
کتاب روایت های جدید در سینمای معاصر
معرفی کتاب روایت های جدید در سینمای معاصر
کتاب روایتهای جدید در سینمای معاصر نوشتهی وحید رجبی اثری است که بهطور متمرکز به مسئلهی روایت و دگرگونیهای آن در سینمای امروز میپردازد. نویسنده با تکیه بر نمونههای مشخص از تاریخ سینما، از فیلمهای آغازین برادران لومیر و ادوین اس. پورتر تا آثار کارگردانانی چون اورسن ولز، آکیرا کوروساوا، آلن رنه، استنلی کوبریک، کوئینتین تارانتینو، دیوید لینچ، اینیاریتو، کریستوفر نولان و دیگران، نشان داده است که چگونه روایت ساده و خطی سینمای کلاسیک به ساختارهای پیچیدهتر، معماگونه و زمانپریش در سینمای معاصر رسیده است. انتشارات گیوا آن را منتشر کرده است. در این کتاب، مفاهیم پایهای روایت، روایتشناسی و روایت سینمایی با رجوع به نظریهپردازانی مانند رولان بارت، تزوتان تودوروف، ژرار ژنت، سیمور چتمن، دیوید بوردول، نوئل کارول و دیگران توضیح داده شده است و سپس این مباحث نظری بهطور مستقیم بر نمونههای سینمایی تطبیق داده شدهاند. نویسنده از خلال فصلهایی دربارهی کلیات روایت، روایت سینمایی، زمان در سینما، فلاشبک و فلاشفوروارد، ساختارهای مختلف پیرنگ (شاهپیرنگ، خردهپیرنگ، ضدساختار) و الگوهای روایی مانند داستان دایرهوار، فیلم در فیلم، روایت کانونی و روایت کولاژی، تصویری نسبتاً جامع از تنوع روایت در سینمای معاصر ترسیم کرده است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب روایت های جدید در سینمای معاصر
کتاب روایتهای جدید در سینمای معاصر از پیشگفتار آغاز میشود؛ جایی که وحید رجبی با مرور کوتاهی بر تاریخ سینما، از تعصب گریفیث و همشهریکین اورسن ولز تا راشومون کوروساوا، سالگذشتهدرمارینباد آلن رنه، کشتن کوبریک، سگهای انباری و پالپ فیکشن تارانتینو، مظنونین همیشگی، بازی، ۲۱ گرم و یادآوری، نشان داده است که چگونه سینما از روایتهای سادهی کلاسیک به ساختارهای زمانی نو و پایانهای غافلگیرکننده رسیده است. در همین بخش، نویسنده بر نقش فیلمسازانی چون دیوید لینچ، وانگ کاروای، جیم جارموش و پارک چانووک در گسترش فرمهای پیچیدهی روایت تأکید کرده است و پرسشهایی مانند «روایتهای جدید چگونه قابل فهماند؟» و «تماشاگر معاصر چگونه با این فیلمها ارتباط برقرار میکند؟» را بهعنوان انگیزهی اصلی نگارش کتاب طرح کرده است. فصل اول کتاب روایتهای جدید در سینمای معاصر به کلیات روایت اختصاص دارد و با این ایده شروع میشود که زندگی انسانها عمیقاً با روایت گره خورده است. در این فصل، با استناد به رولان بارت و آرتور آسابرگر، گسترهی روایت از اسطوره و افسانه تا سینما، خبر، نقاشی و رادیو ترسیم شده است. سپس تعاریف مختلف روایت، عناصر سازندهی آن (صحنهپردازی، شخصیت، کنش زمانمند، راوی، رابطه با مخاطب و نتیجهگیری) و تمایزهای مهمی مانند داستان/گفتمان، فابیولا/سیوژه و دایجسیس توضیح داده شدهاند. نویسنده در ادامه به ویژگیهای روایت (مصنوعی بودن، تکراری بودن، داشتن سیر مشخص، راوی و امکان جابهجایی رویدادها) و سه بعد جهان داستان، ساختار پیرنگ و خودِ روایت میپردازد و با مثالهایی از حکایتهای سعدی، قصههای جن و پری، رمان، زاویهدید و نیز رسانههایی چون رادیو و سینما، نشان داده است که چگونه روایت در قالبهای مختلف عمل میکند. در فصل دوم کتاب روایتهای جدید در سینمای معاصر، بحث بهطور مشخص وارد حوزهی سینما میشود. ابتدا روایت فیلمیک بهعنوان نوعی فعالیت ادراکی تعریف شده است که دادههای مکانی و زمانی را در زنجیرهای علتومعلولی سازمان میدهد و تماشاگر از خلال آن داستان را بازسازی میکند. نویسنده با ارجاع به برانیگان، بوردول و نوئل کارول، توضیح داده است که چرا فیلمهای روایی با ساختار علتومعلولی و آغاز، میانه و پایان، با سازوکارهای شناختی انسان سازگارند و چگونه تماشاگر با طرح فرضیه، انتظار، تعلیق و تأیید یا رد آنها، روایت را در ذهن خود میسازد. سپس تاریخ شکلگیری فیلم روایی از سفر به ماه ژرژ ملییس و سرقت بزرگ قطار ادوین اس. پورتر تا سینمای کلاسیک مرور شده است. در ادامه، انواع ساختار سینمایی (شاهپیرنگ، خردهپیرنگ، ضدساختار) با مثالهایی از بربادرفته، تلما و لوییز، توتفرنگیهای وحشی، صحرای سرخ، ایثار، سگ آندلسی، تعطیلات آخر هفته، بزرگراه گمشده و مرگ آقای لازارسکو تشریح شدهاند. بخش مفصلی نیز به زمان سینمایی اختصاص دارد؛ جایی که زمان نمایشی، زمان مادی و زمان انفعالی با نمونههایی از زیستن، زنان در آستانهی فروپاشی عصبی، کلئو از پنج تا هفت، صلات ظهر، شب روی زمین، سکوت برهها و هیروشیماعشقمن توضیح داده شدهاند. سپس مفاهیم فلاشبک و فلاشفوروارد، نظریهی ژرار ژنت دربارهی نظم، بسامد و تداوم، و الگوهای روایی مانند داستان دایرهوار، داستان در داستان و فیلم در فیلم، روایت کانونی (با تمرکز بر همشهریکین و راشومون) و روایت کولاژی و معترضه، با ارجاع به طیف گستردهای از فیلمها، بهعنوان بستر نظری برای فهم روایتهای پیچیدهی سینمای معاصر طرح شدهاند.
خلاصه کتاب روایت های جدید در سینمای معاصر
کتاب روایتهای جدید در سینمای معاصر در لایهی مفهومی، از یکسو به دنبال روشنکردن جایگاه روایت در زندگی و هنر است و از سوی دیگر میکوشد نشان دهد که چرا و چگونه سینمای معاصر به سمت ساختارهای پیچیدهتر و زمانپریش حرکت کرده است. نویسنده ابتدا روایت را بهعنوان شیوهای بنیادین برای سازماندهی تجربه و معنا دادن به جهان معرفی میکند؛ روایتی که در اسطوره، قصههای جن و پری، رمان، رادیو، نقاشی و سینما حضور دارد و بدون آن، ارتباط هنری و ادراکی شکل نمیگیرد. در این چارچوب، تمایزهایی مانند داستان/گفتمان، فابیولا/سیوژه و جهان داستان/پیرنگ/روایت، ابزارهایی هستند برای فهم اینکه چگونه یک «داستان» میتواند در رسانهها و فرمهای مختلف بازآفرینی شود، در حالی که هستهی رویدادها ثابت میماند. در ادامه، کتاب روایتهای جدید در سینمای معاصر روایت سینمایی را بهعنوان فعالیتی ادراکی توضیح میدهد که در آن تماشاگر از جریان صدا و تصویر، زنجیرهای علتومعلولی میسازد و با طرح فرضیه، انتظار و تعلیق، داستان را در ذهن خود کامل میکند. این نگاه، اهمیت ساختار روایی را در سینما برجسته میکند: از شاهپیرنگ کلاسیک با قهرمان فعال، خط زمانی نسبتاً مستقیم و پایان بسته، تا خردهپیرنگ با قهرمان منفعل، کشمکش درونی، پایان باز و ساختار مینیمالیستی، و در نهایت ضدساختار که قواعد کلاسیک را وارونه میکند. بخش مهمی از کتاب به زمان در سینما اختصاص دارد؛ جایی که زمان نمایشی (فشردهسازی زمان واقعی در روایت)، زمان مادی (همزمانی رخداد و نمایش) و زمان انفعالی (تجربهی ذهنی و عاطفی زمان) تشریح میشوند و سپس با مفاهیمی مانند فلاشبک، فلاشفوروارد، زمان منقبض و منبسط، حذف به قرینه و قاب ایستا پیوند میخورند. در گام بعد، نویسنده با استفاده از نظریهی ژرار ژنت دربارهی نظم، بسامد و تداوم، و نیز ایدهی چشماندازباوری نیچه، به سراغ ساختارهای روایی مشخص میرود: داستان دایرهوار که آغاز و پایان را در یک نقطه قرار میدهد، داستان در داستان و فیلم در فیلم که مرز میان سطوح مختلف روایت را جابهجا میکنند، روایت کانونی و چندنقطهدیدی که در همشهریکین و راشومون به اوج میرسد، و روایت کولاژی و معترضه که در آثار فیلمسازانی مانند ماکاویف و گدار، انسجام کلاسیک را به چالش میکشند. در مجموع، کتاب نشان داده است که روایتهای جدید در سینمای معاصر بیش از هر چیز با دستکاری در زمان و زاویهدید، تماشاگر را به مشارکت فعال در ساختن معنا فرامیخوانند و جهان فیلم را به صورت پازلی چندلایه پیش چشم او میگذارند.
چرا باید کتاب روایت های جدید در سینمای معاصر را بخوانیم؟
خواندن روایتهای جدید در سینمای معاصر به آشنایی عمیقتر با این پرسش کمک میکند که چرا بسیاری از فیلمهای مهم چند دههی اخیر، از ساختارهای زمانی پیچیده، فلاشبکهای تو در تو، پایانهای غافلگیرکننده و چند زاویهدید استفاده کردهاند و چگونه این انتخابها بر تجربهی تماشاگر اثر میگذارند. این کتاب با ترکیب بحث نظری و مثالهای متعدد از تاریخ سینما، پلی میان روایتشناسی و تحلیل فیلم ساخته است و نشان داده است که مفاهیمی مانند داستان/گفتمان، زمان نمایشی، فلاشبک، روایت کانونی و ساختارهای شاهپیرنگ، خردهپیرنگ و ضدساختار چگونه در عمل به کار میروند. در روایتهای جدید در سینمای معاصر، نمونههای متنوعی از سینمای جهان، از همشهریکین، راشومون، سالگذشتهدرمارینباد و هیروشیماعشقمن تا آثار تارانتینو، نولان، اینیاریتو، آلمودوار، لینچ، جیم جارموش و دیگران، در کنار هم قرار گرفتهاند و هر کدام برای توضیح بخشی از بحث روایت به کار رفتهاند. این تنوع باعث شده است که مفاهیم نظری خشک و انتزاعی نمانند و در نسبت با صحنهها، سکانسها و ساختارهای مشخص فیلمها فهمیده شوند. کتاب همچنین بهطور منظم به مسئلهی زمان در سینما، نقش تماشاگر در ساختن روایت، و الگوهای روایی مانند داستان دایرهوار، فیلم در فیلم و روایت چندنقطهدیدی پرداخته است و تصویری نسبتاً منسجم از این ارائه کرده است که روایتهای پیچیدهی معاصر چگونه کار میکنند و چه نسبتی با سنت سینمای کلاسیک دارند.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
مطالعهی روایتهای جدید در سینمای معاصر به دانشجویان و پژوهشگران رشتههای سینما، مطالعات فیلم و رسانه پیشنهاد میشود که به دنبال درک دقیقتری از ساختار روایت و زمان در فیلم هستند. همچنین به علاقهمندان جدی سینما که کنجکاوند بدانند فیلمهایی با ساختارهای غیرخطی، چندنقطهدیدی یا معماگونه چگونه طراحی شدهاند و چه پشتوانهی نظریای دارند، توصیه میشود. برای کسانی که در حوزهی فیلمنامهنویسی، نقد فیلم یا تحلیل روایت کار میکنند نیز این کتاب میتواند منبعی مفید برای پیوند دادن نظریهی روایت با نمونههای مشخص سینمایی باشد.
بخشی از کتاب روایت های جدید در سینمای معاصر
«فیلم به عنوان یک رسانه، مجموعهٔ متمایزی از تکنیکهای بازنمایی زمان، فضا و علیّت بر پردهٔ سینماست که همانطور که در فصل قبل اشاره کردیم هر کدام جزیی از اجزای یک روایت محسوب میشوند که میتوانند ساختار یک روایت سینمایی را تشکیل دهند؛ که از میان اینها، علیّت و زمان اهمیت بیشتری نسبت به فضا دارند. میتوان این گونه بیان داشت که انواع روایتهای جدید در سینمای معاصر نیز با دستکاری در مقولهٔ زمان حاصل شدهاند که ۲ عامل علیّت و فضا را تحت الشعاع خود قرار داده است. روایت فیلمیک (روایت سینمایی) خود نیز دارای تعاریف گسترده و موضوع بحث اکثر کارشناسان و صاحب نظران سینمایی بوده است، لذا قبل از اینکه به موضوع تحول ساختار روایت سینمایی و انواع آن بپردازیم، روایت فیلمیک و تعاریفش را مورد بررسی قرار میدهیم. روایت فیلمیک (سینمایی) روایت را از دیدگاههای مختلف میتوان بررسی کرد. روایت از دیدگاه برانیگان نوعی فعالیت ادراکی است که دادهها را در الگوی ویژهای سازماندهی میکند که توصیف گر و بازنمای تجربه است. دقیق تر آن که، روایت شیوهای در سازماندهی دادههای مکانی و زمانی در زنجیرهٔ علت و معلولی رویدادهاست که دارای شروع، میانه و پایان است. همانطور که برانیگان گفته است، «روایت راهی اساسی است که انسان از آن برای اندیشیدن به دنیا استفاده کرده است» (بن شال ۲۰۰۸:۱۵). در واقع میتوان نتیجهٔ ساده و در عین حال دقیق از این دیدگاه گرفت و آن اینکه روایت سینمایی، فعالیتی ادراکی است که حاصل آنچه را که دیده شده و آنچه را تماشاگر فکر میکند معنای چیزی است که دیده شده، یک جا ارائه میدهد. آنچه را که از یک فیلم به خاطر داریم، نه توالی زوایای دوربین، بلکه توالی رویدادهاست. به عبارت دیگر، بازیابی روایت فیلم، نقل و، سپس، تعبیرِ چیزهایی است که دیدهایم. درنهایت حاصل کار، داستان است. این تعریف علاوه بر قدرت توضیحی که دارد، در اساس آن چندین فرضیه در مورد اینکه چرا انسان دنیای اطراف خود را هوشمند کرده است وجود دارد و این فرضیهها توضیح میدهند که چرا فیلمهای روایی اینقدر رواج دارند.»
حجم
۱٫۹ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۵
تعداد صفحهها
۱۸۵ صفحه
حجم
۱٫۹ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۵
تعداد صفحهها
۱۸۵ صفحه