
کتاب کنیز ملکه مصر
معرفی کتاب کنیز ملکه مصر
کتاب کنیز ملکهی مصر نوشتهی میکل پیرامو با ترجمهی ذبیحالله منصوری روایتی مفصل از زندگی کلئوپاترا و روزگار پرآشوب او در مصر و روم است که نشر هرماس آن را منتشر کرده است. راوی این داستان شرمیون است؛ دختری برده که در کاخ سلطنتی اسکندریه به دنیا میآید و از سهسالگی همبازی و محرم اسرار کلئوپاترا میشود. نویسنده با انتخاب این زاویهی دید، ماجراهای سیاسی و عاشقانهی کلئوپاترا را از چشم نزدیکترین کنیز او دنبال کرده است؛ از کودکی در باغها و تالارهای کاخ بطالسه تا سالهای سلطنت، جنگ، توطئه و رویارویی با سرداران بزرگ روم. در این کتاب، اسکندریه بهعنوان شهری زنده و پرهیاهو تصویر شده است؛ شهری با کاخهای باشکوه، باغهای سلطنتی، موزه و کتابخانهی عظیم، سیرک، محلهی میفروشان و فانوس دریایی فاروس که هرکدام در داستان نقش دارند. روایت، همزمان زندگی خصوصی کلئوپاترا، مناسبات خانوادگی و درباری، و کشمکشهای قدرت میان مصر و روم را دنبال میکند و خواننده را به درون فضای تاریخی و اجتماعی آن دوران میبرد. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب کنیز ملکه مصر
کتاب کنیز ملکهی مصر داستانی تاریخی است که میکل پیرامو آن را بر پایهی زندگی کلئوپاترا و خاندان بطالسه در مصر نوشته است و ذبیحالله منصوری آن را به فارسی برگردانده است. روایت از زبان شرمیون، کنیز مخصوص کلئوپاترا، بیان میشود؛ دختری که پدر و مادرش بردهاند و در کاخ سلطنتی اسکندریه به دنیا آمده است. او از همان کودکی همبازی شاهزادهخانم میشود، همراهش درس میخواند و بهخاطر نزدیکی به کلئوپاترا، زبانهای مصری، یونانی و رومی، و بخشی از علوم زمانه را میآموزد. این زاویهی دید باعث شده داستان، هم فضای صمیمی و روزمرهی زندگی در کاخ را نشان دهد و هم تشریفات رسمی، آیینهای مذهبی، مراسم سلطنتی و مناسبات قدرت را. در فصلهای آغازین، خواننده با کودکی کلئوپاترا، باغها و جانوران کاخ، علاقهی عجیب پدرش بطلمیوس سیزدهم به نیلبک، و مراسم باشکوه مرگ او آشنا میشود؛ جایی که نینوازان، جانوران محبوب پادشاه، روحانیون مصری و افسران رومی در تشییع جنازه حضور دارند. سپس ماجرا به ازدواج اجباری کلئوپاترا با برادرش، بحث او با وزرای سهگانه دربارهی این ازدواج، و کشمکش پنهان او با برادر و خواهرش آرسینوهه بر سر قدرت میرسد. کتاب کنیز ملکهی مصر در ادامه، اسکندریه را بهعنوان «بزرگترین شهر جهان» به تصویر کشیده است و فصلهایی مستقل به گردش کلئوپاترا و آنتوان در شهر اختصاص داده شده است؛ از خیابانهای عریضی که دوازده ارابه کنار هم در آن حرکت میکنند تا موزهای که فیلسوفان در آن دربارهی افلاطون و «افلاطونیون جدید» بحث میکنند. کتابخانهی عظیم اسکندریه، با ساختار ستارهایشکل، مخازن هشتگانهی کتاب به زبانهای مختلف، دارالترجمه و کتابداران و مترجمان دولتی، یکی از محورهای مهم روایت است و نویسنده از خلال گفتوگوی کلئوپاترا و آنتوان، نقش کتاب، ترجمه و دانش را در تمدن آن دوره نشان داده است. فصلهای دیگری به محلهی میفروشان و «قبرستان عشاق»، سیرک اسکندریه و مسابقهی ارابههایی که بهجای اسب، شیر به آنها بسته شده، و فانوس دریایی فاروس اختصاص دارد؛ جایی که جزئیات فنی چراغ دریایی، روغن سیاه پونت، سازوکار شعلهی بدون دود و راز نظامی «آتش یونانی» شرح داده میشود. در کنار این توصیفها، کشمکشهای سیاسی مصر و روم، حضور سزار و آنتوان، جنگها، تقسیم قدرت در روم و سرنوشت سلطنت مصر در فصلهای بعدی دنبال میشود و کتاب را به روایتی طولانی از فرازونشیبهای زندگی کلئوپاترا و اطرافیانش تبدیل کرده است.
خلاصه داستان کنیز ملکه مصر
روایت کنیز ملکهی مصر با معرفی شرمیون آغاز میشود؛ کنیزی که از پدر و مادری برده در کاخ سلطنتی اسکندریه به دنیا آمده و از سهسالگی همبازی کلئوپاترا است. او تعریف میکند که چگونه بهخاطر صبوری و سکوت در برابر خشمهای کودکانهی شاهزادهخانم، محبوب او میشود، با او غذا میخورد و برخلاف دیگر کنیزان، اجازه مییابد در کلاسهای درس حضور داشته باشد. شرمیون همراه کلئوپاترا خواندن و نوشتن مصری، یونانی و رومی، و مبانی تاریخ، جغرافیا، حساب و هندسه را میآموزد و همین سواد است که بعدها امکان نوشتن خاطراتش را به زبان یونانی فراهم میکند. در این بخش، تصویر روشنی از کاخ و باغ سلطنتی، جانوران نگهداریشده برای سرگرمی شاهزادگان، و دلبستگی کلئوپاترا به میمون محبوبش ارائه شده است؛ ماجرای تگرگ نادر در مصر، بیماری و مرگ میمون، مومیاییکردن و دفن او در باغ، نمونهای از ترکیب عاطفه و آیین در زندگی درباری است. با مرگ بطلمیوس سیزدهم، پادشاه «نیزن» مصر، مراسم تشییع و مومیاییکردن او با حضور جانوران محبوب، نینوازان، نوحهخوانان و روحانیون مصری توصیف میشود. سپس طبق رسم مصر، کلئوپاترا با برادرش بطلمیوس ازدواج میکند تا هر دو مشترکاً سلطنت کنند. اما کلئوپاترا که خود را یونانی میداند، ازدواج با برادر را «غیرطبیعی و وحشیانه» میخواند و از پذیرش او در خوابگاهش خودداری میکند. گفتوگوی تند او با وزرای سهگانه و بطلمیوس، و دخالت آرسینوهه، خواهر کوچکتر، نشان میدهد که چگونه اختلاف بر سر ازدواج، به نزاعی سیاسی بر سر سلطنت و اتهامزنی متقابل دربارهی روابط شخصی با آنتوان و جوانان دیگر تبدیل میشود. در همین فصلها، علاقهی کلئوپاترا به آنتوان و اطمینان قلبیاش به بازگشت او مطرح میشود و شرمیون تأکید میکند که هیچکس به اندازهی او از اسرار زندگی ملکه آگاه نیست. بخش مهمی از کتاب به گردشهای کلئوپاترا و آنتوان در اسکندریه اختصاص دارد. در فصل «گردش در بزرگترین شهر جهان»، توصیف خیابانهای عریض، سیستم آبرسانی از نیل، موزه و حلقههای بحث فیلسوفان افلاطونی، و کتابخانهی عظیم با مخازن هشتگانهی زبانهای مختلف و دارالترجمه، تصویری از مرکز دانش و فرهنگ آن دوره ارائه میدهد. گفتوگوی کلئوپاترا و آنتوان دربارهی فلسفه، کتاب، ترجمه و نقش کتابخانه در انتقال علوم، تضاد میان نگاه جنگمحور آنتوان و نگاه دانشمحور کلئوپاترا را برجسته میکند. سپس محلهی میفروشان و خانههای عمومی، با «قبرستان عشاق» و هشدار کلئوپاترا دربارهی مردانی که در این محله ثروت و جان خود را از دست دادهاند، و نیز سیرک اسکندریه با مسابقهی ارابههایی که چهار شیر به هرکدام بسته شده، بهعنوان چهرهی دیگر شهر، یعنی تفریح، خطر و نمایش، تصویر میشود. در فصلهای مربوط به فانوس دریایی فاروس، شرمیون همراه کلئوپاترا و آنتوان به جزیرهی فاروس میرود. ساختار برج پنجطبقه، شعلهی بدون دود، شیشههای ضخیم محافظ، ستونهای مجوف برای رساندن هوا، و روغن سیاه پونت که فقط برای این چراغ وارد مصر میشود، با جزئیات شرح داده شده است. گفتوگو با رئیس نگهبانان، ممنوعیت رفتن به طبقهی پنجم، و داستان پادشاه لیبی که نتوانسته از روغن سیاه در چراغی مشابه استفاده کند، به راز نظامی «آتش یونانی» گره میخورد؛ سلاحی که ترکیب آن فقط نزد پادشاه و یک استادکار است و راز آن یا در لحظهی مرگ به جانشین بیستوپنجساله منتقل میشود یا در صندوقی مدفون میماند. در ادامه، بازگشت به کتابخانه در شب، دیدن بخشهای مصری، یونانی و عبری، تورات و ترجمهی یونانی آن، و دارالترجمه، بار دیگر نقش دانش، تاریخ و ترجمه را در کنار سیاست، جنگ و عشق در زندگی کلئوپاترا و آنتوان برجسته میکند، درحالیکه شرمیون همچنان ناظر و راوی این جهان پررمزوراز باقی میماند.
چرا باید کتاب کنیز ملکه مصر را بخوانیم؟
کنیز ملکهی مصر از زاویهی دید یک کنیز باسواد، به زندگی کلئوپاترا نزدیک شده است و بهجای تمرکز صرف بر چهرهی افسانهای او، ترکیبی از صحنههای خصوصی، تصمیمهای سیاسی و فضای اجتماعی و شهری مصر و روم را نشان داده است. این زاویهی دید، هم امکان مشاهدهی جزئیات روزمرهی کاخ، درسخواندن، بازیها، سوگواریها و روابط عاطفی را فراهم کرده و هم تشریفات سلطنتی، آیینهای مذهبی و مذاکرات پشتپردهی قدرت را در دسترس قرار داده است. در این کتاب، اسکندریه فقط پسزمینهی داستان نیست؛ خودِ شهر به یکی از شخصیتهای اصلی تبدیل شده است. توصیف خیابانهای عریض، سیستم آبرسانی، موزه و حلقههای فلسفی، کتابخانهی عظیم و دارالترجمه، محلهی میفروشان، سیرک با مسابقهی ارابههای بسته به شیر، و فانوس دریایی فاروس، تصویری زنده از شهری میسازد که در آن دانش، تجارت، تفریح، دین و سیاست درهمتنیدهاند. خواننده از خلال گفتوگوهای کلئوپاترا و آنتوان، با نگاه متفاوت آنها به قدرت، جنگ، کتاب و علم روبهرو میشود و میبیند چگونه یک ملکهی جوان، همزمان به درآمد محلهی تفریح، رونق بندر، اعتبار کتابخانه و حفظ راز آتش یونانی میاندیشد. این اثر برای کسانی که به تاریخ علاقهمند هستند، امکان همراهی با روایتی طولانی از زندگی کلئوپاترا، رابطهاش با سزار و آنتوان، و کشمکشهای مصر و روم را فراهم کرده است، بدون اینکه روایت به گزارش خشک تاریخی تبدیل شود. حضور مداوم شرمیون بهعنوان راوی، پیوند عاطفی با شخصیتها را حفظ کرده و درعینحال، فاصلهی لازم برای مشاهده و روایت را نگه داشته است. ترکیب توصیفهای فنی (مثل ساختار فانوس دریایی و آتش یونانی)، صحنههای شهری، و گفتوگوهای تند درباری، این کتاب را به متنی تبدیل کرده که هم برای دنبالکردن داستان جذاب است و هم برای لمس فضای فکری و اجتماعی آن دوران.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن کنیز ملکهی مصر به علاقهمندان داستانهای تاریخی، کسانی که به سرگذشت کلئوپاترا و دورهی بطالسه کنجکاو هستند، دوستداران روایتهای مفصل از شهرها و تمدنهای باستانی، و خوانندگانی پیشنهاد میشود که از ترکیب ماجراهای سیاسی، عاشقانه و توصیفهای شهری و علمی در یک داستان بلند لذت میبرند.
حجم
۲٫۱ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۵۳۶ صفحه
حجم
۲٫۱ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۵۳۶ صفحه