
کتاب هرمنوتیک
معرفی کتاب هرمنوتیک
کتاب هرمنوتیک (دستنوشتههای سالهای ۱۸۰۹ و ۱۸۱۹)، با عنوان اصلی Vorlesungen zur Hermeneutik und Kritik، نوشته فریدریش شلایرماخر و ترجمه محمدابراهیم باسط، در سال ۱۴۰۱ توسط نشر نی منتشر شده است. این اثر که در سال ۱۴۰۴ به چاپ چهارم رسیده، یکی از مهمترین منابع کلاسیک فلسفه در حوزهی تفسیر و فهم متون است و در تاریخ اندیشهی غرب جایگاه ویژهای دارد. شلایرماخر که از او بهعنوان بنیانگذار هرمنوتیک مدرن یاد میشود، در این کتاب به بررسی بنیادهای نظری و عملی هنر تفسیر میپردازد. متن حاضر بر پایهی دستنوشتهها و درسگفتارهای سالهای ۱۸۰۹ و ۱۸۱۹ شلایرماخر گردآوری شده و تلاش میکند تصویری اصیل از اندیشههای او دربارهی هرمنوتیک ارائه کند. این کتاب هم برای علاقهمندان به فلسفه و هم برای پژوهشگران علوم انسانی، الهیات، ادبیات و هنر اهمیت دارد، چراکه اصول تفسیر را فراتر از متون دینی و ادبی بهعنوان روشی عام برای فهم هر نوع متن و حتی اندیشهی انسانی مطرح میکند. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب هرمنوتیک اثر فریدریش شلایرماخر
کتاب هرمنوتیک، اثر فریدریش شلایرماخر، بهعنوان یکی از متون بنیادین فلسفهی تفسیر شناخته میشود. این کتاب مجموعهای از دستنوشتهها و درسگفتارهای شلایرماخر در سالهای ۱۸۰۹ و ۱۸۱۹ است که بهصورت منسجم و با ساختاری نظاممند گردآوری شدهاند. شلایرماخر در این اثر، هرمنوتیک را نهفقط روشی برای تفسیر متون مقدس یا ادبی، بلکه بهعنوان هنری عام برای فهمیدن سخنان و اندیشههای دیگران معرفی کرده است. او بر این باور است که فهم درست نیازمند انگیزه، روش و دقت است و بدون آن، سوءتفاهم امری رایج خواهد بود.
ساختار کتاب بر پایهی اصول گرامری (زبانی) و فنی (روانشناختی) تفسیر استوار است و نویسنده تلاش کرده تا نشان دهد که تفسیر متن تنها به قواعد زبانی محدود نمیشود، بلکه شرایط ذهنی، اجتماعی و تاریخی مؤلف نیز باید در نظر گرفته شود. این کتاب همچنین به نقد برداشتهای رایج و گاه نادرست از هرمنوتیک شلایرماخر میپردازد و جایگاه او را در سنت فلسفی غرب بازخوانی میکند. هرمنوتیک شلایرماخر، برخلاف برخی برداشتها، نسبیگرایی مطلق را نمیپذیرد و بر امکان وجود تفسیرهای درست و نادرست از یک متن تأکید دارد. این کتاب علاوهبر اهمیت تاریخی و نظری، بهواسطهی ترجمهی دقیق و وفادار به متن اصلی، برای پژوهشگران و علاقهمندان به فلسفهی تفسیر منبعی ارزشمند به شمار میآید.
خلاصه کتاب هرمنوتیک
کتاب هرمنوتیک شلایرماخر بر این ایده استوار است که فهمیدن فرایندی پیچیده و چندلایه است که تنها با اتکا به قواعد زبانی یا دستور زبان به نتیجه نمیرسد. شلایرماخر هرمنوتیک را هنر فهمیدنِ درست سخنان دیگری میداند و معتقد است که سوءتفاهمْ حالت پیشفرض ارتباط انسانی است. بنابراین، برای رسیدن به فهم صحیح، باید انگیزه، اراده و روش مناسب وجود داشته باشد. در این کتاب، شلایرماخر دو رویکرد اصلی را برای تفسیر متن معرفی میکند: رویکرد گرامری (توجه به ساختار زبانی و قواعد زبان) و رویکرد فنی یا روانشناختی (توجه به شرایط ذهنی، اجتماعی و تاریخی مؤلف). او تأکید میکند که تفسیر متنْ تنها با تحلیل واژگان و جملات کامل نمیشود، بلکه باید به نیت مؤلف و زمینهی شکلگیری متن نیز توجه کرد.
شلایرماخر حتی معتقد است که گاه میتوان معنای متن را بهتر از خود مؤلف فهمید، چراکه تفسیرگر میتواند با استفاده از روشهای دقیقتر و آگاهی از زمینههای مختلف، به لایههای پنهان متن دست یابد. کتاب هرمنوتیک به نقد برداشتهای رایج از تفسیر نیز میپردازد و نشان میدهد که هرمنوتیک شلایرماخر نسبیگرایی مطلق را نمیپذیرد. شلایرماخر اصولی را برای جلوگیری از خطا در تفسیر ارائه میکند و بر این باور است که تفسیرهای درست و نادرست وجود دارند. او هرمنوتیک را نهفقط برای متون دینی یا ادبی، بلکه برای هر نوع متن و حتی برای فهم اندیشههای خود فرد ضروری میداند. این کتاب با بررسی تاریخی و فلسفی جایگاه هرمنوتیک، نقش آن را در علوم انسانی، هنر، الهیات و حتی سیاست و حقوق برجسته میسازد و نشان میدهد که فهمیدنْ همواره نیازمند تلاشی آگاهانه و روشمند است.
چرا باید کتاب هرمنوتیک را بخوانیم؟
کتاب هرمنوتیک با ارائهی رویکردی نو به مسئلهی فهم و تفسیر، امکان بازاندیشی در شیوهی مواجهه با متون و اندیشهها را فراهم میکند. این اثر با تکیه بر دستنوشتههای اصیل فریدریش شلایرماخر، تصویری دقیق از مبانی و روشهای هرمنوتیک ارائه داده است و نشان داده که تفسیر، فراتر از قواعد زبانی، به شناخت زمینههای ذهنی و اجتماعی مؤلف نیز نیاز دارد. مطالعهی این کتاب به پژوهشگران و علاقهمندان به فلسفه، علوم انسانی و هنر کمک میکند تا با یکی از مهمترین جریانهای فکری مدرن آشنا شوند و ابزارهای تازهای برای تحلیل و فهم متون به دست آورند. همچنین این کتاب با نقد برداشتهای رایج و ارائهی اصول راهنما برای تفسیر، به خواننده امکان میدهد تا از خطاهای متداول در فهم متون پرهیز کند و به درک عمیقتری از فرایند تفسیر برسد.
خواندن کتاب هرمنوتیک را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این کتاب به پژوهشگران فلسفه، دانشجویان و علاقهمندان به علوم انسانی، الهیات، ادبیات، هنر و کسانی که دغدغهی فهم عمیقتر متون و اندیشهها را دارند، پیشنهاد میشود. این کتاب برای کسانی که با تفسیر، نقد متون یا تحلیل آثار هنری و دینی سروکار دارند نیز مناسب است.
درباره فریدریش شلایرماخر
فریدریش شلایرماخر (۲۱ نوامبر ۱۷۶۸ ـ ۱۲ فوریه ۱۸۳۴) الهیدان، کشیش، فیلسوف و پژوهشگر کتاب مقدس آلمانی بود که بیشتر بهخاطر تلاشش برای آشتیدادن انتقادات دوران روشنفکری با مسیحیت پروتستان سنتی شناخته میشود. او همچنین بر شکلگیری نقد متون مقدس (Higher Criticism) تأثیرگذار بود و آثارش پایهی مهمی برای رشتهی مدرن هرمنوتیک (علم تفسیر و تأویل متون) محسوب میشود. بهدلیل تأثیر عمیقش بر اندیشهی مسیحی پس از خود، اغلب او را پدر الهیات لیبرال مدرن مینامند و از پیشگامان مسیحیت لیبرال میدانند. از دیدگاه فلسفی نیز او یکی از رهبران رمانتیسیسم آلمان به شمار میرود.
شلایرماخر در برسلاو زاده شد. پدرش، گوتلیب شلایرماخر، کشیش کلیسای اصلاحشده در ارتش پروس بود و پدربزرگش، دانیل شلایرماخر، نیز کشیشی بود که با گروه صهیونیستها در ارتباط بود.
شلایرماخر در دوران تحصیل، مسیر مستقلی را در مطالعه دنبال کرد. او آثار کانت و یاکوبی را مطالعه کرد و تلاش کرد برخی ایدههای یونانی را در بازسازی نظام فلسفی کانت به کار گیرد. در همین دوران، به شک عمیقی دچار شد و بهتدریج مسیحیت ارتدکس را کنار گذاشت. در نامهای به پدرش، از تردیدهایش سخن گفت و اعتراف کرد که دیگر نمیتواند به خداییبودن عیسی باور داشته باشد.
پس از پایان تحصیلات، بهعنوان معلم خصوصی مشغول به کار شد و در این محیط، علاقهی عمیق خود به زندگی خانوادگی و اجتماعی را پرورش داد. او در سال ۱۷۹۴ کشیش شد و دو سال بعد در بیمارستان شاریتهی برلین بهعنوان روحانی خدمت کرد، اما در آنجا فرصت کافی برای پرورش مهارتهای خطابهای خود نیافت و به همین دلیل به مطالعهی فلسفه و فرهنگ شهری روی آورد. در این دوره، تحتتأثیر رمانتیسیسم آلمانی و بهویژه دوستش، کارل ویلهلم فریدریش اشلگل، قرار گرفت. آثار مهم این دوره عبارتاند از سخنانی دربارهی دین (۱۷۹۹) و مونولوگها (گفتوگوهای درونی، ۱۸۰۰). در کتاب اول، شلایرماخر دین را از محدودیتهای تصویری و جزماندیشی جدا میکند و آن را در مقام یک واقعیت جاودانه در طبیعت انسانی قرار میدهد. در مونولوگها نیز دیدگاه اخلاقی خود را بیان میکند و از آزادی روح، استقلال و رابطهی ذهن با جهان مادی سخن میگوید. او در سال ۱۸۰۳ نیز کتابی با عنوان خطوط اصلی نقد نظامهای اخلاقی پیشین نوشت که نقدی بر اخلاقگراییهای پیشین، از جمله کانت و فیخته، بود. هرچند این اثر در زمان خود بهدلیل سبک دشوار و نقد منفیاش، چندان مورد توجه قرار نگرفت، مبنای مهمی برای نظریهی اخلاق او فراهم کرد.
شلایرماخر در تأسیس دانشگاه برلین (۱۸۱۰) نقش مهمی داشت و به کرسی الهیات این دانشگاه رسید. او همچنین در بازسازی کلیسای پروس نقشی فعال داشت و از اتحاد لوتریها و اصلاحشدگان حمایت کرد که در نهایت به اتحاد کلیساهای پروسی در سال ۱۸۱۷ انجامید.
یکی از آثار مهم او ایمان مسیحی بر اساس اصول کلیسای انجیلی (۱۸۲۱ـ۱۸۲۲) است. او در این کتاب میگوید که منبع اصلی الهیات نه اعتقادات خشک یا متن کتاب مقدس، بلکه احساس دینی و حس وابستگی مطلق به خداست که از طریق عیسی و کلیسا منتقل میشود. هدف او اصلاح الهیات پروتستان و رهایی آن از دو قطب افراطی فوقطبیعیگرایی و عقلگرایی بود. این کتاب اگرچه شهرت او را افزایش داد، مخالفتهای گستردهای نیز برانگیخت و او را در تقابل با جریانهای محافظهکار و عقلگرا قرار داد.
شلایرماخر بهطور کلی تأثیر عمیقی بر الهیات، فلسفه و علوم انسانی گذاشت. او را اغلب پدر هرمنوتیک مدرن میدانند و نامش در آسمان نیز ماندگار شده است: سیارک شمارهی ۱۲۶۹۴ به نامش نامگذاری شده است. همچنین در منطقهی کرویتسبرگ برلین، خیابانی به نام او وجود دارد که از سال ۱۸۷۵ با این نام شناخته میشود. او همچنین قرائتی تازه از مسیحیت ارائه کرد و کوشید میان دین و جهان مدرن و میان فرهنگ، عقلانیت و ایمان پل بزند. در اندیشهی او، ایمان نه در تقابل با خرد، بلکه در گفتوگویی زنده با آن شکل میگیرد؛ آمیزهای از تفکر عقلانی و تجربهی عرفانی. مخاطبان اصلی او نخبگان زمانه بودند؛ کسانی که به دین بدبین یا بیاعتنا شده بودند. بااینحال، شلایرماخر خود نگاهی انتقادی به نهاد کلیسا داشت.
شلایرماخر در ۱۲ فوریهی ۱۸۳۴ در سن ۶۵سالگی در اثر ذاتالریه در برلین درگذشت.
بخشی از کتاب هرمنوتیک
«شاید به نظر آید که توجه به رابطۀ معرفتشناسی ایدهباورانۀ آلمانی با فلسفۀ معاصر ما را از موضوع خاص هرمنوتیک شلایرماخر دور میکند. اما راه مهمی برای برقراری پیوند میان این دو موضوع وجود دارد، که مسیر ما به سوی کلیتِ اندیشۀ شلایرماخر را بیشتر باز میکند. وقتی نقش «خودانگیختگیِ» سوژه در ساختن جهان ابژکتیو احراز شود، دیگر نمیتوان گفت جهان قابل تقلیل به قوانین فیزیکیِ ابژکتیوِ حاکم بر آن است. تعیین قوانین ابژکتیوی که بتوانند تبیین کنند اصلاً چرا جهان از حیث سوبژکتیو معقول است، به جای اینکه صرفاً حاوی برهمکنش فرایندهای فیزیکی باشد، این مسئله را در درون خود دارد که چطور چیزی را که ذاتاً سوبژکتیو است میتوان ابژکتیو کرد، و بنابراین چطور چیزی را که فرض شده شرط پیشین شناخت است میتوان شناخت. این مسئلۀ بنیادینی است که ایدهباوران آلمانی و فیلسوفان رمانتیک تلاش کردند، پس از کانت، با آن مواجه شوند. نکتۀ مهم اینجاست که مسئلۀ زیربنایی حاضر در اینجا در سطح زبان نیز بروز میکند، یعنی وسیلهای که میشود گفت ما امر سوبژکتیو را با آن ابژکتیو میکنیم. شلایرماخر اولین کسی است که این را به طرز کاملاً دقیقی متوجه میشود.»
حجم
۵۴۶٫۹ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۲۳۲ صفحه
حجم
۵۴۶٫۹ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۲۳۲ صفحه