کتاب قدرت اذهان در کار کارل آلبرچت + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب قدرت اذهان در کار

کتاب قدرت اذهان در کار

نویسنده:کارل آلبرچت
امتیازبدون نظر

معرفی کتاب قدرت اذهان در کار

کتاب قدرت اذهان در کار (کاربرد عملی هوش سازمانی) نوشته‌ی کارل آلبرچت و با ترجمه‌ی صدیقه‌ی خورشید توسط نشر نور علم منتشر شده است. نویسنده که سال‌ها در نقش مشاور مدیریت و همراه سازمان‌ها فعالیت کرده است در این اثر به سراغ پرسش ساده اما مهمی رفته است: چرا گروهی از افراد باهوش وقتی کنار هم قرار می‌گیرند اغلب تصمیم‌هایی می‌گیرند که در مجموع احمقانه است؟ آلبرچت برای پاسخ به این سؤال مفهوم «هوش سازمانی» را صورت‌بندی کرده است؛ ظرفیتی جمعی که تعیین می‌کند یک سازمان چگونه می‌تواند از مغزها، تجربه‌ها و اطلاعات پراکنده‌ی خود استفاده کند تا در محیطی پیچیده، یاد بگیرد، سازگار شود و دوام بیاورد. قدرت اذهان در کار با مثال‌های متعدد از ناسا، شرکت‌های صنعتی، بیمارستان‌ها، بانک‌ها، فروشگاه‌های زنجیره‌ای و سازمان‌های خدماتی نشان می‌دهد که چگونه «نابخردی جمعی» در قالب بوروکراسی، ساختارهای معیوب، فرهنگ‌های ترس‌محور و تصمیم‌گیری‌های کور تکرار می‌شود و چه هزینه‌هایی به سازمان تحمیل می‌کند. در کنار این نمونه‌ها، نویسنده ویژگی‌های سازمان‌های هوشمند را نیز ترسیم کرده است؛ سازمان‌هایی که می‌توانند از اشتباهات خود بیاموزند، تضادها را مدیریت کنند، دانش را سازمان‌دهی کنند و انرژی ذهنی کارکنان را به‌سوی هدف مشترک جهت دهند. این کتاب با ترکیب روایت‌های واقعی، تحلیل مفهومی و مدل‌های کاربردی، تصویری نسبتاً جامع از هوش سازمانی ارائه کرده است و نشان می‌دهد که چگونه می‌توان آن را سنجید و تقویت کرد. نسخه‌ی الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب قدرت اذهان در کار

کتاب قدرت اذهان در کار با طرح این ایده آغاز می‌شود که سازمان‌ها نیز مانند انسان‌ها «ذهن» دارند؛ ذهنی که بخشی از آن خودآگاه است و در گفت‌وگوها، تصمیم‌ها و اسناد رسمی نمود پیدا می‌کند و بخشی دیگر ناخودآگاه است و در فرهنگ پنهان، اصطلاحات درونی، تابوها و موضوعات ناگفتنی بروز می‌یابد. کارل آلبرچت در فصل‌های آغازین این کتاب نشان داده است که چگونه «حماقت جمعی» در سازمان‌ها شکل می‌گیرد؛ از فاجعه‌ی فضاپیمای مدارگرد اقلیم مریخ ناسا که به‌خاطر اختلاف واحدهای اندازه‌گیری نابود شد تا خطاهای روزمره‌ای که در شرکت‌های تولیدی، بیمارستان‌ها و فروشگاه‌ها رخ می‌دهد. او مفهوم «مالیات آنتروپی» را به‌عنوان استعاره‌ای برای انرژی و منابعی که به‌دلیل بی‌نظمی، ساختارهای بد و رهبری ضعیف هدر می‌رود معرفی کرده است و سپس در برابر آن، تعریف خود از «هوش سازمانی» را قرار داده است: توانایی بسیج و تمرکز ظرفیت ذهنی جمعی برای تحقق مأموریت سازمان. کتاب قدرت اذهان در کار در ۳ بخش و ۱۲ فصل تنظیم شده است. در بخش نخست که با فصل قانون آلبرچت شروع می‌شود، نویسنده از تجربه‌های میدانی خود استفاده کرده است تا نشان دهد چگونه افراد باهوش در قالب سازمان به سمت حماقت جمعی کشیده می‌شوند و چرا سازمان‌ها ظرفیت بالایی برای هدر دادن هوش انسانی دارند. فصل ۲ با عنوان ناتوانی آموخته‌شده به «رمز ژنتیکی سازمانی» و هفده سندرم بنیادی کژکارکردی می‌پردازد؛ از اختلال نقص توجه مدیریتی و هرج‌ومرج سازمانی تا استبداد سازمانی، جنگ داخلی میان واحدها، رهبری کهن‌سال، آرتروز ساختاری و ذهنیت «حق الهی ما». در فصل‌های بعدی، موضوعاتی مانند هوش جمعی، ذهن خودآگاه و ناخودآگاه سازمان، فرهنگ سازمانی به‌مثابه ناخودآگاه جمعی و نقش زبان و استعاره‌ها در پنهان‌کردن یا آشکارکردن واقعیت‌ها بررسی شده است. در ادامه‌ی کتاب قدرت اذهان در کار، آلبرچت هفت ویژگی سازمان هوشمند را محور کار قرار داده است و برای هر ویژگی یک فصل مستقل نوشته است: چشم‌انداز راهبردی، سرنوشت مشترک، اشتیاق به تغییر، دل‌سپاری/عاطفه، هم‌راستایی و هم‌سویی، آرایش و بهره‌برداری از دانش و فشار عملکردی. هر فصل با مثال‌های عینی، خطاهای رایج و «شاخص‌های کلیدی» برای سنجش آن بُعد در سازمان همراه است. در بخش پایانی، نویسنده به «رویکردی جدی به هوشمندسازی سازمان» می‌رسد و از افول تدریجی برنامه‌های تحول، نقش مشاوران، روان‌درمانی سازمانی، مبانی مدیریت تغییر و ده اصل بنیادین برای عاملان تغییر سخن گفته است. در سراسر کتاب، لحن آلبرچت صریح و گاهی انتقادی است اما تمرکز او بر این است که نشان دهد هوش سازمانی پدیده‌ای قابل‌تعریف، قابل‌مشاهده و تا حدی قابل‌پرورش است.

خلاصه کتاب قدرت اذهان در کار

کتاب قدرت اذهان در کار از یک مشاهده‌ی ساده شروع می‌کند: در بسیاری از سازمان‌ها، افراد باهوش و باتجربه کنار هم کار می‌کنند اما خروجی جمعی آن‌ها اغلب تصمیم‌ها و نتایجی است که هیچ‌کدام به‌تنهایی حاضر نبودند مسئولیتش را بپذیرند. آلبرچت این وضعیت را «حماقت جمعی» می‌نامد و نشان می‌دهد که این حماقت نه به‌خاطر کمبود هوش فردی، بلکه به‌دلیل ساختارها، فرهنگ‌ها، زبان و الگوهای رفتاری‌ای است که در طول زمان در سازمان نهادینه شده است. او در فصل‌های آغازین، با مثال‌هایی مانند نابودی فضاپیمای ناسا، خطای طراحی در یک راکتور هسته‌ای، بحران لباس بیمارستانی و برنامه‌های تبلیغاتی ناهماهنگ شرکت‌ها، نشان می‌دهد که چگونه نبود هماهنگی، ضعف ارتباطات و ناتوانی در پیش‌بینی پیامدها می‌تواند به هزینه‌های سنگین منجر شود. در ادامه، نویسنده مفهوم «رمز ژنتیکی سازمانی» را مطرح کرده است؛ مجموعه‌ای از عادات، الگوهای تصمیم‌گیری و واکنش‌های خودکار که در عمق فرهنگ‌سازمانی جا گرفته است و موفقیت یا شکست را شکل می‌دهد. او هفده سندرم کژکارکردی را فهرست کرده است؛ از اختلال نقص توجه مدیریتی و تعدد پروژه‌های نیمه‌تمام تا نظام‌های طبقاتی پنهان، جنگ داخلی میان واحدها، استبداد سازمانی، افسردگی عمومی، رهبری فرسوده، ذهنیت انحصاری و مدیریت یک‌نفره. این سندرم‌ها به‌عنوان شکل‌های مختلف «ناتوانی آموخته‌شده» معرفی شده‌اند؛ یعنی وضعیتی که در آن سازمان یاد گرفته است چگونه ناکام بماند و همان الگوها را تکرار کند. پس از تشریح حماقت جمعی، آلبرچت به سراغ «هوش جمعی» و به‌طور خاص «هوش سازمانی» می‌رود. او هوش سازمانی را توانایی سازمان برای بسیج و تمرکز ظرفیت ذهنی جمعی در جهت مأموریت تعریف کرده است و تأکید کرده که این هوش در هفت بُعد قابل‌مشاهده است: چشم‌انداز راهبردی (داشتن نظریه‌ای روشن درباره اکنون و گام بعدی)، سرنوشت مشترک (احساس «ما» بودن و تعریف این‌که «چه کسی هستیم و چگونه به این‌جا رسیده‌ایم»)، اشتیاق به تغییر (توان رهاسازی هدفمند و سازمان‌دهی برای تغییر)، دل‌سپاری/عاطفه (معنا، انگیزش و کیفیت زندگی کاری)، هم‌راستایی و هم‌سویی (کاهش تناقض‌های ساختاری و طراحی سیستم‌هایی که شکست را تشویق نکنند)، آرایش و بهره‌برداری از دانش (مدل «ذهن کندویی»، سرمایه دانشی و کیفیت اطلاعات) و فشار عملکردی (رهبری بر مبنای هدف، بازخورد و تمرکز). برای هر بُعد، شاخص‌هایی برای سنجش وضعیت سازمان پیشنهاد شده است. بخش پایانی کتاب به این می‌پردازد که چرا بسیاری از برنامه‌های تحول و تغییر سازمانی به نتیجه نمی‌رسند. آلبرچت از «عامل افول تدریجی»، منحنی تقابل خیال و واقعیت، تفاوت تغییر برنامه‌ریزی‌شده و تغییر برانگیخته، و نقش دوگانه‌ی مشاوران در کمک یا آسیب‌رساندن به سازمان سخن گفته است. سپس در فصل روان‌درمانی سازمان، به توسعه‌ی سازمانی، پیش‌نیازهای موفقیت در فرایند تغییر و ده اصل بنیادین برای عاملان تغییر می‌پردازد. پیام محوری کتاب این است که هوش سازمانی یک دارایی نامرئی اما تعیین‌کننده است؛ سازمان‌ها می‌توانند با شناخت الگوهای حماقت جمعی، بازنگری در رمز ژنتیکی خود و تقویت هفت ویژگی کلیدی، از مالیات آنتروپی بکاهند و ظرفیت ذهنی خود را به‌جای هدررفتن، در خدمت بقا و رشد قرار دهند.

چرا باید کتاب قدرت اذهان در کار را بخوانیم؟

قدرت اذهان در کار به‌جای تمرکز بر مهارت‌های فردی مدیران، بر چیزی دست می‌گذارد که معمولاً در سایه می‌ماند: کیفیت تفکر جمعی سازمان. این کتاب نشان داده است که چرا بسیاری از سازمان‌ها، حتی با افراد باهوش و منابع کافی، درگیر تکرار اشتباهات، تصمیم‌های متناقض و پروژه‌های نیمه‌تمام می‌شوند و چگونه می‌توان این چرخه را شکست. خواننده در خلال مثال‌های واقعی از ناسا، شرکت‌های صنعتی، بیمارستان‌ها، فروشگاه‌های زنجیره‌ای و خطوط هوایی، با الگوهای پنهان حماقت جمعی آشنا می‌شود و می‌بیند که این الگوها چطور در زبان، ساختار، آیین‌های روزمره و تصمیم‌های کوچک تکرار می‌شوند. این کتاب برای کسانی که به‌دنبال درک عمیق‌تری از «هوش سازمانی» هستند، یک چارچوب مفهومی نسبتاً روشن ارائه کرده است: تعریف، ابعاد، شاخص‌ها و نمونه‌های عینی. هفت ویژگی سازمان هوشمند در فصل‌های میانی کتاب، نوعی نقشه‌ی تحلیلی در اختیار خواننده می‌گذارد تا بتواند سازمان خود را بسنجد؛ از چشم‌انداز راهبردی و سرنوشت مشترک تا دل‌سپاری، هم‌راستایی، دانش و فشار عملکردی. در بخش پایانی نیز، بحث درباره‌ی افول تدریجی برنامه‌های تغییر، نقش مشاوران و روان‌درمانی سازمان، کمک می‌کند تا فاصله‌ی میان شعارهای تحول و واقعیت اجرای آن‌ها بهتر دیده شود. خواندن قدرت اذهان در کار به کسانی که درگیر پروژه‌های تغییر، بازطراحی ساختار، بهبود فرهنگ‌سازمانی یا مدیریت دانش هستند کمک می‌کند زبان مشترکی برای گفت‌وگو درباره «هوشمندی» یا «حماقت» سازمان خود پیدا کنند. این کتاب نه‌تنها نمونه‌های شکست را روایت کرده است، بلکه نشان داده است چگونه برخی سازمان‌ها با پیش‌بینی چالش‌ها، درگیرکردن کارکنان خط مقدم و طراحی آگاهانه‌ی تضمین‌های خدماتی، الگوهای هوشمندانه‌تری ساخته‌اند. برای کسانی که می‌خواهند از سطح توصیه‌های کلی فراتر بروند و به الگوهای عمیق‌تر رفتار سازمانی نگاه کنند، این اثر منبعی تحلیلی و مسئله‌محور است.

خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

خواندن قدرت اذهان در کار به مدیران ارشد، مدیران میانی و سرپرستانی پیشنهاد می‌شود که با چالش‌هایی مانند ناهماهنگی واحدها، پروژه‌های نیمه‌تمام، مقاومت در برابر تغییر و فرسودگی کارکنان روبه‌رو هستند. همچنین به مشاوران مدیریت، فعالان حوزه‌ی توسعه‌ی سازمانی، پژوهشگران مدیریت، جامعه‌شناسی سازمان و دانشجویان رشته‌های مدیریت، رفتار سازمانی و مدیریت منابع انسانی پیشنهاد می‌شود که به‌دنبال درک عمیق‌تری از هوش سازمانی، فرهنگ‌سازمانی و الگوهای حماقت جمعی در سازمان‌ها هستند.

نظری برای کتاب ثبت نشده است

حجم

۳٫۲ مگابایت

سال انتشار

۱۴۰۵

تعداد صفحه‌ها

۳۶۴ صفحه

حجم

۳٫۲ مگابایت

سال انتشار

۱۴۰۵

تعداد صفحه‌ها

۳۶۴ صفحه

قیمت:
۱۱۷,۰۰۰
۸۷,۷۵۰
۲۵%
تومان