با کد تخفیف Salam اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
کتاب دیوان توران اثر توران شهریاری (بهرامی)off

دیوان توران

نویسنده:توران شهریاری (بهرامی)انتشارات:نشر برسمسال انتشار:۱۳۹۵تعداد صفحه‌ها:۵۴۲ صفحهدسته‌بندی:امتیاز:
۴.۴از ۷ رأیخواندن نظرات
انتشاراتنشر برسم

سال انتشار۱۳۹۵

تعداد صفحه‌ها۵۴۲ صفحه

دسته‌بندی
شعر کهن۱ مورد دیگر

معرفی کتاب دیوان توران

«دیوان توران» مجموعه سروده‌های توران شهریاری (-۱۳۱۰)، شاعر و حقوقدان معاصر ایرانی است. توران شهریاری (بهرامی)، پنجمین زن ایرانی است که در رشته حقوق تحصیل کرده و پروانه وکالت گرفته است.

سروده‌های وی که در این کتاب گردآمده است درباره تاریخ، فرهنگ، بزرگان و رویدادهای تاریخی و اجتماعی ایران است و درونمایه‌ای ایران‌دوستانه دارد. کسانی همچون ابراهیم باستانی پاریزی و حسین خطیبی، بر این کتاب، مقدمه نوشته‌اند.

در یکی از سروده‌های این کتاب به نام «زرتشت و گاتها» می‌خوانیم:

تا که از کلک اَزل سر خطِ فرمان بِرَود

نام زرتشت کی از خاطرِ دوران برود؟

به سه اصلش که بُوَد شهرۀ آفاق بشر

بال و پر گیرد و بر گنبدِ گردان برود

گفته‌های خوش و شیوا و اهورایی او

جای آنست که تا تارکِ کیهان برود

فرّ زرتشت چو خورشید بیفشاند نور

هر کجا نامی از ایرانی و ایران برود

«گاتها» در دلِ افلاک طنین اندازد

تا بر این چرخ و فلک مهرِ درخشان برود

شعلۀ آتشِ زرتشت جهان افروز است

نرود از دل و جان، تا که ز تن جان برود

نظرات کاربران

آریابُد
۱۳۹۷/۰۸/۰۲

عالی بود

ققنوس
۱۳۹۹/۱۰/۱۰

جای این اشعار تو کتاب فارسی کودکان ایرانی خالی

tahatvsli
۱۳۹۹/۰۸/۰۹

خیلی خوبه

negar
۱۴۰۰/۰۲/۰۸

😇❤بهترین کتاب

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه (۶)
مهربانا مامِ مهر آمیزها سرزمینِ مهر و مهر انگیزها چار سویت سرو و کاج و یاس و گل چار فصلت طبلۀ گلبیزها شاعرانت بس که شکّر ریختند بسته شد بازارِ شکَرریزها بارها در هستی جاویدِ خویش دیده‌ای غوغای رستاخیزها گه زمستانت نکوتر از بهار گه بهارت گشت چون پاییزها
Enigma
آیین سده نمادِ هستی است راهی به سوی خداپرستی است ایرانی پاک زاده، زنهار این آتش گرم را نگهدار چون شعلهِ عشق جاودانست یادآورِ آتشِ مُغانست
آریابُد
اکنون هزاره‌ها سپری شد از آن زمان آرش حماسه‌ایست به تاریخ جاودان ایران به جاست همچو مه و مهر و آسمان بادا هزاره‌های دگر باز در جهان
آریابُد
زنهار که هدیه‌ای خدائیست روشنگرِ قوم آریائیست
آریابُد
پرآوازه «بانو گُشسب» دلیر که بودست مردافکن و شیرگیر هم او دختر رستم زال بود نکونام و فرخنده احوال بود
آریابُد
گهی «آرتمیس» و «کاساندان» شدند گهی هم «پُروشات» و ماندان شدند «آتوسا» که مام خشایار بود گرامی زنی راد و بیدار بود
آریابُد