
کتاب سیاست خارجی را چه کسی می سازد؟
معرفی کتاب سیاست خارجی را چه کسی می سازد؟
کتاب سیاست خارجی را چه کسی میسازد؟ (شورای راهبردی ایران در آینهی شورای روابط خارجی آمریکا) نوشتهی امیرحسین رشیدی لاطران و محیا سادات علمالهدی تلاشی است برای فهم این پرسش که در پشت صحنهی سیاست خارجی، چه نهادهایی ایدهها را تولید میکنند و تصمیمها را شکل میدهند. نویسندگان با تمرکز بر دو نهاد مشخص، یعنی شورای راهبردی روابط خارجی جمهوری اسلامی ایران و شورای روابط خارجی آمریکا، به سراغ نقش اندیشکدهها و شوراهای مشورتی در فرایند تصمیمسازی سیاست خارجی رفتهاند. نشر نور علم آن کتاب را منتشر کرده است. در مقدمه و فصلهای آغازین، کتاب ابتدا تصویری از پیچیدگی روابط خارجی در جهان امروز ارائه میدهد و نشان میدهد که چرا دولتها بدون اتکا به مراکز تحقیقاتی، اتاقهای فکر و شبکههای نخبگانی نمیتوانند در محیطی رقابتی و پرتحول از منافع و امنیت خود دفاع کنند. سپس با تعریف و تبیین مفاهیمی مانند روابط خارجی، سیاست خارجی، اندیشکده، مدلهای تصمیمگیری و نظریههای سیاست خارجی، چارچوب نظری لازم برای تحلیل دو شورا فراهم میشود. در ادامه، خاستگاه، ساختار، اهداف، جایگاه و کارکردهای شورای راهبردی روابط خارجی ایران و شورای روابط خارجی آمریکا بهصورت جداگانه و سپس در قالب یک تحلیل مقایسهای بررسی شده است تا وجوه شباهت و تفاوت آنها روشن شود و از دل این مقایسه، پیشنهادهایی برای تقویت نقش شورای راهبردی ایران استخراج شود. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب سیاست خارجی را چه کسی می سازد؟
کتاب سیاست خارجی را چه کسی میسازد؟ با تمرکز بر نقش اندیشکدهها و شوراهای سیاستگذاری در عرصهی روابط خارجی، به این سؤال محوری میپردازد که چه کسانی و از چه مسیرهایی بر شکلگیری سیاست خارجی ایران و آمریکا اثر میگذارند. امیرحسین رشیدی لاطران و محیا سادات علمالهدی در فصل اول، کلیات پژوهش را طرح کردهاند: از بیان چالشها و مسائل سیاست خارجی در جهان معاصر تا اهمیت نظری و کاربردی موضوع، ضرورت مطالعه، اهداف اصلی و فرعی و سؤالات کلیدی تحقیق. در همین فصل، روش بررسی نیز توضیح داده شده است؛ ترکیبی از مطالعهی اسنادی، رویکرد توصیفی-تحلیلی و استفاده از روش مقایسهای و مصاحبههای عمیق با نخبگان و مسئولان مرتبط با شورای راهبردی روابط خارجی. ساختار کتاب در شش فصل تنظیم شده است و در پایان نیز چند پیوست شامل احکام انتصاب اعضای شورا، تفاهمنامهها و برنامههای همکاری و عضویت شورای روابط خارجی آمریکا آمده است. در فصل دوم کتاب سیاست خارجی را چه کسی میسازد؟ مفاهیم پایه و چارچوب نظری بررسی شده است: تمایز و پیوند روابط خارجی و سیاست خارجی، تعریف سیاست خارجی بر اساس منافع ملی، مراحل سیاستگذاری خارجی، اهدافی مانند امنیت، بقاء، رفاه و قدرت، بازیگران متعدد (دولتها، سازمانهای بینالمللی، شرکتهای چندملیتی، گروههای غیردولتی و اندیشکدهها) و ابزارهایی چون دیپلماسی، اقتصاد، فرهنگ و قدرت نظامی. سپس مدلها و جهتگیریهای سیاست خارجی مانند واقعگرایی و آرمانگرایی، رویکرد تجدیدنظرطلب و حفظ وضع موجود، رویکرد ایدئولوژیک، مدل عقلایی، سیاست بوروکراتیک، رویکرد تصمیمگیری، مدلهای سیبرنتیکی و نظریهی سیستمها (با ارجاع به الگوی دیوید ایستون) معرفی شده است. در ادامه، مفهوم اندیشکده، تاریخچهی شکلگیری و رشد آنها (بهویژه در آمریکا و اروپا)، دستهبندی اندیشکدهها (دانشگاهی، قراردادی، حمایتگر)، ویژگیها و وظایف آنها و نقشآفرینیشان در نظام تصمیمگیری سیاست خارجی تشریح شده است. فصلهای بعدی که در فهرست آمدهاند، بهصورت جداگانه به اندیشکدهها و سیاست خارجی در ایران و آمریکا، خاستگاه و ساختار دو شورا، کارکردها، پیوندها و میزان نفوذ آنها و در نهایت تحلیل مقایسهای شباهتها و تفاوتهای صوری و محتوایی و ارائهی راهکار برای تقویت شورای راهبردی روابط خارجی ایران اختصاص یافته است.
خلاصه کتاب سیاست خارجی را چه کسی می سازد؟
کتاب سیاست خارجی را چه کسی میسازد؟ از مقدمهی خود با این گزاره آغاز میکند که در جهان امروز، روابط خارجی به عرصهای پیچیده و سرنوشتساز برای کشورها تبدیل شده و دیگر نمیتوان تنها با تکیه بر دستگاههای رسمی و روزمرهی دیپلماسی، منافع و امنیت ملی را تأمین کرد. نویسندگان توضیح میدهند که چرا اندیشکدهها و شوراهای راهبردی بهعنوان بازوان فکری دولتها، در تحلیل چالشها، اولویتبندی مسائل و ارائهی گزینههای سیاستی نقش محوری پیدا کردهاند و سپس این پرسش را طرح میکنند که شورای راهبردی روابط خارجی جمهوری اسلامی ایران تا چه حد توانسته است نقش تعریفشدهی خود را در عمل ایفا کند. در بخش کلیات، کتاب ابتدا چالشها و مسائل سیاست خارجی را در سطحی عام توضیح میدهد: افزایش بازیگران غیردولتی، سرعت تحولات سیاسی و اقتصادی، فشار تحریمها و رقابتهای بینالمللی. سپس اهمیت نظری موضوع را با اشاره به پیچیدهتر شدن تصمیمگیری در حوزهی روابط خارجی و نیاز روزافزون حکومتها به پژوهشهای عمیق و اندیشکدههای تخصصی نشان میدهد. اهمیت کاربردی نیز با تمرکز بر وضعیت ایران طرح شده است: فشارهای سیاسی و تحریمهای اقتصادی غرب، ضرورت خروج از وضعیت انفعالی و واکنشی، نیاز به تبدیل ایران به بازیگری فعال و کنشگر و نقش نهادهایی مانند شورای راهبردی روابط خارجی در این فرایند. کتاب در ادامه، اهداف اصلی خود را چنین صورتبندی کرده است: بررسی و تحلیل وجوه تفاوت و شباهت شورای راهبردی روابط خارجی ایران و شورای روابط خارجی آمریکا، واکاوی خاستگاه، تاریخچه، جایگاه، نقش و کارکردهای هر دو شورا در ساختار سیاست خارجی کشورشان و استخراج نکات و راهکارهایی برای ارتقای عملکرد شورای راهبردی ایران. برای این منظور، از روش مقایسهای استفاده شده است؛ روشی که بر مقایسهی نظاممند شباهتها و تفاوتهای پدیدههای سیاسی تکیه دارد و تلاش میکند از کنار هم گذاشتن دو مورد، مزیتها، محدودیتها و کاستیها را آشکار کند. در کنار تحلیل اسنادی، مصاحبههای عمیق با نخبگان و مسئولان مرتبط با شورای راهبردی نیز بهکار رفته تا لایههای پنهانتر فرایند تصمیمسازی و برداشتهای درونی بازیگران روشن شود. در فصل مفاهیم، کتاب با تعریف روابط خارجی و سیاست خارجی، نشان میدهد که سیاست خارجی محتوای جهتدار روابط خارجی است و به اهداف، ابزارها و راهبردهای آگاهانهی حکومتها برای تأمین منافع ملی در محیط بینالمللی اشاره دارد. سپس نظریهها و مدلهای مختلف سیاست خارجی و تصمیمگیری مرور میشود تا چارچوبی برای تحلیل نقش اندیشکدهها و شوراها فراهم شود. بخش مفصل دیگری به اندیشکدهها اختصاص یافته است: تعریف آنها بهعنوان پل میان دانشگاه و سیاست، تاریخچهی شکلگیری از اوایل قرن بیستم، گسترش جهانی، انواع مختلف (دانشگاهی، قراردادی، حمایتگر)، ویژگیها و وظایف (تحقیق راهبردی، استخراج نظام مسائل، مشاوره به سیاستگذاران، تربیت کارشناسان، ایدهپردازی و تدوین استراتژی، تأثیرگذاری بر افکار عمومی و انتخابات، مشارکت در دیپلماسی مسیر دو و اجماعسازی). در فصلهای بعدی که در فهرست آمدهاند، کتاب ابتدا اندیشکدهها و سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران را بررسی کرده است: ساختار نظام تصمیمگیری در سیاست خارجی ایران، جایگاه اندیشکدهها، نحوهی تعامل آنها با نهادهایی مانند وزارت امور خارجه و شورای عالی امنیت ملی، روند تأسیس شورای راهبردی روابط خارجی، تاریخچه، ساختار سازمانی، اهداف، جایگاه حقوقی، نهادهای وابسته، پیوندها و میزان نفوذ این شورا در تصمیمگیریهای کلان. سپس وضعیت مشابهی در مورد ایالات متحده و شورای روابط خارجی آمریکا ترسیم شده است: خاستگاه، تاریخچه، ساختار، اهداف، جایگاه در نظام سیاست خارجی آمریکا، شبکهی ارتباطی با دانشگاهها، رسانهها، نخبگان و نهادهای حکومتی و نوع نفوذ آن بر سیاست خارجی و افکار عمومی. در فصل تحلیل مقایسهای، شباهتها و تفاوتهای صوری و محتوایی دو شورا در قالب جداول و نمودارها دستهبندی شده است؛ از جمله در زمینهی ساختار، نوع عضویت، منابع مالی، سطح استقلال، نوع ارتباط با حاکمیت، شیوهی تولید دانش، حضور در رسانهها و افکار عمومی و میزان تأثیرگذاری بر تصمیمگیران. در فصل پایانی، جمعبندی و راهکارها ارائه شده است: ضرورت بهرهگیری هدفمند از تجربیات موفق شورای روابط خارجی آمریکا، تقویت نقش مشورتی و اندیشکدهای شورای راهبردی، تدوین اسناد بالادستی سیاست خارجی، حفظ رویکرد فراجناحی، انجام پروژههای راهبردی بلندمدت، توسعهی شبکههای نخبگانی، ارتقای تنوع عضویت، تنظیم آییننامههای شفاف، برگزاری رویدادهای آیندهنگرانه و تقویت محور پژوهشی شورا.
چرا باید کتاب سیاست خارجی را چه کسی می سازد؟ را بخوانیم؟
کتاب سیاست خارجی را چه کسی میسازد؟ برای کسانی که بهدنبال فهم پشتصحنهی سیاست خارجی ایران و آمریکا هستند، تصویری نسبتاً منسجم از نقش اندیشکدهها و شوراهای مشورتی ارائه کرده است. این اثر نشان میدهد که چگونه نهادهایی مانند شورای راهبردی روابط خارجی و شورای روابط خارجی آمریکا، با تولید ایده، تربیت کارشناسان، برگزاری نشستها، انتشار گزارشها و ایجاد شبکههای نخبگانی، بر تصمیمگیریهای کلان اثر میگذارند و چرا بدون شناخت این لایه، تحلیل سیاست خارجی ناقص میماند. ویژگی مهم دیگر آن کتاب، ترکیب بحث نظری با مطالعهی نهادی مشخص است. خواننده در عین آشنایی با مفاهیم پایهای سیاست خارجی، مدلهای تصمیمگیری و نظریههای مرتبط با اندیشکدهها، با یک مطالعهی موردی تطبیقی نیز روبهرو است که دو نهاد واقعی را در دو ساختار سیاسی متفاوت کنار هم میگذارد. این ترکیب کمک میکند تا مفاهیم انتزاعی در قالب مثالهای عینی قابل درک شوند و در عین حال، نقاط قوت و ضعف شورای راهبردی روابط خارجی ایران در مقایسه با نمونهی آمریکایی روشن شود. کتاب همچنین برای فهم جایگاه اندیشکدهها در نظام تصمیمگیری ایران مفید است. در متن، به محدودیتهای زمانی و اجرایی نهادهای رسمی سیاست خارجی، فشار تحریمها و ضرورت خروج از وضعیت واکنشی اشاره شده و توضیح داده شده است که چگونه اندیشکدهها میتوانند با نگاه بلندمدت، آیندهپژوهی و تولید سناریو، ابتکار عمل را در سیاست خارجی تقویت کنند. بخش پایانی کتاب که به جمعبندی و ارائهی راهکار اختصاص دارد، مجموعهای از پیشنهادهای مشخص برای ارتقای کارآمدی شورای راهبردی روابط خارجی ایران عرضه کرده است؛ از جمله تقویت رویکرد فراجناحی، توسعهی شبکههای نخبگانی، شفافسازی ساختار و آییننامهها و تمرکز بر پروژههای عمیق و بلندمدت. برای دانشجویان و پژوهشگران حوزهی روابط بینالملل و مطالعات سیاست خارجی، این کتاب نمونهای از بهکارگیری روش مقایسهای و مصاحبههای عمیق در مطالعهی نهادهای سیاستگذار است و نشان میدهد که چگونه میتوان از ترکیب منابع اسنادی و دادههای میدانی برای تحلیل جایگاه و کارکرد یک شورا استفاده کرد. برای فعالان و مدیران حوزهی سیاستگذاری نیز، متن کتاب مجموعهای از ایدهها دربارهی نحوهی استفادهی بهتر از اندیشکدهها و اتاقهای فکر در فرایند تصمیمسازی ارائه کرده است.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن کتاب سیاست خارجی را چه کسی میسازد؟ به دانشجویان و پژوهشگران روابط بینالملل، مطالعات منطقهای و علوم سیاسی پیشنهاد میشود که بهدنبال شناخت نقش اندیشکدهها و شوراهای مشورتی در سیاست خارجی هستند. همچنین به کارشناسان و مدیران حوزهی سیاستگذاری خارجی، فعالان اندیشکدهها و اتاقهای فکر، و علاقهمندان به مقایسهی ساختارهای تصمیمسازی در ایران و آمریکا پیشنهاد میشود که بهدنبال درک عمیقتری از شورای راهبردی روابط خارجی ایران و شورای روابط خارجی آمریکا هستند.
حجم
۲٫۴ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۵
تعداد صفحهها
۱۸۸ صفحه
حجم
۲٫۴ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۵
تعداد صفحهها
۱۸۸ صفحه