
کتاب خانم های این خانه
معرفی کتاب خانم های این خانه
کتاب خانمهای این خانه نوشتهی عاطفه طالبپور و به همت انتشارات سوره مهر منتشر شده است. این اثر روایتی داستانی از زندگی زینب بابایی امیری، بانویی از خطهی خراسان شمالی، است که سالها بار تربیت و پرورش فرزندانش را به دوش کشیده و در فرازونشیبهای زندگی، استقامت و ایمان خود را حفظ کرده است. نویسنده با بهرهگیری از مصاحبههای متعدد با اعضای خانواده و بهویژه دختران زینب بابایی، تصویری ملموس و انسانی از زندگی این مادر و تأثیر تربیت او بر نسلهای بعدی ارائه داده است. ساختار کتاب بر پایهی روایتهای شفاهی و خاطرات خانوادگی شکل گرفته و هر فصل به یکی از دختران خانواده اختصاص دارد تا از زاویهای متفاوت به زندگی مادر و تحولات روحی اعضای خانواده بپردازد. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب خانم های این خانه
کتاب خانمهای این خانه با قلم عاطفه طالبپور، به روایت زندگی زینب بابایی امیری میپردازد؛ زنی که در یکی از شرقیترین شهرهای ایران، با پشتکار و ایمان، فرزندان خود را در شرایط دشوار اجتماعی و خانوادگی پرورش داده است. این کتاب در قالب چهار فصل تدوین شده که هرکدام به روایت یکی از دختران خانواده اختصاص یافته و از زبان آنها مهمترین وقایع زندگی مادر و خانواده بازگو میشود. ساختار کتاب بر پایهی مصاحبههای نویسنده با اعضای خانواده و بهویژه مادر شکل گرفته و سبک روایت، ترکیبی از گفتوگوهای مستقیم، خاطرات و بازتاب احساسات نویسنده در مواجهه با سوژه است. در پایان کتاب، بخشی برای معرفی شخصیتها درنظر گرفته شده تا خواننده بتواند میان تعدد راویان و شخصیتها نظم ذهنی خود را حفظ کند. خانمهای این خانه نهتنها داستان یک خانواده، بلکه بازتابی از نقش زنان در تربیت نسلها و مقاومت در برابر مشکلات اجتماعی و سیاسی است. عاطفه طالبپور با دقت و حساسیت، زندگی روزمره، دغدغهها و ارزشهای این خانواده را در بستر تحولات تاریخی و اجتماعی معاصر ایران به تصویر کشیده است.
خلاصه داستان خانم های این خانه
کتاب خانمهای این خانه با محوریت زندگی زینب بابایی امیری، روایتی از تلاش، صبوری و ایستادگی یک مادر در برابر دشواریهای زندگی است. نویسنده با بهرهگیری از مصاحبههای طولانی و صمیمی با اعضای خانواده، بهویژه دختران زینب بابایی، تصویری چندلایه از زندگی این زن و تأثیر تربیت او بر فرزندانش ارائه داده است. کتاب با مقدمهای آغاز میشود که در آن نویسنده از دشواری روایت زندگی کسانی سخن میگوید که جان خود را در راه عقیده و ایمان نهادهاند. سپس وارد خاطرات و روایتهای اعضای خانواده میشود؛ از سالهای کودکی و نوجوانی زینب بابایی تا دوران پیری و بیماری او. بخشهایی از کتاب به شرح وقایع تلخ و شیرین زندگی، از جمله فوت همسر، تربیت فرزندان در شرایط سخت، مشکلات اقتصادی و اجتماعی، و همچنین نقش مادر در حفظ ارزشهای دینی و فرهنگی خانواده اختصاص یافته است. روایتها با جزئیات زندگی روزمره، احساسات، دغدغهها و حتی لحظات بیماری و بستریشدن مادر در بیمارستان همراه است. نویسنده تلاش کرده است با بازتاب احساسات و واکنشهای اعضای خانواده، پیوند عاطفی میان نسلها و اهمیت نقش مادر در شکلگیری شخصیت و هویت فرزندان را برجسته کند. در پایان، کتاب با مروری بر مراسم سوگواری و یادبود مادر و تأثیر فقدان او بر خانواده به پایان میرسد، بیآنکه صرفاً به سوگ و اندوه محدود شود؛ بلکه بر استمرار ارزشها و خاطرات تأکید دارد.
چرا باید کتاب خانم های این خانه را بخوانیم؟
خانمهای این خانه اثری است که با روایت صمیمی و جزئینگرانه، زندگی یک مادر ایرانی را در بستر تحولات اجتماعی و خانوادگی به تصویر کشیده است. این کتاب با تمرکز بر نقش زنان در تربیت نسلها و مقاومت در برابر مشکلات، فرصتی برای شناخت بهتر ارزشهای خانوادگی، پیوندهای عاطفی و تأثیر مادران بر سرنوشت فرزندان فراهم میکند. ساختار چندصدایی و روایتهای متنوع اعضای خانواده، امکان همذاتپنداری با شخصیتها و لمس واقعیتهای زندگی روزمره را به خواننده میدهد. همچنین، کتاب بهواسطهی پرداختن به موضوعاتی چون بیماری، پیری، سوگواری و امید، میتواند برای کسانی که با چالشهای مشابه روبهرو هستند، الهامبخش و تسلیبخش باشد.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این کتاب به علاقهمندان روایتهای خانوادگی، پژوهشگران حوزه زنان و مطالعات اجتماعی، کسانی که دغدغه تربیت فرزندان و نقش مادران در خانواده را دارند، و افرادی که با سوگ و بیماری عزیزان مواجهاند پیشنهاد میشود.
بخشی از کتاب خانم های این خانه
«مادربزرگی با قامت کوتاه، روسری سفید با گلهای ریز سوسنی و حاشیهٔ بنفش و گرهی نسبتاً محکم زیر چانه. فقط گردی صورتش پیدا بود. چینهای ریزودرشت روی پیشانی، کنار چشمها، روی گونهها و دور تا دور لبها خودنمایی میکرد. دستم را به نشانهٔ ابراز محبت فشرد؛ لطافت خاصی داشت، اما نازکی پوست و متورم بودن رگها از سالها زحمت و تلاش حکایت میکرد. جثهاش کمی خمیده بود و پیراهن طوسی گلدارش که تا زیر زانوهایش میرسید گشادی خود را نشان میداد. شلوار گرمی پایش بود که شاید برای تسکین درد و سرما پوشیده بود. یک روز بیشتر به پایان آذر باقی نمانده ولی آسمان هنوز ما را مهمان سفرهٔ سخاوتش نکرده بود. هوا خیلی سرد و خشک بود. یک چشمم به حاج خانم بود و با چشم دیگرم خانهٔ کوچک و نقلیاش را ورانداز میکردم، واحدی در طبقهٔ دوم آپارتمانی رو به قبله، نورگیر و دلباز. از در که وارد میشدی راهرویی باریک از یک سو به دو اتاق و از سوی دیگر به آشپزخانه و هال منتهی میشد. پنجرهٔ سرتاسری با پشت پردههای تترون سفید و پردهٔ توری که از وسط به دو سوی دیوار جمع شده بود و آفتاب از هر سو خودش را روی قالیهای دستبافت قدیمی پهن کرده بود. آشپزخانه، اوپن و یکونیم دور کابینت امدیاف قهوهایرنگ که پیدا بود چند سالی کار کردهاند. یخچالِ تکدر، از همانها که یخدانی نقلی داخلشان دارند، مثل همانها که مادرم تا چند سال قبل داشت و حالا کاربریاش را به کمد تغییر داده! ناندانی سفیدی کنج کابینت کنار یخچال جا خوش کرده بود. روی ناندانی سفرهای با حاشیهٔ توری سفید گذاشته بودند؛ اندازهٔ کوچکش میگوید شاید دونفره باشد. کتری در حال جوش روی اجاقگاز پنجشعلهٔ طرح فر و قوری کوچک گلقرمزی مشغول دم کشیدن بود.»
حجم
۲٫۷ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۵۲۴ صفحه
حجم
۲٫۷ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۵۲۴ صفحه