
کتاب در بازداشت حزب الله
معرفی کتاب در بازداشت حزب الله
کتاب در بازداشت حزبالله نوشتهی محمدحسین عظیمی و توسط انتشارات سوره مهر منتشر شده است. این اثر روایتی است از سفر نویسنده به لبنان در روزهای پس از شهادت سیدحسن نصرالله و در بستر تحولات منطقهای و جنگهای اخیر. نویسنده که پیشتر تجربههایی در حوزهی روایتگری و تاریخ شفاهی داشته، این بار با دغدغهی ثبت مشاهدات و تجربههای شخصی خود از لبنان، به نگارش سفرنامهای متفاوت پرداخته است. کتاب با نگاهی نزدیک به زندگی روزمره، احساسات، تردیدها و مواجهههای نویسنده با مردم و فضای لبنان، تصویری ملموس از وضعیت اجتماعی و سیاسی این کشور در شرایط بحرانی ارائه میدهد. علاوهبر روایت سفر، بخشهایی از کتاب به تحلیلهای سیاسی، گفتوگو با مردم محلی و فعالان رسانهای و همچنین بازتاب وقایع مهم منطقهای اختصاص یافته است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب در بازداشت حزب الله
کتاب در بازداشت حزبالله اثری از محمدحسین عظیمی است که تجربهی سفر سههفتهای او به لبنان را در روزهای پس از شهادت سیدحسن نصرالله روایت میکند. این کتاب در قالب سفرنامه، با رویکردی مستند و شخصی، به شرح وقایع، احساسات و برداشتهای نویسنده از فضای اجتماعی، سیاسی و فرهنگی لبنان میپردازد. ساختار کتاب بر پایهی یادداشتهای روزانه، مصاحبهها و مشاهدات عینی شکل گرفته و نویسنده تلاش کرده است با حفظ ترتیب زمانی، رویدادها را بیواسطه و بدون دخل و تصرف بازگو کند. بخشهایی از کتاب به گفتوگو با مردم لبنان، رانندگان تاکسی، فعالان رسانهای و اعضای حزبالله اختصاص یافته و در خلال روایت، اطلاعاتی دربارهی تاریخچهی حزبالله، جنگهای اخیر، نقش ایران در منطقه و وضعیت آوارگان ارائه شده است. عظیمی در این اثر، علاوهبر ثبت وقایع، به دغدغههای شخصی، تردیدها و احساسات خود نیز پرداخته و تلاش کرده است تصویری چندوجهی از لبنان امروز و مقاومت شیعیان ارائه دهد.
خلاصه کتاب در بازداشت حزب الله
کتاب در بازداشت حزبالله با روایت تصمیم نویسنده برای انتخاب مسیر زندگی و ورود به فضای نویسندگی آغاز میشود. او که پیشتر در حوزهی روایتگری و تاریخ شفاهی فعال بوده، این بار با هدف ثبت تجربههایش از لبنان، راهی این کشور میشود. سفر با تردیدها و نگرانیهای شخصی آغاز میشود؛ از دغدغههای خانوادگی تا نگرانیهای مالی و شرایط نامعلوم مقصد. نویسنده در مسیر سفر، با چالشهایی مانند لغو پروازها، مشکلات مرزی و مواجهه با فضای جنگزدهی لبنان روبهرو میشود. در لبنان، عظیمی با مردم محلی، رانندگان تاکسی، اعضای حزبالله و فعالان رسانهای گفتوگو میکند و تلاش دارد روایتهای متنوعی از وضعیت اجتماعی و سیاسی کشور جمعآوری کند. او به مناطق مختلف بیروت و ضاحیه سر میزند، شاهد موشکباران و آوارگی مردم میشود و در مراسمهای مذهبی و دیدار با خانوادههای شهدا شرکت میکند. بخشهایی از کتاب به تحلیلهای سیاسی، بازتاب عملیاتهای نظامی و نقش ایران در تحولات منطقه اختصاص یافته است. در خلال روایت، نویسنده به دغدغههای شخصی، احساس غربت، ترس، امید و مواجهه با واقعیتهای تلخ و شیرین لبنان میپردازد. او تلاش میکند با ثبت این تجربهها، تصویری زنده و چندلایه از مقاومت، زندگی روزمره و امید مردم لبنان ارائه دهد.
چرا باید کتاب در بازداشت حزب الله را بخوانیم؟
در بازداشت حزبالله با نگاهی نزدیک و بیواسطه، تجربهی زیستهی نویسنده را از سفر به لبنان در یکی از حساسترین مقاطع تاریخی این کشور بازتاب میدهد. این کتاب نهتنها روایتی از وقایع سیاسی و نظامی، بلکه تصویری از زندگی روزمره، احساسات و دغدغههای مردم لبنان در شرایط جنگی است. نویسنده با صداقت و جزئینگری، از تردیدها، ترسها و امیدهای خود و دیگران مینویسد و تلاش کرده است روایتهایی را ثبت کند که کمتر در رسانهها و منابع رسمی دیده میشود. گفتوگو با مردم عادی، رانندگان تاکسی، اعضای حزبالله و فعالان رسانهای، به کتاب عمق و تنوع بخشیده است. این اثر برای کسانی که به دنبال شناختی فراتر از اخبار رسمی و تحلیلهای کلیشهای از لبنان و مقاومت هستند، فرصتی برای لمس واقعیتهای میدانی و انسانی فراهم میکند.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این کتاب به علاقهمندان به موضوعات اجتماعی و سیاسی خاورمیانه، پژوهشگران حوزهی مقاومت و جنگ، فعالان رسانهای و کسانی که دغدغهی شناخت عمیقتر از لبنان و تحولات منطقه دارند، پیشنهاد میشود. همچنین به کسانی که به روایتهای شخصی و سفرنامههای مستند علاقه دارند، این کتاب توصیه میشود.
بخشی از کتاب در بازداشت حزب الله
«در راه بیروت سیدرضا جلو، کنار راننده نشسته بود و سیگار جدیدش را با سیگار قبلی روشن میکرد. میگفت سیگاریشدنش بهخاطر دوران حضورش در عراق و سوریه برای دفاع از حرم است. یک بار از دست عراقیها گرفته و آن یک بار همان و سیگاریشدن همان. وقتی سیگارهایش از حد گذشت، بهش تذکر دادم که خانمهای پشت سرمان اذیت میشوند. کابین عقب سه خانم میانسال محجبه و مشکیپوش لبنانی بودند. برایم مهم نبود اذیت شوند یا نشوند؛ میخواستم کمی ضربآهنگ سیگارکشیدن سید را کم کنم. هنوز جملهام تمام نشده بود که صدای فندکزدن را از پشت سرم شنیدم. سر برگرداندم. یکی از خانمها پک اول را به سیگارش زده بود و بقیه هم در حال روشنکردن سیگار بودند. دست گذاشتم روی سرم و جای شاخهایی را که در حال روییدن بود، خاراندم: «زنهای محجبه به این سفتی و کشیدن سیگار؟!» برای هضمش دادههای ذهنیام را کمی بالاوپایین کردم. زنهای مناطق جنوبی ایران هم با قلیان و دود رابطهٔ خوبی دارند. توی عراق هم همینطور بود. زنها بساط قلیانشان بهراه بود؛ ولی هرچه فکر کردم به نمونهٔ مشابه سیگار نرسیدم. بالاخره دود دود بود و نمیشد فرق چندانی بین قلیان و سیگار گذاشت. فقط سیگار نسخهٔ سوسولانهتر و مدرنتر قلیان بود. در هر صورت، اینجا هم خدا گذاشت توی کاسهام. سیدرضا رویش را برگرداند و پوزخندی حوالهام کرد.»
حجم
۳۱٫۸ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۳۸۴ صفحه
حجم
۳۱٫۸ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۳۸۴ صفحه