
کتاب زندگی و زمانه آذر فخر
معرفی کتاب زندگی و زمانه آذر فخر
کتاب زندگی و زمانه آذر فخر (بازیگر تئاتر و تلویزیون) نوشته امین حق ره و ناداستانی در قالب زندگینامه است در باب زندگی صدیقه سیفاللهی فخر، بازیگر تئاتر و تلویزیون. نشر نی این کتاب را منتشر کرده است. نویسنده ابتدا پروژه را بهصورت گفتوگو آغاز کرده است، اما در نهایت با حذف پرسشها و بازنویسی روایتها، کتاب خود را از زاویهدید اولشخص و بهصورتی یکدست درآورده است. کودکی آذر فخر در بندر انزلی، پیشینهی خانوادگی، مهاجرت، ورود به کار و هنر و سالهای غربت او در این زندگینامه دنبال شده است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب زندگی و زمانه آذر فخر اثر امین حق ره
کتاب زندگی و زمانه آذر فخر به قلم امین حق ره ابتدا از نخستین تلاشها برای ثبت خاطرات آذر فخر در سال ۱۳۹۱، دشواریهای ارتباط ایمیلی، بیماری و پراکندهنویسی راوی و در نهایت تصمیم برای تبدیل گفتوگوها به روایتی از زاویهدید اولشخص سخن گفته است. این کتاب از شرح خانوادهی صدیقه سیفاللهی فخر، بازیگر تئاتر و تلویزیون، در آستارا و انزلی شروع میشود؛ از پدری عاشق سواد و فن موتورخانهی برق، مهاجرت او به بندر پهلوی، کار در کشتی حفاری مازندران و سپس ازدواج پرماجرایش با فاطمه، دختر خانوادهی ندیمباشی. نویسنده در فصلهای بعدی از استخدام غیرمنتظرهی مادر در ادارهی بندر، بدهیهای سنگین پدر، مرگ فرزندان خردسال، تولد آذر فخر، جابهجایی خانهها و شکلگیری تدریجی خانوادهی پرجمعیت فخر سخن گفته است.
در بخشهای میانی کتاب کتاب زندگی و زمانه آذر فخر، تصویر دقیقی از بندر انزلی آن سالها شکل گرفته است؛ از کوچهی ندیمباشی، بلوار ساحلی، موجشکنها، حمام علیاُف، مدرسهی ایراندخت، مغازهها و چهرههای محلی تا صیادان، خطر دریا و مرگهای ناگهانی. همزمان آذر فخر از کودکی خودش، حافظهی قوی، نقش فرزند اول، ورود زودهنگام به مدرسه، شیطنتها، علاقه به تئاتر و سینما، انشانویسی و فضای سیاسی خانهای که جلسات زنان حزب توده در آن برگزار میشد، تصویر روشنی ارائه کرده است.
کتاب زندگی و زمانه آذر فخر که در سال ۱۴۰۴ منتشر شده، حاصل ۱۰ سال گفتوشنود میان امین حق ره و آذر فخر است.
خلاصه کتاب زندگی و زمانه آذر فخر
کتابْ کودکی تا سالهای پختگی و مهاجرت آذر فخر را در بر گرفته است. این اثر از ریشههای خانوادگی در آستارا و انزلی آغاز میشود؛ از میرزا علی، پدری که با شوق درس از خانهی پرتبعیض برادر میگریزد، در بندر پهلوی کار فنی و دریایی میآموزد و در خانهی ندیمباشی عاشق فاطمه میشود؛ ازدواجی که با مخالفت شدید خانوادهی دختر، تهدید، چانهزنی و شروط سنگین شکل میگیرد و بهسرعت زیر سایهی بدهی و تنگدستی قرار میگیرد. کتاب در ادامه به استخدام مادر در ادارهی بندر، تولد و مرگ چند فرزند، شکلگیری خانوادهی پرجمعیت، جابهجایی خانهها و نقش پررنگ مادربزرگ و خالهها میپردازد. آذر فخر از جزئیات شهر، مدرسه، سینما، تئاتر، صیادان و نیز از فضای سیاسی خانه، فعالیتهای تودهای مادر و خاله و نخستین مواجهههایش با هنر نمایش و نوشتن میگوید و بهتدریج زمینهی ورودش به تئاتر و تلویزیون را ترسیم میکند.
چرا باید کتاب زندگی و زمانه آذر فخر را بخوانیم؟
این کتاب تصویری نزدیک از زندگی زنی گیلانی ارائه کرده است که از دل خانوادهای کارگر و سیاسی به صحنهی تئاتر و تلویزیون رسیده و سپس سالهای طولانی را در غربت گذرانده است. مخلطب در کنار سرگذشت شخصی آذر فخر، با تاریخ اجتماعی بندر انزلی، مناسبات خانوادگی، کار اداری زنان، صیادی و فضای سیاسی دهههای ۱۳۲۰ و ۱۳۳۰ آشنا میشود.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
این کتاب به دوستداران ناداستان در قالب زندگینامه، پژوهشگران تاریخ اجتماعی و فرهنگی شمال ایران، دوستداران تئاتر و تلویزیون و سینما و کسانی که به روایتهای زنانه درمورد خانواده، کار، مهاجرت و سیاست علاقه دارند، پیشنهاد میشود.
درباره امین حق ره
امین حق ره زادهی سال ۱۳۵۷ و نویسندهای ایرانی است. از آثار مکتوب او میتوان اشاره کرد به کتابهای «فرهنگ محبس»، «محبوبترین ترانههای گیلکی که باید بشنوید!»، «رنیشین: زندگی و آثار حسن خوشدل نوازنده. ترانهسرا. آهنگساز و خوانندهی گيلانی»، «شورشی آوازهخوان؛ زندگی هنری و سیاسی احمد عاشوراپور» و «زندگی و زمانه آذر فخر؛ بازیگر تئاتر و تلویزیون».
بخشی از کتاب زندگی و زمانه آذر فخر
«در روزهای کودکی، با توجه به شاغل بودن پدر و مادر و تعدد فرزندان، همیشه مستخدمانی بودند که در انجام امور خانه کمک میکردند. یکیشان زن میانسالی بود به نام سکینه خانم که سه بچه داشت و شوهرش کارگر کشتی مازندران بود و به علت مشکلات روحی و روانی در دارالمجانین تهران بستری بود. مرد چون کارگر روزمزد بود، طبیعتاً دیگر حقوقی نداشت که به خانوادهاش برسد، درنتیجه سکینه خانم به خواست خودش به عنوان مستخدم در خانۀ ما کار میکرد. او هر صبح، بعد از رفتن بچههایش به مدرسه، به خانه میآمد و تا ساعت ۴ بعدازظهر، یعنی وقت برگشتن مادر از اداره، به کارها میرسید. منتها خانم جان چون وسواس داشت کار آشپزی را خودش انجام میداد و ناهار و شام بچههای سکینه خانم را هم توی یک قابلمه آماده میکرد و موقع رفتن تحویلش میداد. ما سکینه خانم را دوست داشتیم و به توصیۀ بزرگترها به او احترام میگذاشتیم. جدای از سکینه خانم، یک دختر پانزدهساله هم همیشه همراه ما بود. او مسئول شستن ظرفها و لباسها و مواظبت از بچهها بود. نکتۀ قابل توجه اینکه بر خلاف رسم رایج در دیگر خانوادهها، همۀ ما دور یک سفره غذا میخوردیم، چون بزرگترین گناه از نظر خانم جان، جدا کردن کارگرها از دیگر افراد خانواده موقع غذا خوردن بود که البته شاید مبنای این کار به عقاید کمونیستی مادرم مرتبط بود. از کجا به این نتیجه رسیدم؟ از آنجا که خاطرم هست گاهی جلسات زنان حزب توده در خانۀ ما تشکیل میشد و من هم از سر کنجکاوی به صحبتهایشان گوش میسپردم!»
حجم
۱٫۴ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۴۴۴ صفحه
حجم
۱٫۴ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۴۴۴ صفحه