس گناه، سقط جنین، عشقهای ناکام و رابطهی پیچیدهی مادر و دختر علاقهمند هستند. همچنین به خوانندگانی پیشنهاد میشود که از متنهای پرجزئیات، گفتوگوهای طولانی شخصیتها و رفتوبرگشت میان گذشته و حال در یک روایت بلند لذت میبرند.
حجم
۱٫۴ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۲۳۶ صفحه
حجم
۱٫۴ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۲۳۶ صفحه