معرفی و دانلود کتاب در آغوش امواج + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب در آغوش امواج

کتاب در آغوش امواج

نوع کتاب
۵.۰ امتیاز(از ۸ رأی)
پدیدآورندگان: 
احسان گل زردی
انتشارات: 
نشر عطران
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب در آغوش امواج

کتاب در آغوش امواج نوشته‌ احسان گل‌ زردی توسط نشر عطران منتشر شده است و داستانی ماجراجویانه در دل دریا و در روستایی ساحلی است که زندگی مردمانش با موج‌ها، قایق‌ها و افسانه‌های کهن گره خورده است. این کتاب ماجرای پسری جوان به نام ویل را روایت می‌کند که قلبش برای دریا می‌تپد و رؤیای کشف ناشناخته‌ها را در سر دارد. فضای کتاب از همان سطرهای آغازین، تصویر روستایی کوچک در آغوش اقیانوس را می‌سازد؛ جایی که ماهیگیرها هر صبح دل به آب می‌سپارند، کافه‌ی چوبی فیلیپ پیر پاتوق ملوان‌ها است و قصه‌های قدیمی، مثل موج، مدام بازمی‌گردند. اثر هم‌زمان که از صید ماهی، قایق‌ها و طوفان‌ها می‌گوید، به ترس‌ها، شجاعت، حس گناه، دوستی و کشش توقف‌ناپذیر انسان به‌سوی ناشناخته‌ها نیز پرداخته است. کتاب در آغوش امواج با ترکیب صحنه‌های پرهیجان دریا، لحظه‌های آرام کافه، جشن‌های روستا و حضور سیرک و پیشگوی مرموز، جهانی سرشار از تصویر و اتفاق می‌سازد که مخاطب را همراه ویل، قدم‌به‌قدم به دل خطر می‌برد. نسخه‌ی الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب در آغوش امواج اثر احسان گل‌ زردی

کتاب در آغوش امواج داستان زندگی ویل، پسر جوانی از روستایی ساحلی است که همه‌چیزش با دریا تعریف می‌شود؛ از کار روزانه‌ی ماهیگیری تا رؤیاهای شبانه‌اش. احسان گل‌ زردی در این کتاب روستایی کوچک را تصویر کرده است که در آغوش اقیانوس پهناور قرار دارد؛ جایی که مردان هر صبح راهی اسکله‌ی نیزه‌ماهی می‌شوند، زنان در خانه‌ها مشغول کارند و کودکان در کوچه‌های سنگ‌فرش‌شده رؤیای کاشفان بزرگ را بازی می‌کنند. 

کتاب در آغوش امواج در ادامه، ماجرا را از سطح زندگی روزمره‌ی روستا فراتر می‌برد و به‌سوی ناشناخته‌ها می‌کشاند. در کنار خط اصل داستانْ حضور سیرک در روستا، پیشگویی پیرزن کولی درباره‌ی جزیره و طوفان، دوستی ویل با دیوید و سارا و کشف جزیره‌ای ناشناخته با برکه‌ی آب شیرین، میمون بازیگوش و گردنبندی مرموز، لایه‌های تازه‌ای به داستان اضافه می‌کند. 

احسان گل‌ زردی هم تصویر دقیقی از زندگی روزمره‌ی ماهیگیرها، کافه‌ی کنار اسکله، چانه‌زدن با ماهی‌فروش و دوستی‌های ساده‌ی جوان‌ها ارائه می‌دهد و هم لایه‌ای پررمزوراز از افسانه‌های دریایی، موجودات ناشناخته و جزیره‌ای پنهان را به آن اضافه می‌کند. در کتاب در آغوش امواج افسانه و واقعیت به هم نزدیک می‌شوند و ورود دختری ناشناس به قایق در دل تاریکی، فصل تازه‌ای از روایت را آغاز می‌کند.

خلاصه داستان در آغوش امواج

هشدار: این پاراگراف بخش‌هایی از داستان را فاش می‌کند!

داستان کتاب در آغوش امواج با معرفی روستایی ساحلی آغاز می‌شود که در آغوش اقیانوس پهناور قرار دارد. در یکی از خانه‌های چوبی، ویل زندگی می‌کند؛ پسر جوانی با چهره‌ای آفتاب‌سوخته و قلبی که برای دریا می‌تپد. فیلیپ، ملوانی سالخورده است که در یکی از سفرهایش پایش را ازدست‌داده و زخمی عمیق روی چشمش دارد. او دیگر به دریا نمی‌رود، اما کافه‌اش کنار اسکله، پاتوق ماهیگیرها است. رابطه‌ی او با ویل، رابطه‌ای پدرانه است.

ویل برای صاف‌کردن بدهی‌اش تصمیم می‌گیرد شیرماهی‌های درشت بگیرد و تا نزدیکی خلیج دلفین‌ها پیش می‌رود؛ جایی که نامش با هشداری نانوشته گره خورده است. او پانزده شیرماهی بزرگ صید می‌کند، به‌سختی پیش از غروب برمی‌گردد و با فروش ماهی‌ها به آقای اسمیت، بدهی‌اش را می‌پردازد. همان شب، کنار اجاق و بوی اردک‌ماهی کباب‌شده، فیلیپ برای نخستین‌بار حقیقت کامل حادثه‌ی سال‌ها پیش را می‌گوید: سفر مشترکش با جان، پدر ویل، برای شکار نیزه‌ماهی افسانه‌ای، گم‌کردن راه در طوفان، غرق‌شدن جان، ماندن خودش در دریا بعد از غروب و رویارویی با روح نگهبان دریا.

روز بعد همراه دوستانش دیوید و سارا به سیرک می‌رود. در محوطه‌ی سیرک پیرزن کولی دست ویل را می‌خواند و از جزیره‌ و طوفانی حرف می‌زند که باید مراقبش باشد. شب میان کشش ماجراجویی و هشدارهای فیلیپ و پیرزن، در کشمکشی درونی غلت می‌زند، اما صبح زود پیش از بیدارشدن روستا، تصمیمش را گرفته است، با قایقش به‌سوی جزیره‌ی ناشناخته می‌رود.

ویل روز بعد دوباره به جزیزه برمی‌گردد، از دامنه‌ی کوه آتشفشانی کوچک جزیره بالا می‌رود و در مسیر گردنبندی ظریف با صدف‌ها و مروارید صورتی پیدا می‌کند؛ نشانه‌ای که می‌گوید این جزیره پیش از او هم میزبان کسی بوده است. همان‌ وقت در نزدیکی قایق، نیزه‌ماهی عظیمی از آب بیرون می‌پرد، ویل که آن را با مرگ پدرش گره می‌زند، تصمیم می‌گیرد شکارش کند. او با سیم محکم و قلاب بزرگ، طعمه‌ای از ماهی مرکب آماده می‌کند، آن را به دریا می‌اندازد و سیم را به پایه‌ی موتورها می‌بندد.

نیزه‌ماهی طعمه را می‌بلعد و نبردی فرساینده میان قدرت موتورهای قایق و نیروی وحشی ماهی آغاز می‌شود. قایق در آب می‌چرخد، سیم تا مرز پاره‌شدن کشیده می‌شود، موتورها داغ می‌کنند و دود از آن‌ها بلند می‌شود. سرانجام سیم پاره می‌شود، قایق ناگهان رها می‌شود و ویل به دریا پرت می‌شود. او با زحمت خود را به قایق می‌رساند، سیم پیچیده دور پروانه‌ها را زیر آب باز می‌کند، اما موتورها از کار افتاده‌اند و هیچ بادی هم در بادبان نیست. تنها سه ساعت تا غروب مانده و او در میانه‌ی اقیانوس، بدون امکان حرکت، رها شده است.

ویل در سکوت و بی‌حرکتی دریا، به هشدارهای فیلیپ و افسانه‌ی روح نگهبان فکر می‌کند. او به اتاقک قایق پناه می‌برد و سعی می‌کند نفس‌هایش را آرام کند، اما قایق شروع به لرزیدن می‌کند، چیزی از بیرون به بدنه می‌چسبد و آرام بالا می‌آید. صدای خزیدن روی عرشه نزدیک‌تر می‌شود، انگشتانی از بین در به داخل می‌خزند و ناگهان در باز می‌شود. ویل و موجود ناشناس هم‌زمان از ترس فریاد می‌کشند. با کناررفتن ابرها، نور ماه چهره‌ی موجود را روشن می‌کند. دختری با صورتی سپید، موهای بلند سیاه و چشمانی تیره و درخشان که با تعجب و اخم به ویل خیره شده و می‌پرسد بعد از غروب آفتاب در دریا چه می‌کند؛ جایی که طبق افسانه‌ها دیگر جای انسان‌ها نیست.

چرا باید کتاب در آغوش امواج را بخوانیم؟

کتاب در آغوش امواج از دل یک روستای کوچک ساحلی شروع می‌شود، اما خیلی زود به سفری گسترده‌تر میان ترس و شجاعت، افسانه و واقعیت و امنیت ساحل و وسوسه‌ی ناشناخته‌ها تبدیل می‌شود. خواننده در طول داستان، همراه ویل با دو کشش متضاد روبه‌رو می‌شود؛ از یک‌سو هشدارهای فیلیپ و افسانه‌ی روح نگهبان دریا که می‌گوید بعد از غروب، دریا جای انسان نیست و از‌سوی‌دیگر میل سیری‌ناپذیر به کشف، اثبات خود و روبه‌رو شدن با نیزه‌ماهی افسانه‌ای. این کشمکش درونی داستان را برای کسانی که به ماجراجویی، تعلیق و فضاهای خیال‌انگیز علاقه دارند، جذاب می‌کند. ترکیب زندگی روزمره، افسانه، ماجراجویی و لحظه‌های احساسی، کتاب در آغوش امواج را به اثری تبدیل کرده است که هم برای همراهی با یک قصه‌ی پراتفاق مناسب است و هم برای فکرکردن به مرز میان احتیاط و جسارت و بهایی که گاهی برای رؤیاپردازی پرداخت می‌شود.

خواندن کتاب در آغوش امواج را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

خواندن کتاب در آغوش امواج به کسانی که به داستان‌های ماجراجویانه در فضاهای دریایی، قصه‌های پر از تعلیق و کشف و روایت‌هایی با حال‌وهوای افسانه‌های محلی علاقه دارند، پیشنهاد می‌شود. این اثر به نوجوانان و جوانانی که از دنبال‌کردن قهرمانی کنجکاو، سرکش و درگیر انتخاب‌های دشوار لذت می‌برند، توصیه می‌شود.

بخشی از کتاب در آغوش امواج

«ویل، آهسته نشست. پشتش را به دیوارهٔ قایق تکیه داد، دست‌هایش را همچون بال‌های مرغان دریایی بر لبه‌های قایق گشود و به خورشید چشم دوخت. تنها دو ساعت تا فرورفتن خورشید در دل اقیانوس باقی بود. سرش را پایین انداخت. لبخندی تلخ، بر لبانش نشست. «پسر احمق… آخه چطور این‌قدر بی‌فکر بودی؟ با خودت چی فکر کردی؟ می‌خواستی اون نیزه‌ماهی لعنتی، اون هیولای وحشی رو با قرقرهٔ شکار گربه‌ماهی به دام بندازی؟ حالا گیر افتادی… حتی با شنا هم به ساحل نمی‌رسی…» گرسنگی، ضعف و خستگی از صبح تا آن لحظه، همگی با هم بر سرش آوار شدند. ویل، چشم‌هایش را بست و فیلیپ را تصور کرد… فردا، وقتی قایقش در اسکله نباشد، وقتی در لحظهٔ غروب، از او خبری نرسد… آه، فیلیپ عزیز، متأسفم. فکر می‌کنم برای تو، از همه سخت‌تر خواهد بود. بعد، سارا و دیوید به ذهنش آمدند؛ احتمالاً آن‌ها هم چند روزی بی‌قرار می‌شوند… اما بعد، همه چیز کمکم فراموش خواهد شد. درست مثل جان، پدرم… و آنا، مادرم. شاید منصفانه نبود؛ اینکه من، آخرین عضو این خانواده، هم به همین سرنوشت دچار شوم… آن‌هم این‌گونه، در جوانی، دور از ساحل و آغوش زندگی. بال اندیشه‌اش او را به آن لحظهٔ برخورد با هیولای ترسناک که فیلیپ از آن برایش گفته بود برد. شاید… شاید اگر التماس می‌کرد، جواب می‌داد. شاید، درست مثل فیلیپ، پای او را هم قطع می‌کرد و به ساحل می‌انداخت… حداقل زنده می‌ماند. اما ذهنش دیگر درست کار نمی‌کرد. خاطرات، یکی پس از دیگری، مثل فیلم‌هایی کوتاه، از مقابل چشمانش می‌گذشتند—بی‌وقفه، گنگ و مواج؛ آمیخته با بوی دریا، طعم شور لب‌ها و نور خستهٔ خورشید.»

معرفی این کتاب در تاریخ ۱۶ خرداد ۱۴۰۵ به‌روزرسانی شده است.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب در آغوش امواج و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابدر آغوش امواج
موضوعرمان، داستان ایرانی
نویسندهاحسان گل زردی
انتشاراتنشر عطران
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۴۰۴/۱۱/۱۹
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۱.۹۸ مگابایت
شابک۹۷۸۶۲۲۳۱۸۱۲۶۹
تعداد صفحه‌ها۱۶۲ صفحه
قیمت کتاب۵۹۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

amir
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۱/۲۴

به نظر من بسیار کتاب خوب و دلنشینی هست که با اتفاقات و مختلف و زیبای داخل کتاب کاملا مخاطب را به خودش جذب میکنه حتما پیشنهاد میکنم این کتاب رو از تاقچه خریداری کنید و بخوانید .

۰
حمیدرضا
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۱/۲۶

روایت زیبا و جذاب، خواننده را در دنیایی سرشار از زیبایی و شخصیت‌های دوست‌داشتنی غرق می‌کند. قلم روان نویسنده، تجربه‌ای لذت‌بخش از مطالعه را رقم می زند شخصیت ویل یادآور ارزشمند ترین اهداف زندگی است.

۰
saba
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۱/۲۵

سلام خیلی قشنگ بود به توصیه دوستان گرفتم، اول فکر کردم ترجمه هست ولی بعد متوجه شدم که نویسنده رمان ایرانیه با سلیقه من که رمان های عاشقانه رو دوست دارم خیلی جور بود.

۰
کاربر 8874077
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۱/۲۳

با دزود رمان درآغوش امواج با متنی روان و دلکش بیشتر برای رده ی سنی نوجوان توصیه می شود و قابلیت فصل های بعدی هم دارد چرا که مخاطب را تشنه ی ماجراجویی و ادامه می گذارد نکته ی قابل...بیشتر

۰
M@HT@B
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۱/۲۳

سلام یه رمان قشنگ، یک فانتزی عاشقانه با زبانی شاعرانه و پر از توصیف های جذاب دریا و ساحل و کافه که به خوبی خواننده رو وارد حال و هوای قصه می کنه، داستان هم کشش خوبی داره تا انتها...بیشتر

۰
کاربر 11162892
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۱/۲۶

رمانت واقعاً زیبا و پر از حس بود. داستان ویل و پری‌دریایی، با اینکه رنگ‌وبوی افسانه‌ای دارد، اما روایت تو آن را به یک داستان انسانی و قابل لمس تبدیل کرده بود. توصیف‌های تو از عشق، تلاش، دلتنگی و تصمیم سخت...بیشتر

۰