کتاب مرگ و زندگی آینه دو طرفه آنیتا مورجانی + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب مرگ و زندگی آینه دو طرفه

کتاب مرگ و زندگی آینه دو طرفه

معرفی کتاب مرگ و زندگی آینه دو طرفه

کتاب مرگ و زندگی آینه‌ی دوطرفه نوشته‌ی آنیتا مورجانی روایتی مفصل از زندگی، بیماری سرطان، تجربه‌ی نزدیک به مرگ و بازگشت شگفت‌انگیز او به زندگی است که مقدمه‌ای طولانی از وین دایر نیز آن را همراهی کرده است. این کتاب را لیلی قلی‌بیگی و مینا فتحی به فارسی ترجمه کرده‌اند و نشر لیوسا آن را منتشر کرده است. نویسنده در آن کتاب از کودکی‌اش در سنگاپور و هنگ‌کنگ، زیستن در تلاقی سه فرهنگ هندی، چینی و انگلیسی، فشارهای سنتی برای ازدواج، کشمکش با هویت شخصی و مذهبی و سپس ورود به زندگی مشترک با دنی می‌گوید و بعد به نقطه‌ای می‌رسد که سرطان پیشرفته او را تا آستانه‌ی مرگ می‌برد. در اوج وخامت بیماری، آنیتا وارد کما می‌شود و تجربه‌ای عمیق از «سفر به قلمرویی غیرمادی» را شرح می‌دهد؛ جایی که احساس وحدت، عشق بی‌قیدوشرط و ادراک تازه‌ای از خدا، زندگی، بیماری و شفا را تجربه کرده است. پس از بازگشت، روند بهبود جسمی او به‌طرزی غیرمنتظره و سریع پیش می‌رود و همین تجربه، محور اصلی روایت و تأملات بعدی کتاب می‌شود. مرگ و زندگی آینه‌ی دوطرفه هم داستان زندگی شخصی است هم تلاشی برای بازاندیشی ترس از مرگ، معنای بیماری، نقش ترس‌ها و باورها در رنج انسان و مفهوم دوست‌داشتن خود. نسخه‌ی الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب مرگ و زندگی آینه دو طرفه

کتاب مرگ و زندگی آینه‌ی دوطرفه با مقدمه‌ی مفصل وین دایر آغاز می‌شود؛ مقدمه‌ای که در آن، دایر از آشنایی‌اش با آنیتا مورجانی، خواندن گزارش تجربه‌ی نزدیک به مرگ او، پیگیری برای تبدیل‌شدن آن روایت به کتاب و هم‌سویی شگفت‌انگیز یافته‌های معنوی خودش با آنچه آنیتا در کما تجربه کرده است می‌گوید. در این بخش، تصویر روشنی از وضعیت جسمی آنیتا پیش از کما ترسیم شده است: سرطان پیشرفته، درگیری چندساله، ازکارافتادن تدریجی اندام‌ها و ناامیدی پزشکان. دایر توضیح داده است که چگونه احساس کرده مأمور است پیام این تجربه را به مخاطبان گسترده‌تری برساند، از تماس با ناشر، دعوت آنیتا به برنامه‌های رادیویی و تلویزیونی، تا بازخوردهایی که از مادر سالخورده‌اش و دیگران پس از شنیدن این روایت دریافت کرده است. در همین مقدمه، خطوط اصلی پیام کتاب نیز طرح می‌شود: اینکه انسان‌ها «جزئی از یک کل واحد» و متصل به منبعی الهی‌اند، ترس و احساس جدایی ریشه‌ی بسیاری از بیماری‌های جسمی و روحی است و درک حضور خدا و عشق بی‌قیدوشرط می‌تواند نگاه به مرگ، بیماری و زندگی را دگرگون کند. در ادامه‌ی کتاب مرگ و زندگی آینه‌ی دوطرفه، آنیتا مورجانی در مقدمه‌ی خود و سپس در سه بخش اصلی، زندگی‌نامه‌ی شخصی و تجربه‌ی نزدیک به مرگش را با جزئیات روایت کرده است. در مقدمه‌ی نویسنده، هدف او از نوشتن کتاب روشن می‌شود: نه موعظه، نه ارائه‌ی دستورالعمل، بلکه بازگویی صادقانه‌ی تجربه‌ای که گمان می‌کند می‌تواند برای بسیاری الهام‌بخش و روشنگر باشد. ساختار کتاب سه‌گانه است: در بخش اول، از کودکی تا تشخیص سرطان را مرور می‌کند؛ از رشد در «چهارراه فرهنگی» هنگ‌کنگ، حضور هم‌زمان آیین هندو، فرهنگ چینی و آموزش کاتولیک، ترس‌های مذهبی، تبعیض جنسیتی، فشار برای ازدواج سنتی، نامزدی ناموفق، احساس شرم و طردشدگی، و سپس آشنایی با دنی و شکل‌گیری رابطه‌ای متفاوت. فصل‌هایی مانند «رشد و نمو در فضایی متفاوت»، «مذاهب متفاوت، گزینه‌های متعدد»، «نامزدی اشتباه» و «و عشق عیان شد» این مسیر را قدم‌به‌قدم دنبال کرده‌اند. در بخش دوم، روایت وارد لحظه‌های بحرانی بیماری و بستری‌شدن در بیمارستان می‌شود؛ جایی که فصل «مقدمه» با صحنه‌ی انتقال او به بیمارستان، شنیدن گفت‌وگوی پزشکان و خانواده درحالی‌که در کماست و تجربه‌ی جداشدن از بدن آغاز می‌شود. بخش سوم، به بازاندیشی معنای درمان، نقش ترس، مفهوم دوست‌داشتن خود، نسبت انسان با خدا و پاسخ به پرسش‌های رایج درباره‌ی تجربه‌ی نزدیک به مرگ اختصاص یافته است.

خلاصه کتاب مرگ و زندگی آینه دو طرفه

در مرگ و زندگی آینه‌ی دوطرفه، محور اصلی کتاب تجربه‌ی نزدیک به مرگ آنیتا مورجانی است، اما نویسنده این تجربه را در خلأ روایت نکرده است؛ بلکه آن را در زمینه‌ی زندگی شخصی، فرهنگی و روانی خود قرار داده است. او ابتدا نشان می‌دهد که چگونه زیستن در تلاقی سه فرهنگ و چند مذهب، از کودکی ذهنش را پر از سؤال و ترس کرده است: در خانه، آیین هندو، مدیتیشن، کارما، تناسخ و احترام به خدایان؛ در مدرسه‌ی کاتولیک، تأکید بر غسل تعمید، کلیسا و بهشت و جهنم؛ در محیط شهری هنگ‌کنگ، حضور پررنگ فرهنگ چینی، آیین‌ها و جشن‌های سنتی. این تنوع، در عین جذابیت، برای او تضادی عمیق ایجاد کرده است؛ تا جایی که در کودکی از ترس نرفتن به بهشت شب‌ها خود را بیدار نگه می‌داشته است. در ادامه، کتاب نشان می‌دهد که چگونه تبعیض جنسیتی و انتظارات فرهنگی از «دختر خوب هندی» بودن، احساس ناکافی‌بودن و شرم را در او تقویت کرده است. تجربه‌ی نامزدی سنتی و به‌هم‌زدن آن، موجی از قضاوت و سرزنش اجتماعی را به‌دنبال دارد و او را بیشتر در نقش «دختر دردسرساز» تثبیت می‌کند. هم‌زمان، علاقه‌اش به مطالعه‌ی متون هندو، مدیتیشن و پرسش از معنای زندگی عمیق‌تر می‌شود، اما با بسیاری از برداشت‌های محدودکننده‌ی فرهنگی، مانند سرکوب زنان، احساس فاصله می‌کند. آشنایی با دنی نقطه‌ی عطفی است که در آن برای نخستین‌بار احساس می‌کند همان‌گونه که هست پذیرفته و دوست داشته می‌شود؛ مردی که با بسیاری از کلیشه‌های فرهنگی مخالف است و استقلال او را تحسین می‌کند. با این زمینه، ورود سرطان به زندگی آنیتا تنها یک رویداد جسمی نیست؛ بلکه در متن سال‌ها ترس، خودکم‌بینی، تلاش برای راضی‌کردن دیگران و نادیده‌گرفتن خود قرار می‌گیرد. او در مقدمه‌اش تصریح کرده است که باور دارد مجموعه‌ای از عوامل روانی، عاطفی و اعتقادی در شکل‌گیری بیماری‌اش نقش داشته‌اند و می‌خواهد این پیوندها را روشن کند. روایت او از لحظه‌ی رفتن به کما، جداشدن از بدن، شنیدن حرف‌های پزشکان و خانواده، احساس رهایی کامل از درد و ترس، تجربه‌ی غوطه‌ورشدن در «هاله‌ای از عشق خالص» و ادراک وحدت با منبع الهی، هسته‌ی معنوی کتاب را می‌سازد. در آن وضعیت، به گفته‌ی خودش، به این فهم می‌رسد که «با وجود خدا، همه چیز ممکن است» و قوانین مادی، از جمله قواعد پزشکی، در برابر حضور آگاهی الهی معنای پیشین خود را از دست می‌دهند. پس از بازگشت، بهبود سریع جسمی او و تلاش برای ساختن «خود جدید شفایافته» موضوع بخش‌های بعدی است. آنیتا در بخش سوم، برداشت کنونی‌اش از درمان را شرح داده است: اینکه شفا فقط به معنای ازبین‌رفتن علائم جسمی نیست، بلکه به معنای رهاشدن از ترس، پذیرفتن خود، درک یگانگی با خدا و دیگران و اجازه‌دادن به بروز «شکوه معنوی درونی» است. او تأکید کرده است که نه استاد معنوی است، نه مدعی دانستن همه‌ی حقایق؛ نه نسخه‌ی واحدی برای درمان ارائه می‌کند و نه دستورالعمل قدم‌به‌قدم. هدفش این است که نشان دهد چگونه ترس‌ها، باورهای محدودکننده و خودانکاری می‌توانند در رنج و بیماری نقش داشته باشند و چگونه تغییر رابطه‌ی انسان با خود و با خدا می‌تواند تجربه‌ی زندگی و مرگ را دگرگون کند.

چرا باید کتاب مرگ و زندگی آینه دو طرفه را بخوانیم؟

مرگ و زندگی آینه‌ی دوطرفه از چند جهت قابل توجه است. نخست اینکه آن کتاب تجربه‌ی نزدیک به مرگ را نه به‌صورت گزارشی کوتاه، بلکه در پیوند با یک زندگی کامل روایت کرده است؛ از کودکی در محیطی چندفرهنگی تا فشارهای خانوادگی، نامزدی ناموفق، سوگ پدر، ازدواج، کار و سپس بیماری. این پیوستگی کمک می‌کند تجربه‌ی کما و بازگشت، به‌عنوان بخشی از یک مسیر انسانی قابل‌فهم‌تر شود، نه رویدادی جداافتاده و صرفاً شگفت‌انگیز. دوم اینکه نویسنده به‌جای ارائه‌ی نسخه‌های قطعی، بر صداقت در بازگویی تردیدها، ترس‌ها و اشتباهات خود تکیه کرده است. او هم از جذابیت‌های آیین‌ها و سنت‌ها می‌گوید هم از بخش‌هایی که برایش آزاردهنده یا غیرمنطقی بوده‌اند؛ هم از علاقه‌اش به مدیتیشن و متون مقدس سخن گفته است هم از ترس‌هایی که همین باورها در او ایجاد کرده‌اند. این رویکرد، کتاب را به متنی تبدیل کرده است که در آن، جست‌وجوی معنای شخصی و پرسشگری جایگاه مهمی دارد. سوم اینکه در بخش‌های پایانی، نگاه آنیتا به درمان و شفا، بحث را از سطح روایت شخصی فراتر می‌برد. او بر نقش دوست‌داشتن خود، رهاکردن شرم، کاهش ترس از قضاوت دیگران و درک پیوند با منبع الهی تأکید کرده است و هم‌زمان هشدار داده است که هیچ راه‌حل واحدی برای همه وجود ندارد و هر کس باید راهی را که با ذاتش همخوان است پیدا کند. این ترکیب تجربه‌ی زیسته، تأمل معنوی و پرهیز از مطلق‌گویی، آن کتاب را برای کسانی که میان علم، معنویت و تجربه‌ی شخصی به‌دنبال گفت‌وگو هستند جذاب می‌کند. درنهایت، مرگ و زندگی آینه‌ی دوطرفه می‌تواند به بازاندیشی ترس از مرگ کمک کند. روایت آنیتا از احساس رهایی، عشق بی‌قیدوشرط و ادراک «نمیرایی جوهره‌ی انسان» در لحظه‌ی نزدیک به مرگ، برای بسیاری از خوانندگان فرصتی فراهم می‌کند تا رابطه‌ی خود را با مرگ، بیماری، خدا و معنای زندگی دوباره بررسی کنند.

خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

خواندن مرگ و زندگی آینه‌ی دوطرفه به کسانی پیشنهاد می‌شود که با بیماری‌های جدی، به‌ویژه سرطان، درگیرند یا در کنار بیماری عزیزانشان زندگی می‌کنند و به‌دنبال نگاهی عمیق‌تر به پیوند جسم، روان و معنا هستند. همچنین به افرادی پیشنهاد می‌شود که درباره‌ی تجربه‌های نزدیک به مرگ، زندگی پس از مرگ، معنویت فردی، مدیتیشن و نقش باورها در سلامت کنجکاوند و دوست دارند این موضوعات را در قالب یک روایت شخصی مفصل دنبال کنند. به روان‌شناسان، مشاوران، همراهان بیماران و کسانی که با سوگ، ترس از مرگ یا احساس شرم و ناکافی‌بودن سروکار دارند نیز می‌تواند چشم‌اندازهای تازه‌ای بدهد؛ به‌ویژه در زمینه‌ی رابطه‌ی فرد با خود، با بدن و با خدا.

بخشی از کتاب مرگ و زندگی آینه دو طرفه

«خدای من! چه حس خارق‌العاده‌ای! چقدر رها و سبک شده‌ام! چرا دیگر دردی حس نمی‌کنم؟ همهٔ آن دردها و رنج‌ها کجا رفتند؟ چرا انگار همه چیز از من دور می‌شود؟ اما چرا دیگر نمی‌ترسم! چه بر سر ترس‌هایم آمده؟ چقدر عجیب! دیگر ترسی در خودم نمی‌یابم. همان‌طور که مرا با شتاب به‌سوی بیمارستان می‌بردند، این افکار، چون سیل، در ذهنم جاری بود. خیلی ناگهانی دنیای اطرافم غیرواقعی و تخیلی به‌نظر می‌رسید و با گذر لحظات احساس می‌کردم بیشتر و بیشتر از هوشیاری دور شده‌ام و به‌سوی کما سُر می‌خورم. در همان لحظات واپسین که تسلیم سرطانی که چهار سال اخیر زندگی‌ام را در مشت خود فشرده و ویران کرده بود می‌شدم می‌دیدم اعضا و جوارح بدنم یکی‌یکی از کار می‌افتادند. آن روز دوم فوریه ۲۰۰۶ بود؛ روزی که برای همیشه در حافظه‌ام به‌عنوان «روزی که مُردم» حک شده است. با اینکه به کما رفته بودم، اما به‌وضوح تمام، به همهٔ آنچه دور و اطرافم اتفاق می‌افتاد واقف بودم، مثلاً همان‌طور که اعضای خانواده‌ام مرا با شتاب به‌سمت بیمارستان می‌بردند، احساسات و ترس دیوانه‌وارشان را نیز به‌خوبی حس می‌کردم. وقتی به بیمارستان رسیدیم، با وجود بیهوشی می‌توانستم چهرهٔ شوک‌زدهٔ پزشک متخصصم را با دیدن من در آن وضعیت به‌وضوح ببینم. - «هر چند ظاهراً قلب همسرتان همچنان کار می‌کند، اما درحقیقت انگار زنده نیست، برای نجاتش دیر شده است». این گفته‌های پزشک به همسرم، دنی، بود. در آن حال، با تعجب از خودم پرسیدم: «دکتر دربارهٔ کی حرف می‌زند؟ من که هیچ‌وقت در زندگی‌ام حالم به این خوبی نبوده! چرا مادرم و دنی این‌قدر ترسیده‌اند؟ چرا این‌قدر نگران‌اند؟ مامان! تو را به خدا گریه نکن! مگر چه شده؟ برای من گریه می‌کنی؟ من خوبم! واقعاً می‌گویم! خوبم!» به خیال خودم آن گفته‌ها را بلندبلند به زبان می‌آوردم، اما بلافاصله دریافتم صدایی از من درنمی‌آید یا لااقل آنها نمی‌شنیدند! انگار هیچ صدایی نداشتم.»

نظری برای کتاب ثبت نشده است

حجم

۳۰۹٫۲ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۴

تعداد صفحه‌ها

۲۴۸ صفحه

حجم

۳۰۹٫۲ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۴

تعداد صفحه‌ها

۲۴۸ صفحه

قیمت:
۲۱۰,۰۰۰
۱۶۸,۰۰۰
۲۰%
تومان