
کتاب فراسوی امید
معرفی کتاب فراسوی امید
کتاب فراسوی امید نوشتهی غزل اسماعیلی داستانی نوجوانانه دربارهی دوستی، رؤیاها، فشار درس و رویارویی با آیندهای تاریک است که نشر متخصصان آن را منتشر کرده است. این کتاب با روایت دختری نوجوان آغاز میشود که میان دغدغههای درسخواندن برای تیزهوشان، دلتنگی برای دوستان قدیمی و عشق عمیق به کتابها گیر افتاده است و کمکم پای او به ماجرایی باز میشود که از یک کتابفروشی کوچک شروع میشود و تا سفری در زمان و شهری افسانهای به نام «شهر امید» ادامه پیدا میکند. حضور شخصیت غزل کتابدار، کتابفروشی دنج محله، یک کتاب آبی بینام و برگهای پر از کدهای عجیب، فضای داستان را از خاطرات روزمرهی مدرسه به ماجرایی پر از تعلیق و سؤال میبرد. نویسنده در پانزدهسالگی این داستان را نوشته و در سخن آغازین کتاب از تجربهی خلق شخصیتها و جاندادن به آنها گفته است؛ همین موضوع به فضای اثر حالوهوای صمیمی و نزدیک به ذهن نوجوانان داده است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب فراسوی امید
کتاب فراسوی امید داستانی است از غزل اسماعیلی که در چند بخش زمانی مختلف روایت شده و زندگی یک دختر نوجوان را از روزهای درسخواندن برای آزمون تیزهوشان تا روبهروشدن با مسئلههای بزرگتری مثل معنای امید، آیندهی بشر و حق زندگی دنبال کرده است. ساختار کتاب به چهار بخش اصلی تقسیم شده است: «بخش اول: زمان حال»، «بخش دوم: آینده»، «بخش سوم: زمان حال» و «بخش چهارم: آینده». در بخش اول، خواننده با دنیای آشنا و روزمرهی راوی روبهرو میشود؛ از کلاس پنجم و رؤیای قبولی در تیزهوشان تا دوستی با چهار نفر از «خفنترین آدمهای دنیا»، تغییر مدرسه، فشار درسها، خستگی، و در عین حال دلخوشیهای کوچک مثل قدمزدن با پدر در خیابانهای شلوغ شهر و غرقشدن در کتابها. در همین بخش است که کتابفروشی غزل، پیرزن مهربان عاشق کتاب، وارد داستان میشود و کتاب آبیِ بینام و برگهی مرموزش آرامآرام مسیر زندگی راوی را عوض میکند. در ادامهی کتاب فراسوی امید فضای داستان از خاطرات مدرسه و دغدغههای نمره و کارنامه فاصله میگیرد و به سمت ماجرایی علمیتخیلی و پرتنش حرکت میکند. در «بخش دوم: آینده» و سپس در رفتوبرگشت میان «زمان حال» و «آینده»، شخصیت آنیا از آینده وارد داستان میشود؛ دختری که ادعا میکند از زمانی آمده که در آن انسانها طبیعت را نابود کردهاند، بیماریهای آزمایشگاهی بین مردم پخش شده، دولتها برای بقا دست به جنایت زدهاند و تنها جایی که هنوز نشانی از خوشبختی دارد شهری جداافتاده به نام «شهر امید» است. برگهی داخل کتاب آبی حاوی کدهایی است که میتواند نقطهضعف این شهر را آشکار کند و همین موضوع پای شخصیتهای دیگری مثل آرین، پارسا و فرمانروای شهر امید را به ماجرا باز میکند. در فصلهایی مثل «فردا صبح»، «سه هفته بعد» و صحنههای کتابفروشی، جشنوارهی فروش، درگیری نیمهشب، و گفتوگوهای طولانی دربارهی امید، انتخاب، خیانت و مسئولیت، داستان از یک خاطرهی شخصی به روایتی گستردهتر دربارهی آیندهی جهان و معنای خوشبختی تبدیل شده است.
خلاصه داستان فراسوی امید
داستان از زبان دختری نوجوان روایت میشود که در «زمان حال» زندگیاش را مرور میکند؛ از روزهایی که با شوق برای آزمون تیزهوشان درس میخواند تا قبولی در سمپاد و ورود به مدرسهی فرزانگان. او از فشار درسها، آزمونهای پیدرپی، خستگی و اشکها میگوید اما در کنار آن از دوستی با چهار نفر که برایش «اندازهی یک دنیا» ارزش دارند، از لذت بودن با آدمهای شوخطبع، از شب قدمزدن با پدر و از اینکه کتابها را «بهترین دوستهایش» میداند. در همین رفتوآمدهای روزانه است که کتابفروشی کوچکی با صاحب جدیدش، غزل کتابدار، به پناهگاه او تبدیل میشود؛ جایی برای شکلات داغ، نصیحتهای صمیمی دربارهی دنبالکردن علاقه، و حرفزدن از اینکه چطور میشود بین پول، علاقه و آینده تعادل پیدا کرد. وقتی غزل بهدلیل بیماری در بیمارستان بستری میشود، راوی موقتاً مسئول بازکردن کتابفروشی میشود. در یکی از روزها کتاب آبیِ بینامی را در بالاترین قفسه پیدا میکند که برگهای پر از اعداد و کدهای عجیب در آن پنهان شده است. کمی بعد، شبی در کتابفروشی با دختری ناشناس روبهرو میشود که او را میبندد و در انباری زندانی میکند؛ دختری به نام آنیا که لباسهای عجیب دارد و ادعا میکند از آینده آمده است. آنیا توضیح میدهد که در آینده، طبیعت نابود شده، بیماریهای ساختهی انسانها جمعیت را کم کرده، شورشها بالا گرفته و تنها جایی که هنوز «خوشبخت» است شهر امید است؛ شهری بسته که ساکنانش اجازه نمیدهند دیگران وارد شوند و برای حفظ امنیت خودشان حاضرند بقیه را قربانی کنند. برگهی داخل کتاب آبی حاوی کدهایی است که میتواند شهر امید را نابود کند و همین آن را به ابزاری برای معامله با فرمانروای شهر تبدیل کرده است. از اینجا به بعد، داستان به سمت تعلیق و درگیری میرود: جشنوارهی فروش کتابفروشی بهانهای میشود تا دزد برگهی اصلی شناسایی شود؛ پسر چشمعسلی مرموزی وارد ماجرا میشود؛ نیمهشب، دو نفر با موهای بور برای دزدیدن برگهی جعلی به کتابفروشی میآیند و در درگیری، راوی و آنیا آنها را زمینگیر میکنند. کمکم روشن میشود که یکی از آنها آرین است که در شهر امید برای شاه کار میکند و برادرش پارسا گروگان اوست. آنیا گذشتهی خودش را بازگو میکند: دوستیهای نوجوانی، مرگ یکی از دوستان بر اثر سرطان، بیماری همهگیر، ازهمپاشیدن خانوادهها، پیشنهاد ورود به شهر امید در ازای ترک دوستان، و بعد نامهای که خبر میدهد یکی از دوستانش بدون او به شهر امید رفته است. نفرت و احساس رهاشدگی او را تا مرز خودکشی و بعد تا تصمیم برای انتقام و سفر در زمان میکشاند. در پایان بخشهای موجود، نقشهای شکل میگیرد: استفاده از برگه نه برای نابودی شهر، بلکه برای وادارکردن فرمانروا به پذیرفتن مردم عادی، آزادکردن پارسا و ساختن امکانی برای زندگی در «فراسوی امید»ی که فقط مخصوص عدهای خاص نباشد.
چرا باید کتاب فراسوی امید را بخوانیم؟
فراسوی امید از دل تجربهها و احساسات یک نوجوان نوشته شده و همین باعث شده فضای مدرسه، استرس امتحان، رؤیای تیزهوشان، دوستیهای صمیمی و عشق به کتابها در آن کتاب ملموس و نزدیک باشد. در عین حال، داستان به همینجا محدود نمانده و با ورود عنصر سفر در زمان، شهر امید و بحرانهای جهانی، به سؤالات بزرگتری مثل اینکه «امید دقیقاً چیست؟»، «حق زندگی چهقدر عادلانه تقسیم شده؟» و «آیا میشود خوشبختی را فقط برای گروه کوچکی نگه داشت؟» پرداخته است. ترکیب خاطرات روزمره با ماجرای علمیتخیلی، کتابفروشی دنج با دستگاه سفر در زمان، و گفتوگوهای خانوادگی با بحثهای جدی دربارهی آیندهی جهان، فضایی ساخته که هم برای همراهی احساسی مناسب است هم برای فکرکردن. در این کتاب، رابطهی میان دو نسل هم پررنگ است؛ از گفتوگوهای راوی با پدر و مادرش دربارهی نمره، آینده و فشار درس تا رابطهی او با غزل کتابدار که شبیه نسخهی پیرتر و آرمانی خودش است. حضور آنیا از آینده، این رابطهها را به سطح دیگری میبرد و نشان میدهد تصمیمهای امروز نوجوانان چهطور میتواند در آیندهی جمعی اثر بگذارد. داستان در کنار ماجرای اصلی، مدام به ارزش دوستی، اهمیت انتخاب مسیر شخصی، نقش امید در ادامهدادن و اینکه «زندگی را هرطور بگیری همانطور میگذرد» برمیگردد. برای کسانی که به دنبال داستانی هستند که هم فضای آشنا و نوجوانانه داشته باشد هم پایش را از مدرسه فراتر بگذارد و به آیندهی جهان سرک بکشد، این کتاب میتواند تجربهای متفاوت باشد.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
به نوجوانان و جوانانی پیشنهاد میشود که با دغدغههایی مثل فشار درس، انتخاب رشته و آینده، دوستیهای صمیمی و عشق به کتابها درگیر هستند. همچنین به کسانی پیشنهاد میشود که به داستانهایی با حالوهوای علمیتخیلی، سفر در زمان، شهرهای خیالی و در عین حال رگههای پررنگ عاطفی و خانوادگی علاقهمندند. خواندن آن به معلمان، مشاوران مدرسه و والدینی هم پیشنهاد میشود که میخواهند از زاویهی نگاه یک نوجوان به ترکیب درس، رؤیا و امید نگاه کنند.
حجم
۳۶۴٫۹ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۱۰۰ صفحه
حجم
۳۶۴٫۹ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۱۰۰ صفحه