کتاب صاحب این عکس را می شناسید؟ مصطفی میرزایی پیهانی + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب صاحب این عکس را می شناسید؟

کتاب صاحب این عکس را می شناسید؟

دسته‌بندی:
امتیازبدون نظر

معرفی کتاب صاحب این عکس را می شناسید؟

کتاب صاحب این عکس را می‌شناسید؟ نوشته‌ی مصطفی میرزایی پیهانی و توسط انتشارات سوره مهر منتشر شده است. این اثر مجموعه‌ای از داستان‌های کوتاه است که هرکدام با نگاهی واقع‌گرایانه و گاه تلخ، به گوشه‌هایی از زندگی مردم ایران در دهه‌های گذشته می‌پردازد. نویسنده در مقدمه توضیح داده که داستان‌ها ریشه در واقعیت دارند و هرچند جزئیات برخی از آن‌ها با تخیل آمیخته شده، اما اصل ماجراها برگرفته از رویدادهای واقعی است. دغدغه‌ی اصلی کتاب، بازتاب واقعیت‌های اجتماعی، تاریخی و فرهنگی ایران است؛ به‌ویژه آن بخش‌هایی که کمتر روایت شده‌اند یا در سایه‌ی روایت‌های رسمی و تبلیغاتی قرار گرفته‌اند. نسخه‌ی الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب صاحب این عکس را می شناسید؟

کتاب صاحب این عکس را می‌شناسید؟ با قلم مصطفی میرزایی پیهانی، مجموعه‌ای از داستان‌های کوتاه است که هرکدام به‌نوعی به روایت زندگی، خاطرات و واقعیت‌های اجتماعی ایران می‌پردازد. این کتاب با ساختاری اپیزودیک، داستان‌هایی را کنار هم قرار داده که هرکدام شخصیت‌ها، فضاها و دغدغه‌های متفاوتی دارند. نویسنده تلاش کرده است با نگاهی بی‌طرف و گاه انتقادی، بخش‌هایی از تاریخ معاصر و زندگی روزمره مردم را به تصویر بکشد؛ از ماجراهای مربوط به فقر و تنگدستی تا روایت‌هایی از انقلاب، جنگ و تحولات اجتماعی. در این میان، زبان و لحن داستان‌ها متناسب با فضای هر روایت تغییر می‌کند و گاه به زبان محاوره و گاه به روایت رسمی نزدیک می‌شود. کتاب با اشاره به نقش ادبیات و هنر در شکل‌گیری هویت جمعی و تاریخی، سعی دارد مخاطب را به تأمل درباره‌ی گذشته و حال جامعه‌ی ایرانی دعوت کند. هر داستان، تکه‌ای از پازل بزرگ‌تر تاریخ و فرهنگ ایران را پیش چشم می‌گذارد و در عین حال، به تجربه‌های فردی و جمعی شخصیت‌ها وفادار می‌ماند.

خلاصه داستان صاحب این عکس را می شناسید؟

هشدار: این پاراگراف بخش‌هایی از داستان را فاش می‌کند! در کتاب صاحب این عکس را می‌شناسید؟، داستان‌ها هرکدام با زاویه‌ای متفاوت به زندگی مردم عادی و وقایع تاریخی ایران می‌پردازند. یکی از داستان‌ها روایت دو نوجوان است که در قبرستان آب می‌فروشند و در میان رفت‌وآمد سوگواران، با واقعیت‌های تلخ فقر، مرگ و خاطرات جنگ روبه‌رو می‌شوند. در داستانی دیگر، ماجرای یک قتل و بازجویی‌های پلیسی، فضای پرتنش و رازآلود سال‌های گذشته را بازتاب می‌دهد. برخی داستان‌ها به زندگی شخصیت‌هایی می‌پردازند که در حاشیه‌ی جامعه قرار دارند؛ مانند پیرزنی که سال‌هاست به دنبال قبر پسرش می‌گردد یا مردی که خاطراتش از دوران انقلاب و جنگ را مرور می‌کند. در بخش‌هایی از کتاب، نویسنده با استفاده از دیالوگ‌های زنده و روایت‌های چندصدایی، فضای اجتماعی و سیاسی آن دوران را بازسازی کرده است. داستان‌ها اغلب با پایانی باز یا تلخ به پایان می‌رسند و مخاطب را با پرسش‌هایی درباره‌ی حقیقت، هویت و سرنوشت شخصیت‌ها تنها می‌گذارند. دغدغه‌ی اصلی کتاب، ثبت و بازگویی روایت‌هایی است که در حافظه‌ی جمعی جامعه کمتر شنیده شده‌اند و گاه در سایه‌ی روایت‌های رسمی فراموش شده‌اند.

چرا باید کتاب صاحب این عکس را می شناسید؟ را بخوانیم؟

این کتاب با کنار هم قرار دادن داستان‌هایی از لایه‌های مختلف جامعه، تصویری چندوجهی از تاریخ و زندگی ایرانیان ارائه می‌دهد. روایت‌های آن، نه‌تنها به وقایع بزرگ تاریخی بلکه به جزئیات زندگی روزمره و احساسات شخصیت‌ها نیز توجه دارد. نویسنده با نگاهی صادقانه و گاه انتقادی، تلاش کرده است واقعیت‌هایی را روایت کند که کمتر در ادبیات رسمی بازتاب یافته‌اند. خواندن این کتاب فرصتی است برای آشنایی با روایت‌هایی که در حافظه‌ی جمعی جامعه نقش بسته اما کمتر شنیده شده‌اند. همچنین، تنوع لحن و زاویه‌ی دید در داستان‌ها، تجربه‌ی خواندن را برای علاقه‌مندان به داستان کوتاه و روایت‌های اجتماعی جذاب‌تر می‌کند.

خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

خواندن این کتاب به علاقه‌مندان داستان کوتاه، پژوهشگران تاریخ اجتماعی، کسانی که دغدغه‌ی شناخت واقعیت‌های پنهان‌شده در روایت‌های رسمی را دارند و افرادی که به دنبال بازخوانی تجربه‌های زیسته‌ی مردم ایران در دهه‌های گذشته هستند، پیشنهاد می‌شود.

بخشی از کتاب صاحب این عکس را می شناسید؟

«ها به سردار عزیز تیپ ۴۳ امام علی (ع) ملایر، مهندس احمدی‌نیا _ دم صبح اومدن تمام شیرهای آب رو واکردن بردن. _ بردن یا بردی؟ _ نه به امام... سر ظهر که اومدم، رفتم دبه‌هام رو پر کنم دیدم. به جان آقام من نبردم... نخند عوضی، می‌گم به امام... _ من اصلاً حرف زدم؟ جرئت نمی‌کنی بخندی... _ هفتهٔ دیگه چهار،‌ پنج تا دبه اضافه می‌آرم. این‌دفعه دادم دست اون افغانیه. اون قدکوتاهه هست قبر می‌کنه؟ اون پرشون می‌کنه، من هم می‌فروشمش. گفت دبه‌ای دویست تومن می‌گیره. _ دویست تومن؟! خل‌وچل، چی‌ش برا آدم می‌مونه؟ _ مگه نمی‌گم سرشیرها رو کندن بردن؟ دیگه دبه‌ای پونصد تومن که نیست، می‌شه دبه‌ای هزاروپونصد تومن. نری بفروشی پونصد. فقط توالت دم در آب داره، اون هم صفش از اینجاست تا لای اون کاج‌کوچیک‌ها هست که تازه کاشتن؟ _ من این‌ها رو چی‌کار کنم؟ _ الان که دیگه پرشون کردی. هیچی‌ش نمی‌تونی بکنی. اینجا کسی بهشون شک نمی‌کنه. خالی که شد، بذارشون تو اون قبرها که کندن اون طرف. یکی‌یکی از اینجا بردار. خالی شد، بذارشون تو اونجا. همه که خالی شد، می‌ریم می‌دیم این یارو افغانیه نگه می‌داره. یه صد تومن هم بهش بده. _ این دبه کوچیکه دسته‌ش جلوظهری کَند. دو ساعت وایسادم این رو درست کردم. دیدی؟ مجبور شدم سیم بندازم جاش. نیگا کن... لامصب پوست دستم رو کنده.»

نظری برای کتاب ثبت نشده است

حجم

۲۱۵٫۱ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۴

تعداد صفحه‌ها

۲۱۶ صفحه

حجم

۲۱۵٫۱ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۴

تعداد صفحه‌ها

۲۱۶ صفحه

قیمت:
۲۰۵,۰۰۰
۱۰۲,۵۰۰
۵۰%
تومان