
کتاب زندگی در پانصد سال آینده
معرفی کتاب زندگی در پانصد سال آینده
کتاب زندگی در پانصد سال آینده نوشتهی سیدعماد صالحی داستانی علمیتخیلی است که نشر سنجاق آن را منتشر کرده است. در این کتاب سفری طولانی به آیندهی بشر روایت شده است که در آن سفرهای بینسیارهای، شهرهای معلق روی مریخ، ارتباط با آدمفضاییها و اختراعات شگفتانگیز به بخشی عادی از زندگی روزمره تبدیل شدهاند. زندگی در پانصد سال آینده همچنین حاوی تصاویری مرتبط با داستان کتاب است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب زندگی در پانصد سال آینده
در آینده ای نه چندان دور، سفر برای انسان تنها به زمین محدود نمی شود.
بشر یاد می گیرد از مرز سیارات بگذرد، میان ستارگان حرکت کند و در دل کهکشان ها خانه بسازد.
اما هرچه علم و تکنولوژی رشد می کنند، نیرویی بزرگتر از آن در درون انسان بیدار می شود و آن ذهن است.
و ذهن، اگر رها شود، می تواند انسان را به جایی ببرد که هیچ نقشه ای آن را نشان نمی دهد...
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن زندگی در پانصد سال آینده به دوستداران داستانهای علمیتخیلی، دوستداران روایتهای خانوادگی در بستر فضا و کهکشانها، نوجوانان و جوانانی که به سفرهای بینسیارهای و اختراعات آینده کنجکاو هستند و کسانی که دوست دارند در قالب داستان به موضوعاتی مثل اخلاق علم، پزشکی پیشرفته و سیاستهای علمی نظر کند، پیشنهاد میشود.
بخشی از کتاب زندگی در پانصد سال آینده
«لحظه فرود رسید و سفینه به آرامی روی سطح سیاره فرود آمد چند ربات مدرن شبیه به انسان که قد هر کدام بیش از چهار متر بود به محل فرود سفینه نزدیک شدند، مسافران ابتدا کمی ترسیدند ولی رباتها ضمن عرض خوش آمدگویی به مسافران و کمی نور افشانی در آسمان سیاره تبدیل به اتوبوس هایی شکیل شدند که بجای چرخ مجهز به بالگرد بودند، و با راهنمایی مهمانداران مسافران را سوار کردند. پس از طی مسافتی ده دقیقهای با سرعتی معادل دو هزار کیلومتر بر ساعت مسافران را به شهری رساندند که به صورت گنبدی بود، معماری شهر به قدری زیبا و کمی عجیب بود که مهمانان تازه ورود شهر جدید حیرت زده شده بودند. نام شهر مریخی در دروازه ورودی آن بزرگ حک شده بود. (Welcome to Martian City (The Future is Here یعنی: به شهر مریخی خوش آمدید، آینده همین جاست. با راهنمایی کارمندان ترابری ضمن عرض خوش آمدگویی مسافران دسته دسته وارد خانههای معلق شدند، ارتفاع هر خانه بیش از بیست متر از سطح سیاره بود و در زیر هر کدام از سازههای خانهها موتور جت تعبیه شده بود که به صورت دائم روشن بود و خانهها را در هوا معلق نگه میداشت. ماریا که مثل همیشه ذهن کنجکاوی داشت از پدرش پرسید بابا سوختی که باعث میشه این خونهها روی هوا معلق بشن چیه؟ تموم نمیشه؟ اگه تموم بشه سقوط کنن چی؟ مایکل: نه عزیزم هیچوقت سوختشون تموم نمیشه، در واقع مهندسی موتور جتی که زیر هر خانه گذاشته شده طوری طراحی شده که با هر صد گرم خاک سیاره یک سال روشن میمونه و مخزن سوختشون چند لیتره که با هر بار پر کردن مخزنشون از خاک سیاره موتور میتونه چند سال روشن بمونه ... پیتر: بابا یعنی سوخت هر موتور جت با اکسید آهنه؟ مایکل: دقیقا پسرم آفرین جنیفر: چه فکر بکری، چیزی که زیاده روی این سیاره خاک سرخه و از همه مهم تر اینکه مقدار خیلی کم برای سوخت نیازه، فقط صد گرم ...!»
حجم
۲۳۴٫۱ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۵۶ صفحه
حجم
۲۳۴٫۱ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۵۶ صفحه
نظرات کاربران
من این کتاب رو برای پسر نوجوانم خریدم خیلی براش جذاب بود برای خودم هم جذاب بود داستانش به همه خوندنش رو توصیه میکنم
داستان فوقالعاده جذاب و قشنگی داره حتما بخونید 👍
بسیار جذاب و عالی
قشنگ بود
داستان باحالی داشت 💛👍
داستان جالبی داشت و نکات خوبی ازش یاد گرفتم 👍
کتاب قشنگی بود و نسبت به بقیه کتاب ها متفاوت بود.
بسیار عالی و خواندنی
کتاب عالی بود😍😍😍😍😍😍
به عنوان یکی از خواننده های این کتاب در جواب hina میتونم بگم تمام کتاب های داستان، رمان، روانشناسی و غیره هم نقطه قوت دارن هم ضعف، منم به عنوان کسی که این کتاب رو خونده از تخیل نویسنده و