
کتاب موجوداتی سنگ شده
معرفی کتاب موجوداتی سنگ شده
کتاب موجوداتی سنگ شده نوشتهی حمید نیسی مجموعهای از چند داستان کوتاه است که انتشارات ناران آن را منتشر کرده است. این کتاب در ۹۰ صفحه شکل گرفته و نجمه خادم ویراستاری آن را برعهده داشته است. نویسنده در این مجموعه سراغ موقعیتهایی رفته است که در آنها آدمها زیر فشار قضاوت، خشونت، جنگ، فقر، بیماری و تنهایی به مرزهای طاقتفرسا میرسند و واکنشهای گاه هولناک و گاه تلخ و تراژیک از خود نشان میدهند. فضای داستانها اغلب تیره، پرتنش و آمیخته با حس گناه، ترس، شرم و خشم فروخورده است و در پسِ روایتها، نقدی بر مناسبات قدرت، ریاکاری اجتماعی، خشونت ساختاری و بیپناهی انسانها دیده میشود. از سنگسار زنی به نام زلیخا در میدان شهر تا فروریختن یک کارگر اخراجی در دل زمین، از مردی که با چشمان باز و فلج روی تخت نفس میکشد تا نگهبانی که با مردی قوزی و گربهای سیاه روبهرو میشود، همهی داستانها حول لحظههایی میچرخند که در آن انسانها بهنوعی «سنگ» میشوند؛ چه در احساس، چه در قضاوت و چه در سرنوشت. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب موجوداتی سنگ شده
کتاب موجوداتی سنگ شده مجموعهای از داستانهای کوتاه حمید نیسی است که در فضایی تلخ، واقعگرا و گاه کابوسوار، زندگی شخصیتهایی از طبقات مختلف را دنبال میکند. در فهرست کتاب ۹ داستان دیده میشود: «دنیای یوسف»، «ماجرا با یک تماس تلفنی شروع شد»، «مردی که با چشمان باز میخوابید»، «حکم مرگ»، «زمزمههای شبانه»، «صدایی همچون صدای گشنی گربهها»، «موجوداتی سنگ شده»، «زیرزمین» و «کافه کتاب». هر داستان جهانی مستقل دارد اما در همهی آنها نوعی فشار بیرونی و درونی مشترک دیده میشود؛ فشارهایی که از دل جنگ، فقر، اعتیاد، ساختارهای سرکوبگر، سنتهای خشن و روابط خانوادگی فرسوده بیرون میآیند. در «دنیای یوسف» سنگسار زلیخا در میدان شهر، با جزئیات بدنی و عاطفی روایت شده است؛ از نگاههای جمعیت و سنگ در دست مردان تا خاطرات زلیخا از خانهی فساد و عشقش به یوسف. در «ماجرا با یک تماس تلفنی شروع شد» مردی پنجاهوهشتساله در اتاقی شلوغ و آشفته، با قرص، سیگار، خاطرات بازجویی و شکنجه، و تلفنی که او را به گذشتهی کودکی و پدر و دوستش کریم وصل میکند، دستوپنجه نرم میکند. در «مردی که با چشمان باز میخوابید» زنی سالها از همسر جانباز و فلجش مراقبت میکند و زیر بار خستگی، ترس و احساس گناه، در برابر دستگاه اکسیژن تصمیمی مرزی میگیرد. این داستانها با تمرکز بر جزئیات روزمره، بدن، فضاهای بسته و گفتوگوهای کوتاه، جهان شخصیتها را شکل دادهاند. کتاب موجوداتی سنگ شده در ادامهی داستانهای ابتدایی، در متنهایی مثل «حکم مرگ» و «زمزمههای شبانه» و «صدایی همچون صدای گشنی گربهها» بهسوی نوعی رئالیسم تیره و آمیخته با هذیان و توهم میرود. در «حکم مرگ» کارمندی خبر اخراج را به کارگری به نام سلطانی میدهد و بعد روایت میکند که چگونه سلطانی «داخل زمین» میرود و زن و دخترانش هم در جستوجوی او در همان نقطه ناپدید میشوند. در «زمزمههای شبانه» زنی تنها در آپارتمانی که آن را «نفرینشده» میداند، با خاطرهی برادر مردهاش، احساس گناه و صداهای نامرئی درگیر است و کابوس فرو رفتن در قبرستان و مواجهه با برادرش را میبیند. «صدایی همچون صدای گشنی گربهها» نگهبانی را نشان میدهد که با مردی قوزی، بوی تعفن، بچهگربهها و گربهی سیاه سبزچشم روبهرو میشود و درنهایت با گونیای پر از چیزی زنده روی سقف نیمهکارهی ساختمان تنها میماند. داستان پایانی که نام کتاب را هم بر خود دارد، مردی سیساله را تصویر میکند که زیر بار بیکاری، اعتیاد و نفرت از فرزندش امیر، در خانهای تنگ و دودگرفته، گذشتهی خود و مینا را در دفتر یادداشت مرور میکند و وسوسهی فروختن بچه برای پرداخت بدهی در ذهنش میچرخد. در همهی این داستانها، آدمها در لحظههایی که باید انتخاب کنند، میان انسانبودن و سنگشدن معلق میمانند و اغلب بهسوی خشونت، انکار یا فرار میروند.
خلاصه داستان موجوداتی سنگ شده
در کتاب موجوداتی سنگ شده هر داستان بر محور یک موقعیت بحرانی شکل گرفته است؛ موقعیتی که در آن شخصیت اصلی با گذشتهی خود، با ساختارهای بیرونی یا با وجدانش روبهرو میشود. در «دنیای یوسف» روایت از صبح زود یک جمعه در شهری شرجی آغاز میشود؛ زلیخا تا کمر در گودال سنگسار فرو رفته، دستهایش از پشت بسته شده و جمعیت با سنگ در دست منتظر فرماناند. نویسنده همزمان با توصیف میدان، سگ، کبوترها و چهرهی مردان و زنان، به گذشتهی زلیخا برمیگردد؛ فروختهشدن او توسط پدر معتادش، انتقالش به خانهی پری خانم، تحقیرها و خشونتها، و بعد آشنایی و عشقش با یوسف که او را از «نکبتخانه» بیرون میآورد. در میدان، زری که دوست و همراز زلیخا بوده، میان جمعیت سرگردان است؛ از یکسو شرم و ترس از قضاوت دیگران و از سوی دیگر دلسوزی برای زلیخا. حاج مجیدی، مردی که زمانی او را خریده و به خانهی فساد سپرده، حالا در نقش معتمد محل، اولین سنگ را به سینهی زلیخا میزند و با این کار گذشتهی خود را پنهان میکند. یوسف در میان مأمورها فریاد میزند و التماس میکند اما صدایش در هیاهوی سنگها و شعارها گم میشود. این داستان تصویری از خشونت جمعی، ریاکاری مذهبی و قربانیشدن زنی است که گناه اصلیاش در نگاه نویسنده، قربانیبودن در ساختارهای مردسالار و فقر است. در «ماجرا با یک تماس تلفنی شروع شد» مردی میانسال در اتاقی شلوغ، با قرص، سیگار، خاطرات بازجویی و شکنجه و آلبوم عکسها زندگی میکند. او از بیخوابی، درد کمر، اضطراب و خاطرات زندان رنج میبرد. شمارهی قدیمی خانهی کودکیاش را در آلبوم میبیند و وسوسه میشود تماس بگیرد. هر بار که شماره را میگیرد، صداهایی از گذشته و حال درهم میآمیزند؛ صدای نوجوانی کریم، دوست کودکیاش، صدای پدر، مادر و حتی کودکِ خودِ او. زمان در این داستان خطی نیست؛ مرد در پنجاهوهشتسالگی با تلفن به سالهای قبل از جنگ، به آبان پنجاهونه و به روزی که پدرش زیر ماشین رفت و به بازداشت و شکنجهی خودش و کریم رفتوبرگشت میکند. او تلاش میکند با هشدار تلفنی جلوی مرگ پدر را بگیرد اما در آن سوی خط، دیگران او را «دیوونه» میخوانند و هیچکس حرفش را جدی نمیگیرد. در پایان، تماسها با یورش مأموران به خانهی قدیمی، بردن کتابها و ضربهای که او را بیهوش میکند گره میخورند و خواننده در مرز میان واقعیت، هذیان و رؤیا رها میشود. داستان «مردی که با چشمان باز میخوابید» از زاویهی دید زنی روایت شده که شش ماه است از همسر فلج و وابسته به دستگاه اکسیژن مراقبت میکند. مرد یک چشم و بخشی از بدنش را در جنگ از دست داده و حالا روی تختی در خانه، با چشمان باز و بدنی بیحرکت نفس میکشد. زن او را میشوید، لباس عوض میکند، زخمها را تمیز میکند، بوی ادرار و مدفوع را با عود و مشک میپوشاند و در عین حال خاطرات عشق، شبهای صمیمیت، لحظهی اعزام مرد به جبهه و بازگشتش را مرور میکند. حضور پدر و مادر زن، نگاههای نگران و خستهی آنها و گفتوگوهای کوتاهشان، فشار روانی زن را پررنگتر میکند. او میان عشق، وظیفه، خستگی و ترس از ادامهی این وضعیت معلق است و در نهایت در برابر شیر کپسول هوا تصمیمی میگیرد که مرز میان مراقبت و قتل را مخدوش میکند. در «حکم مرگ» کارمندی در امور اداری کارخانه، خبر اخراج را به کارگری به نام سلطانی میدهد. سلطانی با شنیدن خبر، در سکوت و با چهرهای درهم، از دفتر بیرون میرود و بهسوی کارگاه میرود. راوی از دور میبیند که انگار کمر سلطانی خم میشود و او «کوتاه و کوتاهتر» میشود تا جایی که گویی زمین دهان باز میکند و او پلهپله در دل خاک فرو میرود. زن و دو دختر سلطانی وقتی برای پیگیری ماجرا به کارخانه میآیند، در همان مسیر بهسوی کارگاه میروند و آنها هم «کوتاه و کوتاهتر» میشوند و در زمین ناپدید میشوند. در «زمزمههای شبانه» زنی تنها در آپارتمان طبقهی آخر، با خاطرهی برادرش که در کودکی به او تعرض کرده و بعد مرده، و با احساس گناه و ترس از خانهای که آن را «نفرینشده» میداند، زندگی میکند. زمزمههایی از دیوارها، قاب عکس برادر، خواب فرو رفتن در قبرستان و دیدن دوبارهی صحنهی خشونت، او را تا مرز فروپاشی میبرد. در «صدایی همچون صدای گشنی گربهها» نگهبان ساختمانی نیمهکاره با مردی قوزی و بدبو آشنا میشود که بچهگربهها را مثل فرزند در آغوش میگیرد و لالایی میخواند. گربهی سیاه سبزچشم یکی از بچهگربهها را میدزدد، مرد قوزی دیوانهوار دنبال او میدود و در پایان، نگهبان روی سقف با گونیای روبهرو میشود که در آن گربهی سیاه با چشمان سبز خیره نگاهش میکند و بریدهی روزنامهای در جیب مرد قوزی نشان میدهد که او زمانی دختر شانزدهسالهاش را در خواب کشته است. داستان پایانی «موجوداتی سنگ شده» مردی سیساله را نشان میدهد که در خانهای تنگ و دودگرفته، با منقل و زغال و دفتر یادداشت، به زندگی با همسرش مینا و پسرشان امیر فکر میکند. او بیکار، معتاد و سرشار از احساس شکست است. در دفترش مینویسد که چگونه بعد از بیکاری و اعتیاد، رابطهاش با مینا سرد شده، هرکدام در گوشهای از خانه مثل «دو موجود سنگ شده» نشستهاند و امیر برای او به نماد فاصلهی بیشتر میان خودش و مینا تبدیل شده است. مینا تمام توجهش را به امیر میدهد؛ او را میشوید، پودر میزند، شیر میدهد و با او حرف میزند، درحالیکه مرد از بوی بدن خودش، از نگاه مینا و از حضور بچه احساس نفرت و تحقیر میکند. در ذهن او، پیشنهاد مردی برای فروختن امیر و گرفتن «پول خوب» مدام تکرار میشود و این وسوسه، آخرین نشانههای انسانیت او را به چالش میکشد. در مجموع، کتاب تصویری از انسانهایی ارائه میدهد که زیر فشار ساختارها و زخمهای شخصی، بهتدریج به «موجوداتی سنگ شده» تبدیل میشوند؛ بیقدرت، خشمگین، و گاه خطرناک.
چرا باید کتاب موجوداتی سنگ شده را بخوانیم؟
کتاب موجوداتی سنگ شده برای کسانی که به داستانهایی با فضای تیره، پرتنش و انسانی علاقهمند هستند، تجربهای پرجزئیات و تکاندهنده فراهم کرده است. هر داستان بر لحظهای بحرانی متمرکز است؛ لحظهای که در آن شخصیتها ناچارند با گذشتهی خود، با خشونت جامعه یا با وجدانشان روبهرو شوند. این تمرکز بر لحظههای مرزی، خواندن کتاب را به نوعی مواجههی عاطفی تبدیل کرده است؛ مواجههای که در آن احساساتی مثل ترس، شرم، خشم، عشق، حسادت و درماندگی در کنار هم قرار میگیرند. نویسنده در این کتاب بهجای تکیه بر حادثههای بزرگ بیرونی، از جزئیات روزمره و بدنی استفاده کرده است؛ از عرق روی پیشانی زلیخا در میدان سنگسار تا بوی بتادین و ادرار در اتاق مرد فلج، از دود سیگار در اتاق نگهبانی تا صدای قطرات باران روی سقف گالوانیزه. این جزئیات، فضا را ملموس میکنند و خواننده را در دل موقعیتها قرار میدهند. درعینحال، در بسیاری از داستانها مرز میان واقعیت و هذیان، خواب و بیداری، گذشته و حال، بهتدریج محو میشود؛ تلفنی که مرد را به سالهای کودکیاش وصل میکند، زمزمههایی که از دیوارهای آپارتمان میآیند، فرو رفتن آدمها در دل زمین، و گربهی سیاه سبزچشم که هم حیوان است و هم یادآور قتلی خانوادگی. این ترکیب واقعیت خشن با لایههایی از کابوس و توهم، خواننده را وادار میکند دربارهی نقش حافظه، احساس گناه و فشارهای اجتماعی در شکلگیری رفتار انسانها فکر کند. در سطحی دیگر، کتاب موجوداتی سنگ شده تصویری از جامعهای ارائه میدهد که در آن خشونت ساختاری، فقر، جنگ، اعتیاد، بیکاری و قضاوتهای جمعی، زندگی آدمها را شکل میدهند. سنگسار زلیخا، اخراج سلطانی، جانبازشدن حامد، بازجویی و شکنجهی راوی، و فروپاشی خانوادهی مرد معتاد، هرکدام وجهی از این ساختارها را نشان دادهاند. خواندن این کتاب میتواند فرصتی باشد برای تأمل بر این که چگونه این نیروهای بیرونی با زخمهای درونی گره میخورند و انسانها را به سمت سنگشدن، بیحسی یا خشونت سوق میدهند. برای کسانی که به دنبال متنی هستند که هم روایتمحور باشد و هم لایههای روانی و اجتماعی را درهم تنیده باشد، این مجموعه میتواند انتخابی جدی و قابلتأمل باشد.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
کتاب موجوداتی سنگ شده به کسانی پیشنهاد میشود که به داستان کوتاه فارسی با فضای تیره، جدی و پرتنش علاقهمند هستند. این مجموعه برای خوانندگانی مناسب است که حوصلهی همراهی با شخصیتهای زخمخورده، حاشیهنشین یا درگیر با خشونت و بیماری را دارند و از مواجهه با موضوعاتی مثل سنگسار، جنگ، اعتیاد، فروپاشی خانواده و اختلالات روانی پرهیز نمیکنند. به دانشجویان و علاقهمندان ادبیات داستانی که میخواهند نمونههایی از روایت موقعیتهای بحرانی، استفاده از جزئیات حسی و ترکیب واقعیت با هذیان و کابوس را ببینند، خواندن این کتاب پیشنهاد میشود. همچنین به کسانی که دغدغهی بررسی تأثیر ساختارهای اجتماعی و سیاسی بر زندگی فردی و خانوادگی را دارند، این مجموعه میتواند مواد خام مناسبی برای تأمل و گفتوگو بدهد.
حجم
۴۲۲٫۷ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۹۰ صفحه
حجم
۴۲۲٫۷ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۹۰ صفحه