
کتاب در برابر تاریکی
معرفی کتاب در برابر تاریکی
کتاب در برابر تاریکی نوشتهی داود گودرزی روایتی طولانی، جزئینگر و عاطفی از سالهای اسارت او در جنگ ایران و عراق است که نشر ناران آن را منتشر کرده است. نویسنده که ده سال اسارت و محرومیت را در اردوگاهها و سلولهای اطلاعاتی عراق پشت سر گذاشته است در این کتاب تجربههای خود را از لحظههای بازجویی، سلول انفرادی، انتقال به اردوگاه، آشنایی با دیگر اسیران و برخورد با نیروهای صلیبسرخ بازگو کرده است. متن کتاب بر پایهی خاطرات شخصی شکل گرفته و از خلال آن میتوان هم فضای خشن و بیرحم بازداشتگاهها را دید و هم لحظههای ظریف دوستی، امید، شوخطبعی و مقاومت را دنبال کرد. در برابر تاریکی علاوهبر روایت شکنجهها و فشارهای جسمی و روحی، به لایههای درونیتری مثل معنای آزادی، تحمل، ایمان، دلتنگی برای خانواده و تلاش برای حفظ کرامت انسانی در بدترین شرایط پرداخته است. نویسنده در بخشهایی از کتاب گفتوگوهایش با نمایندگان صلیبسرخ بهویژه زنی بهنام شانتل را نقل کرده است که از خلال آنها تفاوت نگاهها به دین، آزادی، ایثار و جایگاه زن آشکار میشود. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب در برابر تاریکی
کتاب در برابر تاریکی روایتی از سالهای اسارت داود گودرزی است که با یک مقدمهی احساسی آغاز میشود؛ مقدمهای که در آن نویسنده از معنای آزادی، بهای سنگین آن و پیوند آزادی با تحمل و استقامت سخن گفته است. او از ده سال اسارت، چهار دیوار زرد سلول، صدای قفل و زنجیر، گرسنگی، تحقیر و محرومیت از ابتداییترین امکانات میگوید و در کنار اینها از لحظهی باز شدن در زندان و بازگشت به آغوش خانواده یاد میکند. در ادامهی کتاب، گودرزی با خطاب قراردادن نوهاش امیرعلی، خاطرات خود را بهصورت نامهوار بازگو کرده است؛ از بیماریهای پس از اسارت و کابوسهای شبانه تا تصمیم برای نوشتن دوبارهی بخشی از آنچه در ذهنش مانده است. کتاب در برابر تاریکی در فصلهای متعدد تنظیم شده است و عناوینی مانند سلول، سازمان اطلاعات و امنیت، آمدن شانتل، رفتن شانتل، عید، علی عابد، اسیران دروغین، کار اجباری، بیگاری، انبار اردوگاه، کاغذ در اردوگاه، حسن شیرازی، سرهنگ، افتخار و مرگ کودک بخشی از این فصلها هستند که هرکدام برشی از تجربهی اسارت را روایت کردهاند. در بخشهای میانی کتاب در برابر تاریکی نویسنده وارد جزئیات زندگی روزمره در سلول و اردوگاه شده است. در فصل سلول، از نخستین لحظههای ورود به سلول انفرادی، بدن زخمی، چشمهای بسته، تراشیدن موها، سوزش زخمها و قانون نانوشتهی گرفتن همهی لباسها سخن گفته است. او برنامهی روزانهای برای خود میچیند؛ پیادهروی در سلول یکونیم متری، نرمش، تفریح ذهنی و سفرهای خیالی به خانه، حمام، خیابانها و سینما. در همین فصل، داستان دوستی او با موشی کوچک بهنام برفی شکل میگیرد؛ موشی که از سوراخ دیوار وارد سلول میشود، کمکم به نانها نزدیک میشود، به آغوش نویسنده میآید و به «آژیر خطر» سلول تبدیل میشود. جدایی ناگهانی از برفی هنگام انتقال به سلول جدید و بازگشت دوبارهی او پس از ماهها، یکی از احساسیترین بخشهای کتاب است. در فصل سازمان اطلاعات و امنیت، گودرزی از انتقال با مینیبوس، صدای بلندگو، کتکها، سلولهای تنگ و پر از شپش، سطل آب و ادرار مشترک، بازجوییها، دادگاه کوتاه و بازگشت دوباره به اردوگاه موصل چهار نوشته است. در فصلهای بعدی، ورود نمایندگان صلیبسرخ، آشنایی با شانتل، بحثهای او دربارهی حجاب، ایثار، شهادت و جایگاه زن، و نیز ماجرای نوشتن نخستین نامه به ایران و تقسیم سیگار بین اسیران، فضای دیگری از اسارت را نشان میدهد که در آن دوستی، شوخی، بحث فکری و امید در کنار رنج و خشونت حضور دارد.
خلاصه کتاب در برابر تاریکی
نویسنده در در برابر تاریکی ابتدا از زاویهی امروز به گذشته نگاه کرده است؛ از روزی که پس از ده سال اسارت به آزادی رسیده و تازه معنای واقعی آزادی را در غذا، خیابان، دیدار خانواده و تماشای زیباییهای جهان فهمیده است. او آزادی را هدیهای بیقیمت میداند که با تحمل و استقامت گره خورده است و میگوید این کتاب تلاشی است برای بهاشتراکگذاشتن احساسات و تغییراتی که در مسیر رسیدن به آزادی در درونش شکل گرفته است. سپس روایت اصلی با نامهای به نوهاش امیرعلی آغاز میشود؛ نامهای که در آن از بیماری، کابوسهای سلول و تصمیم برای نوشتن دوبارهی خاطرات سخن گفته است. در فصل سلول، گودرزی از لحظهای مینویسد که نیمهبیهوش روی موکت راهرو کشیده میشود، در آهنی باز میشود و او را بر کف سرد سلول رها میکنند. لباسها گرفته میشود، موها و ریش تراشیده میشود، زخمها شسته میشود و او با صورتی ورمکرده و چشمانی سوزان در گوشهی سلول کز میکند. برنامهی روزانهای برای زندهماندن میچیند: دویست دور پیادهروی در سلول، نرمش، سپس سفرهای ذهنی به خانه، گفتوگو با مادر، پوشیدن لباس اتوکرده، قدمزدن در خیابان و رفتن به سینما. در همین تنهایی، صدای خراشیدن دیوار او را میترساند؛ ابتدا گمان میکند کسی در سلول کناری درحال کندن دیوار است اما سرانجام پوزهی موشی کوچک از سوراخ بیرون میآید. او با ترس و کنجکاوی، موش را با تکههای نان به خود نزدیک میکند، نامش را برفی میگذارد و این حیوان کوچک به تنها همدم و هشداردهندهی او در برابر نزدیکشدن سربازها تبدیل میشود. انتقال ناگهانی به سلولی روشنتر با پنجره و نور خورشید، شادی کوتاهی میآورد اما نبودن برفی او را درهم میشکند؛ تا جایی که از خدا میخواهد به سلول قبلی برگردد. پس از ماهها، دوباره صدای خراشیدن دیوار میآید و اینبار برفی با کندن دیوار خود را به او میرساند؛ صحنهای که نویسنده آن را اوج وفاداری این دوست کوچک میداند. در فصل سازمان اطلاعات و امنیت، روایت از سلول انفرادی به سلول جمعی و بازجوییهای بغداد میرسد. اسیران با چشمبند، کتک، آسانسور، راهروهای تاریک و سلولی دو متری روبهرو هستند که کف سیمانی، دیوارهای زرد، نور قرمز ضعیف و سطلی کثیف دارد. بالشهای خونآلود، نبود توالت و تهویه، و اجبار به استفاده از همان سطل برای آب و ادرار، فضای خفقانآور این بخش را شکل داده است. سربازی کردزبان که خود افسر فراری است به آنها پنهانی توصیه میکند در بازجویی فقط «نه» بگویند تا کمتر زیر فشار بروند. اسیران برای نماز تیمم میکنند و به چهار طرف میایستند چون قبله را نمیدانند. شبها با کوبیدن چوب و کابل به درها و تقلید صدای حیوانات، شکنجهی روانی میشوند. سپس به دادگاهی کوتاه برده میشوند تا دربارهی خودکشی یک سرباز ایرانی بهنام عباس شهادت بدهند و دوباره با همان تحقیرها به اردوگاه بازگردانده میشوند. در بخشهای مربوط به صلیبسرخ، گودرزی از ورود هیئت، صدور کارت اسارت و انتخاب خود بهعنوان مترجم مینویسد. او با زنی بهنام شانتل همراه میشود که در ابتدا با پوشش غربی و نگاه انتقادی به دین و حجاب وارد اردوگاه شده است. میان آن دو بحثی تند دربارهی دستدادن، حجاب، ارزش زن و نقش دین در جلوگیری از فروپاشی خانواده شکل میگیرد و نویسنده بهخاطر پایبندی به باورهایش از ادامهی همکاری انصراف میدهد. شانتل بعداً عذرخواهی میکند و این گفتوگوها ادامه پیدا میکند؛ از تقسیم سیگار بین همهی اسیران بهعنوان نمونهای از ایثار جمعی تا توضیح مفهوم شهادت، امامان، کربلا و امام حسین. شانتل کمکم تحتتأثیر این فضا قرار میگیرد، روز بعد با دامن بلند، بلوز آستیندار و روسری وارد اردوگاه میشود و خود نیز از ایثار و همدلی اسیران شگفتزده است. در فصل مرگ کودک، روایت دیگری از خشونت عریان بازجوییها و سرنوشت تلخ زنی کرد و فرزندش که بهخاطر فرار شوهر از جبهه بازداشت شدهاند، به کتاب افزوده شده است تا تصویر اسارت فقط به اردوگاههای اسیران جنگی محدود نماند.
چرا باید کتاب در برابر تاریکی را بخوانیم؟
در برابر تاریکی تصویری نزدیک، جزئی و انسانی از اسارت در جنگ ایران و عراق ارائه کرده است؛ تصویری که نه در قالب گزارش رسمی بلکه از دل تجربهی زیستهی یک اسیر شکل گرفته است. این کتاب نشان میدهد زندگی در سلول و اردوگاه فقط مجموعهای از شکنجهها و تحقیرها نیست بلکه در دل همان تاریکی، دوستی با یک موش کوچک، شوخیهای اسیران، تقسیم نان و سیگار، و بحثهای طولانی دربارهی ایمان، آزادی و کرامت انسانی هم جریان دارد. خواندن این اثر امکان میدهد فضای سلولهای اطلاعات، اردوگاه موصل چهار، بازجوییها و دادگاههای کوتاه را از زاویهی نگاه کسی دید که سالها با این فضاها دستوپنجه نرم کرده است. این کتاب همچنین برای فهم عینیتر مفاهیمی مثل آزادی، تحمل، ایثار و شهادت مفید است. نویسنده این مفاهیم را در قالب شعار مطرح نکرده است بلکه آنها را در موقعیتهای مشخصی مثل تقسیم سیگار بین همه، بخشیدن نان به مهمان، یا انتخاب «نه» در بازجویی برای حفظ دیگران نشان داده است. گفتوگوهای او با شانتل، برخورد دو جهان فکری متفاوت را بهتصویر کشیده است؛ جهانی که در آن حجاب، پرهیز از تماس بدنی و ایثار جمعی معنا دارد و جهانی که با معیارهای دیگری به آزادی و بدن و دین نگاه میکند. این برخورد برای کسانی که به گفتوگو میان فرهنگها و سوءتفاهمهای میان آنها علاقهمند هستند جذاب است. در برابر تاریکی علاوهبر ثبت بخشی از تاریخ جنگ، به لایههای روانی پس از اسارت هم پرداخته است؛ از کابوسهای شبانه و بیماریهای جسمی تا دلتنگی برای خانواده و تلاش برای بازسازی زندگی در آزادی. این ترکیب تجربهی میدانی، تأمل درونی و گفتوگو با نسل بعد (نوهی نویسنده) باعث شده است کتاب هم ارزش تاریخی داشته باشد و هم ارزش عاطفی و فکری.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این کتاب به کسانی پیشنهاد میشود که به خاطرات اسارت و جنگ ایران و عراق علاقهمند هستند و میخواهند فضای سلولها و اردوگاهها را از زاویهی نگاه یک اسیر تجربه کنند. همچنین به دانشجویان و پژوهشگران رشتههایی مانند تاریخ معاصر ایران، مطالعات جنگ، مطالعات صلح و روانشناسی تروما پیشنهاد میشود که بهدنبال روایتهای دستاول از تجربهی خشونت و مقاومت هستند. برای علاقهمندان به موضوعاتی مانند آزادی، ایمان، ایثار، گفتوگوی میان فرهنگها و نیز کسانی که به ادبیات خاطرهنویسی و روایتهای شخصی از موقعیتهای حدی توجه دارند نیز این کتاب میتواند انتخاب مناسبی باشد.
حجم
۸۲۹٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۱۵۰ صفحه
حجم
۸۲۹٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۱۵۰ صفحه