
کتاب آدم
معرفی کتاب آدم
کتاب آدم نوشتهی سمیه صابری مجموعهای از چند داستان کوتاه است که نشر گیوا آن را منتشر کرده است. این کتاب در فضایی معاصر، به زندگی زنها و مردهایی میپردازد که در میانهی رابطهها، خشونت، میل، ترس، شرم و انتخابهای سخت گیر افتادهاند. روایتها اغلب در فضاهای آشنا مثل خانه، محل کار، بیمارستان، کوه و کافه میگذرند و از دل همین موقعیتهای روزمره، لحظههای بحرانی و مرزی را بیرون میکشند. آدم از خلال چند روایت مستقل اما همحس، تصویری تکهتکه و نزدیک از آدمی نشان میدهد که زیر فشار نقشها و قضاوتها، در حال فروپاشی یا عصیان است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب آدم
کتاب آدم مجموعهای از داستانهای کوتاه سمیه صابری است که هرکدام برشی فشرده از لحظههای اوج تنش در زندگی شخصیتها را نشان میدهد. در این کتاب، روایتها اغلب از زاویهی دید نزدیک و درونی پیش میروند و خواننده را درست وسط صحنههای پرتنش میگذارند؛ جایی که یک تصمیم، یک جمله یا یک حرکت میتواند همهچیز را عوض کند. کتاب آدم در داستانهایی مثل «هبوط»، «اغوا»، «تردید»، «طغیان»، «تقدیر»، «هراس»، «غلیان»، «لاف» و «عصیان» به سراغ تجربههای تلخ و پیچیدهای مثل خشونت خانگی، تجاوز، ازدواج اجباری، خیانت، سوءظن بیمارگونه، فشار اقتصادی، فرسودگی عاطفی و تلاش برای بقا میرود. در کتاب آدم هر داستان جهانی مستقل دارد اما در همهی آنها بدن، ترس، میل، شرم و خشم نقش پررنگی دارند. صابری در این کتاب، شخصیتهایش را در لحظههای مرزی نشان میدهد؛ جایی که زن جوانی بین خودکشی و زندهماندن معلق است، عروسی در حجله با واقعیتی هولناک روبهرو میشود، زنی میان همسر زندانی و مردی از گذشتهاش گیر کرده، یا کارمندی زیر دست رییسی متهم و در خانه زیر فشار همسر معتادش له میشود. کتاب آدم با تکیه بر جزئیات حسی، اشیای روزمره و گفتوگوهای کوتاه، فضای خفقان، تردید و انفجارهای ناگهانی را بازسازی کرده است. کتاب آدم بیش از آنکه به دنبال روایتهای طولانی باشد، روی چند ساعت یا چند روز بحرانی در زندگی شخصیتها زوم میکند؛ لحظههایی که در آنها تصمیمها، زخمها و رازهای قدیمی سر باز میکنند و آدمها ناچار میشوند با خود واقعیشان روبهرو شوند.
خلاصه داستان آدم
داستانهای کتاب آدم حول آدمهایی شکل گرفته که در نقطهی جوش زندگیشان قرار گرفتهاند؛ جایی که سالها خشونت، تحقیر، ترس، فقر، سوءظن یا خیانت، ناگهان در یک روز یا یک شب به اوج میرسد. در «هبوط» زنی مستأصل میان الکل، قرص و خاطرهی مردی که رهایش کرده، در آشپزخانهای بههمریخته با مرگ و بقا کشتی میگیرد. در «اغوا» دختر روستاییای که رؤیای غلام را در سر دارد، در حجله با مردی غریبه و ساختاری سنگشده روبهرو میشود. «تردید» زنی را نشان میدهد که بین همسر زندانیاش و مرد قدرتمند گذشتهاش، میان وفاداری، نیاز مالی و خاطره معلق است. در دیگر داستانها هم زنها و مردها در برابر خشونت خانگی، سوءاستفاده، فساد اداری، وسواس کنترل، و رابطههای فرسوده، یا فرو میریزند یا دست به نوعی عصیان میزنند.
چرا باید کتاب آدم را بخوانیم؟
کتاب آدم با تمرکز بر لحظههای بحرانی، تجربههای خام و بیپردهای از خشونت، میل، ترس و مقاومت را پیش چشم میگذارد. این کتاب امکان نزدیکشدن به جهان درونی زنها و مردهایی را فراهم میکند که زیر فشار ساختارهای خانوادگی، اقتصادی و اداری در حال خردشدن یا طغیاناند و خواننده را وادار میکند دربارهی مرز قربانیبودن و عاملبودن دوباره فکر کند.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این کتاب به کسانی پیشنهاد میشود که به داستانهای کوتاه معاصر با محوریت روابط انسانی، خشونت خانگی، تنشهای عاطفی، و موقعیتهای مرزی علاقهمندند. همچنین به خوانندگانی که دوست دارند از خلال روایت، با لایههای پنهان ترس، شرم، خشم و مقاومت در زندگی روزمره روبهرو شوند.
بخشی از کتاب آدم
«کشوی زیر تخت را بیرون میکشد. لابهلای وسایل ریز و درشت او میگردد. شیشه را بیرون میکشد. نیمهپُر است. یک قلپ مینوشد. بینیاش را میگیرد. سر میکشد. با انگشت روی نیمهی پر شیشه رد میگذارد. «تا اینجا. تا همین جا بیشتر نمیخورم» به تصویر کج و معوج زن توی شیشه اخم میکند. دوباره سر میکشد. شیشه را بالا میبرد. به رد ناخنش رسیده. در شیشه را محکم میبندد. وسط خرت و پرتها، توی کشو گم و گورش میکند. از توی قاب عکس بالای تخت به او زل میزند. روی شیشهی غبار گرفتهی قاب، ضربدر میکشد. جعبه فلزی را از توی کشوی پاتختی بیرون میکشد و درش را باز میکند. بوی مارلبرو توی سرش میپیچد. سیگار را میبوسد. لایهای از اشک، دود سیگار را محو میکند. آینه سیاهی زیر چشمش را نشان میدهد. دستش را روی کبودیها میگذارد و فشار میدهد. «آی ...» با سیگار روی آینه دور کبودی پای چشمش خط میکشد. سیگار را به سمت قاب عکس پرت میکند. از اتاق بیرون میآید. شکلاتهای تلخ روی زمین پخش شده. خم میشود و یکی از شکلاتها را روی زبانش میگذارد. پوست پرتقال را از روی فرش بر میدارد و فشار میدهد. از همهی منافذ پوست پرتقال عرق میجوشد. قطرهای از آن توی چشمش میپرد. پلک میزند. با پایش رد لیوان چای را روی فرش دنبال میکند. سیب گاز زده کنار پایهی مبل افتاده. برش میدارد و فشارش میدهد. کبودی زیر چشمش تیر میکشد. سیب را روی چشمش میگذارد. گز گزش بیشتر میشود.»
حجم
۱٫۳ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۱۲۰ صفحه
حجم
۱٫۳ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۱۲۰ صفحه