کتاب مرهم معنا علی هادی مقدم + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب مرهم معنا

کتاب مرهم معنا

دسته‌بندی:
امتیازبدون نظر

معرفی کتاب مرهم معنا

کتاب مرهم معنا نوشته‌ی علی هادی‌مقدم روایتی بلند و پیوسته از گفت‌وگوهای یک استاد سال‌خورده‌ی آشنا با روان‌شناسی و معارف اسلامی با مردی جوان و دل‌پریشان است که زیر بار افسردگی، وسواس، احساس گناه و پرسش‌های عمیق معنایی خم شده است. انتشارات متخصصان آن را منتشر کرده است و متن کتاب در قالب مجموعه‌ای از فصل‌های داستان‌گونه پیش می‌رود که در آن‌ها پای مادر نگران، منشی جوان، کوه‌نوردی‌های سحرگاهی، سخنرانی‌های دانشگاهی و خاطرات کودکی هم به میان می‌آید. این کتاب با تکیه‌بر روایت و گفت‌وگو، موضوع‌هایی مثل انگ «روانی‌بودن»، رنج، معنای زندگی، نسبت دین و روان، نقش کودکی در شکل‌گیری زخم‌های درونی، بازوالدینی، احساس گناه والدین، ترس از داروی روان، و حتی دغدغه‌های ژنتیک در ازدواج دو فرد درگیر اختلال روان را در بستر یک داستان پیوسته دنبال کرده است. در خلال این روایت، آیات و روایات، شعرهایی از مولوی و حافظ، اشاره‌هایی به فیلسوفانی مثل افلاطون، ارسطو، شوپنهاور، نیچه و ویکتور فرانکل و نیز تاریخچه‌ای از نگاه ادیان و تمدن‌ها به بیماری روانی مطرح شده است. نسخه‌ی الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب مرهم معنا

کتاب مرهم معنا با محوریت شخصیت استادی فرهیخته و مهربان شکل گرفته که هم در روان‌شناسی دانشگاهی و هم در متون قرآنی و سنتی سال‌ها مطالعه کرده است. علی هادی‌مقدم در این کتاب از همان ابتدا صحنه‌ای ساده می‌سازد: مادرِ دانشجوی قدیمی‌اش با چهره‌ای غمگین وارد اتاق استاد می‌شود و از پسر جوانی می‌گوید که در آستانه‌ی پایان پزشکی است اما زیر فشار اختلال بدریخت‌انگاری، افسردگی و وسواس فکری از کار و زندگی افتاده و از درمان‌های معمول سر باز می‌زند؛ چون معتقد است تا پاسخ سؤالات فلسفی و دینی‌اش را نگیرد، درمان برایش بی‌معناست. این نقطه‌ی آغاز زنجیره‌ای از دیدارها و گفت‌وگوهاست که در فصل‌هایی با عنوان‌هایی مثل «با این احساس گناه چه کنم؟»، «آیا من روانی‌ام؟»، «خسته‌ام، چرا من و این‌همه رنج؟»، «پیام کوهسار برای دل پریشان»، «تقدیر من در دست من، نه دیگران»، «اسلام و روان»، «کار گره می‌خورد» و «شرم از خوردن داروی روان» دنبال می‌شود. در هر فصل، بخشی از زندگی درونی و بیرونی مرد جوان باز می‌شود؛ از اتاق نامرتب و درازکشیدن‌های طولانی روی تخت تا آشنایی با منشی استاد، شرکت در سخنرانی دانشگاه، کوه‌نوردی جمعه صبح، بازگشت به خاطرات کودکی پر از دعوای پدر و مادر و درنهایت مواجهه با احساس گناه، شرم، خشم و امید. کتاب مرهم معنا در ادامه‌ی روایت، به‌تدریج لایه‌های مختلفی از موضوع سلامت روان را در پیوند با دین و معنویت باز می‌کند. در یک فصل، استاد با مرد جوان درباره‌ی انگ «روانی‌بودن» حرف می‌زند، از تاریخچه‌ی نسبت‌دادن بیماری روانی به جن و شیطان تا تلاش بقراط، ابن‌سینا و رازی برای دیدن این اختلال‌ها به‌عنوان بیماری واقعی. در فصلی دیگر، بحث رنج و معنای آن پیش کشیده می‌شود؛ از افلاطون و ارسطو تا بودا، شوپنهاور، نیچه و ویکتور فرانکل و سپس نگاه قرآن به ابتلاء، صبر و معنای رنج. در فصل «پیام کوهسار برای دل پریشان» صعود به کوه بهانه‌ای می‌شود برای گفت‌وگو درباره‌ی تلاش، ورزش، طبیعت و اثر آن‌ها بر روان. در «تقدیر من در دست من، نه دیگران» نقش کودکی، شرم سمی، خود کاذب، بازوالدینی و مسئولیت‌پذیری در برابر سرنوشت بررسی شده است. فصل «اسلام و روان» به تمایز روح و روان، مفهوم نفس در قرآن، نفس اماره، لوامه و ملهمه و نسبت آن‌ها با ساختار روان در نظریه‌ی فروید می‌پردازد و نشان می‌دهد چگونه تزکیه‌ی نفس می‌تواند معنایی نزدیک به روان‌درمانی پیدا کند. در بخش‌های پایانی، ماجرای علاقه‌ی مرد جوان و منشی، ترس از وراثت اختلال، مداخله‌ی استاد و روان‌درمانگر، و موضوع شرم از مصرف داروی روان، روایت را به سمت پرسش‌های عملی‌تری درباره‌ی درمان، دارودرمانی و نگاه دینی به این موضوع می‌برد.

خلاصه داستان مرهم معنا

در مرهم معنا علی هادی‌مقدم از دل یک داستان طولانی، گفت‌وگویی عمیق درباره‌ی رنج، معنا و سلامت روان شکل داده است. استاد، مرد جوان را که خود را «دل‌پریشان» می‌نامد، قدم‌به‌قدم از سطح سؤال‌های خام «آیا من روانی‌ام؟» و «چرا من و این‌همه رنج؟» به سمت پرسش‌های کارآمدتر «چطور با رنجم روبه‌رو شوم؟» و «چطور از آن برای رشد استفاده کنم؟» می‌برد. در این مسیر، چند محور اصلی برجسته است. نخست، زدودن انگ «روانی‌بودن» است. استاد با مرور تاریخ نگاه بشر به بیماری روانی، از نسبت‌دادن آن به ارواح خبیث و جن تا شکنجه، گرسنگی‌دادن و سوراخ‌کردن جمجمه، نشان می‌دهد که این نگاه‌ها ریشه‌دار اما نادرست بوده‌اند. سپس با اشاره به بقراط، افلاطون، ارسطو، رازی و ابن‌سینا و در ادامه نظریه‌ی زیستی–روانی–اجتماعی امروز، تأکید می‌کند که اختلال روانی مانند فشارخون و دیابت، نتیجه‌ی تعامل ژن، مغز، باورها، مهارت‌های مقابله و محیط است و نه نشانه‌ی بی‌ایمانی یا ضعف اخلاقی. از این‌جا بحث به شرم از مراجعه به روان‌پزشک و خوردن داروی روان می‌رسد و استاد این شرم را با مثال بیماری‌های جسمی به چالش می‌کشد. محور دوم، رنج و معنای آن است. استاد با نقل دیدگاه افلاطون، ارسطو، بودا، شوپنهاور، نیچه، فروید و سپس ویکتور فرانکل، رنج را نه صرفاً بلایی بی‌معنا بلکه بخشی جدایی‌ناپذیر از زندگی انسان معرفی کرده است که می‌تواند زمینه‌ی رشد فضیلت، بیداری معنوی و کشف معنا باشد. او از قرآن و سنت اسلامی مثال می‌آورد که رنج را آزمون، پالایش و راهی به‌سوی «لقاء کمال مطلق» می‌بیند و آیه‌هایی درباره‌ی ابتلاء، صبر و «إن مع العسر یسرا» را یادآوری می‌کند. در کوه‌نوردی مشترک، طبیعت و صعود به قله استعاره‌ای می‌شود از این‌که برای دیدن منظره‌های وسیع‌تر باید رنج صعود را پذیرفت و در عین خستگی حرکت کرد. محور سوم، نقش کودکی و خانواده است. مرد جوان از دعواهای مداوم پدر و مادر، بداخلاقی پدر و اضطراب مادر در درس‌خواندنش می‌گوید و استاد توضیح می‌دهد که هشت سال اول زندگی مانند «زمین خیس» است که هر نیش و نوازش در آن می‌ماند. او از شرم سمی، خود کاذب، نیازهای برآورده‌نشده‌ی کودک و مفهوم بازوالدینی می‌گوید؛ این‌که فرد بزرگ‌سال باید یاد بگیرد برای کودک درونش همان پدر و مادری باشد که همیشه نیاز داشته است. درعین‌حال، استاد بر مسئولیت‌پذیری تأکید می‌کند: انسان مسئول زخم‌هایی که خورده نیست اما مسئول ترمیم آن‌ها هست و نمی‌تواند همه‌چیز را به گردن والدین و تقدیر بیندازد. محور چهارم، نسبت اسلام و روان است. در سخنرانی دانشگاهی، استاد میان روح و روان تمایز می‌گذارد، نفس را معادل تقریبی روان در قرآن می‌گیرد و از نفس اماره، لوامه و ملهمه سخن می‌گوید و آن‌ها را تا حدی با ساختار اید، ایگو و سوپرایگو در نظریه‌ی فروید تطبیق می‌دهد. او بر امکان «تزکیه‌ی نفس» به‌عنوان نوعی مدیریت و اصلاح روان تأکید می‌کند و نشان می‌دهد که سلوک عرفانی، ذکر، توبه، خلوت و تسلیم می‌تواند هم‌زمان معنوی و درمان‌گر باشد؛ هرچند نباید هر گناهی را به اختلال روانی و هر اختلالی را به بی‌ایمانی فروکاست. در لایه‌ای دیگر، داستان علاقه‌ی مرد جوان به منشی استاد و نگرانی دختر از وراثت اختلال وسواس، بحثی تازه درباره‌ی ژنتیک، مسئولیت در ازدواج و ضرورت درمان پیش از تصمیم‌های بزرگ باز می‌کند. استاد و روان‌درمانگر توافق می‌کنند تا زمانی‌که هر دو جوان زخم‌های خود را بهتر نشناخته و درمان را جدی نگرفته‌اند، از تسهیل این رابطه خودداری کنند تا عشق به ابزاری برای فرار از تنهایی و درد تبدیل نشود. در پایان بخش‌های ارائه‌شده، مرد جوان درحال ادامه‌ی درمان دارویی و روان‌درمانی است، در جلسات استاد شرکت می‌کند، به‌تدریج از ناامیدی فاصله می‌گیرد و معنایی تازه برای رنج، ایمان و مسئولیت شخصی پیدا می‌کند.

چرا باید کتاب مرهم معنا را بخوانیم؟

مرهم معنا از دل یک روایت پیوسته، چند دغدغه‌ی مهم را هم‌زمان پیش می‌کشد: رنج، معنای زندگی، انگ بیماری روانی، نسبت دین و روان‌شناسی، نقش کودکی و خانواده، و مسئولیت فرد در برابر سرنوشت خود. خواندن این کتاب به آشنایی با این موضوع‌ها در فضایی خشک و آکادمیک محدود نشده است؛ بلکه آن‌ها را در قالب گفت‌وگوهای زنده میان استاد، مرد جوان، مادر، منشی و دیگران نشان داده است. این شکل روایت کمک می‌کند مفاهیمی مثل شرم سمی، بازوالدینی، نگاه زیستی–روانی–اجتماعی به اختلال‌ها، یا تفاوت روح و روان در سنت اسلامی، نه‌فقط به‌صورت تعریف، بلکه در بستر تجربه‌ی انسانی دیده شود. این کتاب به‌ویژه برای کسانی که میان مراجعه به روان‌پزشک و روان‌درمانگر و باورهای دینی خود دچار تردید هستند، نمونه‌ای عینی از آشتی این دو فضا ارائه کرده است. استاد هم‌زمان از سروتونین و دوپامین، از بقراط و فروید، و از آیات قرآن و دعاهای امامان سخن می‌گوید و نشان می‌دهد که می‌توان هم به درمان علمی تن داد و هم از ایمان و معنویت برای تحمل و تفسیر رنج کمک گرفت. در کنار این، اشاره به تاریخچه‌ی برخورد جوامع با بیماران روانی، آمار رنج در جهان، و مثال‌هایی از فیلسوفان و عارفان، چشم‌اندازی وسیع‌تر از مسئله‌ی رنج و سلامت روان ترسیم کرده است. برای کسانی که با احساس گناه والدین، زخم‌های کودکی، یا ترس از انتقال مشکلات روانی به نسل بعد درگیر هستند، بخش‌هایی از کتاب که به نقش والدین، بازوالدینی، طرح «هزار روز نخستین» و گفت‌وگوهای استاد با مادر و مرد جوان اختصاص دارد، می‌تواند زمینه‌ای برای بازاندیشی در نگاه به خود و خانواده فراهم کند. همچنین فصل‌های مربوط به کوه‌نوردی، طبیعت، ورزش و اثر آن‌ها بر روان، یادآوری می‌کند که تغییر فقط در سطح فکر و دعا رخ نمی‌دهد و بدن، حرکت و سبک زندگی هم در این مسیر نقش دارند. درنهایت، مرهم معنا برای کسانی که به‌دنبال متنی هستند که هم روایت داشته باشد و هم در دل روایت، بحث‌های جدی درباره‌ی روان، دین و معنا طرح شود، گزینه‌ای قابل‌توجه است. این کتاب نه‌تنها پرسش «چرا من و این‌همه رنج؟» را جدی گرفته، بلکه آن را به پرسش‌های تازه‌تری درباره‌ی «چطور زیستن با رنج» تبدیل کرده است.

خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

به کسانی پیشنهاد می‌شود که با افسردگی، وسواس، احساس گناه یا شرم از مراجعه به روان‌پزشک و مصرف داروی روان درگیر هستند و می‌خواهند این تجربه را در پیوند با ایمان و معنویت بفهمند. به دانشجویان و علاقه‌مندان روان‌شناسی، مشاوره و الهیات که کنجکاوند نسبت دین و روان، مفهوم نفس در قرآن، و ایده‌هایی مثل بازوالدینی و شرم سمی را در قالب روایت دنبال کنند. به والدینی که از نقش خود در رنج‌های روانی فرزندان نگران هستند و می‌خواهند نگاهی متعادل‌تر به مسئولیت، احساس گناه و امکان جبران پیدا کنند. به جوانانی که در آستانه‌ی تصمیم‌های مهمی مثل ازدواج هستند و دغدغه‌ی سلامت روان، وراثت اختلال‌ها و مسئولیت مشترک در برابر نسل بعد را جدی می‌گیرند.

نظری برای کتاب ثبت نشده است

حجم

۵۶۶٫۰ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۴

تعداد صفحه‌ها

۱۳۴ صفحه

حجم

۵۶۶٫۰ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۴

تعداد صفحه‌ها

۱۳۴ صفحه

قیمت:
۱۷۵,۰۰۰
۱۳۱,۲۵۰
۲۵%
تومان