
کتاب روی ماه دی
معرفی کتاب روی ماه دی
کتاب روی ماه دی نوشتهی سیده مریم گلچمن، اثری مستند و داستانی درباره زندگی مرضیه خلیفه، مادر شهیدان گنجی است که نشر سوره مهر آن را منتشر کرده است. این کتاب با روایتی نزدیک و صمیمی، به زندگی زنی از جنوب ایران میپردازد که در دل حوادث و دشواریهای اجتماعی و خانوادگی، ایستادگی و صبر را پیشه میکند. نویسنده با بهرهگیری از مصاحبههای طولانی و دقیق با مرضیه خلیفه و همراهی گروهی از پژوهشگران، تصویری زنده و ملموس از زندگی، رنجها و امیدهای یک مادر در بوشهر دهههای گذشته ارائه داده است. روایت کتاب، نهتنها به فراز و نشیبهای زندگی شخصی مرضیه، بلکه به فرهنگ، سنتها و فضای اجتماعی جنوب ایران نیز میپردازد و از خلال خاطرات و جزئیات روزمره، تصویری از مقاومت و عشق مادرانه را به نمایش میگذارد. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب روی ماه دی
کتاب روی ماه دی با قلم سیده مریم گلچمن، روایتی مستند از زندگی مرضیه خلیفه، مادر شهیدان نادر و صادق گنجی است. این کتاب با تکیهبر مصاحبههای مفصل و همراهی گروهی از پژوهشگران، زندگی یک زن جنوبی را از کودکی تا بزرگسالی و مواجهه با دشواریهای اجتماعی و خانوادگی دنبال میکند. ساختار کتاب بر پایه خاطرات و روایتهای شفاهی شکل گرفته و نویسنده تلاش کرده است با وفاداری به لحن و فضای بومی، جزئیات زندگی روزمره، باورها و سنتهای مردم بوشهر را بازتاب دهد. در کنار روایت زندگی مرضیه، کتاب به نقش زنان در خانواده و جامعه، چالشهای اقتصادی، مهاجرت، سوگواری و امیدواری میپردازد و تصویری چندوجهی از زیست زنان جنوب ایران ارائه میدهد. سیده مریم گلچمن با بهرهگیری از تجربه زیسته خود و همدلی با سوژه، توانسته است روایتی انسانی و ملموس از مقاومت، عشق و ازخودگذشتگی را به تصویر بکشد.
خلاصه داستان روی ماه دی
کتاب روی ماه دی با روایت زندگی مرضیه خلیفه آغاز میشود؛ دختری که در روستای درهچیتو از توابع بوشهر به دنیا میآید و از همان کودکی با دشواریهای زندگی روستایی، کارهای سخت و نگاههای سنگین جامعه نسبت به دختران روبهروست. مرضیه در خانوادهای پرجمعیت بزرگ میشود و از همان سالهای نخست، بار مسئولیتهای خانه و مزرعه را به دوش میکشد. روایت کتاب، با جزئیات دقیق به زندگی روزمره، کارهای کشاورزی، مراقبت از خواهران و مادر، و تلاش برای اثبات تواناییهای خود در جامعهای مردسالار میپردازد. با مرگ پدر، مرضیه ناچار میشود نقش سرپرست خانواده را برعهده بگیرد و در کنار مادر، برای حفظ آبرو و گذران زندگی، با مشکلات اقتصادی و اجتماعی دستوپنجه نرم کند. مهاجرت به روستای دیگر، ساختن خانهای جدید، و تلاش برای حفظ انسجام خانواده، بخشهایی از مسیر پرفرازونشیب زندگی اوست. کتاب در ادامه، به ازدواج مرضیه، مادرشدن و تربیت فرزندان، و در نهایت، شهادت دو پسرش در راه آرمانهای انقلاب و دفاع مقدس میپردازد. در خلال این روایت، نویسنده با پرداختن به جزئیات فرهنگی، آیینها و باورهای بومی، تصویری زنده از زندگی زنان جنوب ایران ارائه میدهد. دغدغه اصلی کتاب، نمایش قدرت، صبر و عشق مادرانه در مواجهه با رنجها و فقدانهاست.
چرا باید کتاب روی ماه دی را بخوانیم؟
روی ماه دی با روایت صادقانه و جزئینگر، تصویری ملموس از زندگی زنان جنوب ایران و نقش آنها در خانواده و جامعه ارائه میدهد. این کتاب نهتنها به خاطرات و رنجهای یک مادر شهید میپردازد، بلکه لایههای پنهان فرهنگ، سنتها و باورهای بومی را نیز آشکار میکند. خواندن این اثر، فرصتی برای آشنایی با مقاومت و امید در دل دشواریها و درک بهتر از جایگاه زنان در تاریخ معاصر ایران است. همچنین، روایتهای کتاب، الهامبخش کسانی است که با چالشهای خانوادگی و اجتماعی روبهرو هستند و به دنبال نمونههایی از ایستادگی و عشق بیقیدوشرط میگردند.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این کتاب به علاقهمندان به تاریخ شفاهی، پژوهشگران حوزه زنان، دوستداران ادبیات مستند و کسانی که دغدغه شناخت فرهنگ جنوب ایران و نقش مادران در خانواده را دارند پیشنهاد میشود. همچنین به کسانی که با سوگ، مهاجرت یا مسئولیتهای خانوادگی روبهرو هستند، این کتاب میتواند تجربهای همدلانه و آموزنده ارائه دهد.
بخشی از کتاب روی ماه دی
«صدای بعبعهای قندو رشتهٔ افکارم را پاره کرد و پشتسرش صدای ونگونگ بچه در فضای درندشت خانه پیچید. در اتاق باز شد. دیعیوض توی چهارچوب در قاب شد و گفت: «شعبون، مبارکه... دختره، دختر.» دودستی کوبیدم توی سرم. اشک از چشمم سرازیر شد. مسئولیتی که انتظارش را میکشیدم شروع شد. دمپاییام را پوشیدم. باید جلوی اُو، اُوبندی میکردم. نباید میگذاشتم در آن اوضاع و احوال، کسی بیاید پیش دیم و به او حرفی بزند. رفتم طرف خانهٔ عامو غلامحسین. پشت در خانه ایستادم. اشکهایم را با بالهٔ روسری پاک کردم. آب بینیام را گرفتم. رفتم توی حیاط. عامو با پسرهایش روی لوکه نشسته بودند. زنعامو با بال مینارش دیگ گِمنه را در سینی بزرگ رویین خالی کرد. عطر گندم پخته توی فضای حیاط پیچید. عامو سرش را از پشت بخار غلیظ گمنه بلند کرد و گفت: «ها... چه خیرته؟» گره روسریام را محکم کردم و گفتم: «دیم دختر زاییده.» عامو پاهایش را تا کرد و زیرش گذاشت. یک مشت خرما انداخت توی دهانش و بعد هستهها را پشتسرهم انداخت توی سفره و گفت: «کاش خودش و دخترش سر زا میمردن تا شعبون راحت میشد و تکلیفش میفهمید. برو به بوات بگو اسمش بذاره دختربس، دختربس، دختربس.» تیرهایی که از سمت عامو روانه شده بود، مستقیم بر قلبم نشست و دلم را خراشی عمیق داد. خدا را شکر کردم که آن حرفها را دیم نشنید. بیخداحافظی از خانهشان زدم بیرون.»
حجم
۱٫۳ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۳۷۲ صفحه
حجم
۱٫۳ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۳۷۲ صفحه
نظرات کاربران
روی خونین دی 🖤
در یک جمله: بینظیره! بعد از مدتها کتابی خوندم که من رو برد به قدیم، به فرهنگ کهن مردم استانم، باهاش خندیدم، عاشق شدم، اشک ریختم. همراه با مرضیه بانو یک دور زندگی کردم، غصههاش رو شمردم و این همه ایثار و