دانلود رایگان کتاب آن شب که تا سحر نادر ابراهیمی
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب آن شب که تا سحر

کتاب آن شب که تا سحر

معرفی کتاب آن شب که تا سحر

کتاب آن شب که تا سحر است نوشته نادر ابراهیمی و تصویرسازی حسن عامه‌کن، اثری کوتاه و آموزنده است که با نثری ساده و روایت‌محور، داستانی از زندگی بایزید بسطامی، عارف و دانشمند ایرانی را بازگو می‌کند. روایت کتاب بر پایه‌ی خاطره‌ای تأثیرگذار از دوران کودکی بایزید شکل گرفته و تلاش دارد مفاهیمی چون احترام به والدین، مهربانی و فداکاری را به زبانی قابل لمس برای نوجوانان و جوانان بیان کند. نشر شهر قلم این کتاب را منتشر کرده و نسخه الکترونیکی آن را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب آن شب که تا سحر

کتاب آن شب که تا سحر است با قلم نادر ابراهیمی، روایتی از زندگی بایزید بسطامی را پیش روی مخاطب قرار می‌دهد. این کتاب در قالب داستانی کوتاه و آموزنده، به یکی از لحظات مهم زندگی این عارف ایرانی می‌پردازد و با زبانی ساده، مفاهیم اخلاقی و انسانی را به تصویر می‌کشد. ساختار کتاب بر پایه‌ی گفت‌وگو و خاطره‌گویی استوار است؛ ابتدا بایزید به دعوت آموزگاران مدرسه‌ای در نیشابور به جمع نوجوانان می‌رود و در پاسخ به پرسش یکی از شاگردان درباره‌ی راز محبوبیت و احترامش، خاطره‌ای از دوران کودکی خود را بازگو می‌کند. تصویرگری‌های کتاب، فضای داستان را برای مخاطب نوجوان و حتی بزرگسال، قابل لمس‌تر می‌سازد و به انتقال پیام‌های اخلاقی آن کمک می‌کند. نادر ابراهیمی با انتخاب لحظه‌ای ساده اما تأثیرگذار از زندگی بایزید، به اهمیت احترام به والدین و نقش دعا و محبت مادرانه در سرنوشت انسان اشاره کرده است.

خلاصه کتاب آن شب که تا سحر

کتاب آن شب که تا سحر است با روایت سفری کوتاه اما پرمعنا آغاز می‌شود. بایزید بسطامی، عارف و دانشمند ایرانی، به دعوت آموزگاران مدرسه‌ای در نیشابور به جمع نوجوانان می‌رود تا درباره‌ی زندگی و راه خود سخن بگوید. در این دیدار، یکی از شاگردان از او می‌پرسد که چگونه به چنین عزت و احترامی در میان مردم دست یافته است. بایزید پس از اندکی تأمل، داستانی از کودکی خود را تعریف می‌کند: شبی مادرش از او آب می‌خواهد، اما کوزه خالی است. بایزید کودک، در دل شب و تاریکی، به کنار جوی می‌رود تا آب بیاورد. وقتی بازمی‌گردد، مادرش به خواب رفته و او تا صبح کنار بستر مادر می‌ایستد تا بیدار شود و آب بنوشد. مادر پس از بیدارشدن، با دیدن فداکاری پسرش، برای او دعا می‌کند که نزد مردم عزیز و محترم باشد. بایزید این محبت و احترام را نتیجه‌ی همان شب و دعای مادر می‌داند و تصمیم می‌گیرد تا پایان عمر، در خدمت مردم و در پی رضایت مادر باشد. پیام اصلی کتاب، اهمیت احترام به والدین، فداکاری و نقش دعا و محبت مادرانه در سرنوشت انسان است.

چرا باید کتاب آن شب که تا سحر را بخوانیم؟

کتاب با زبانی ساده و داستانی کوتاه، مفاهیمی عمیق مانند احترام به والدین، فداکاری و تأثیر محبت را به تصویر می‌کشد. تصویرگری‌های قصه‌ی آن شب که تا سحر است نیز فضای داستان را ملموس‌تر می‌کند و باعث می‌شود پیام آن در ذهن مخاطب ماندگار شود. این کتاب فرصتی برای تأمل درباره‌ی نقش والدین و اهمیت مهربانی در زندگی فراهم می‌کند و می‌تواند نقطه‌ی شروعی برای گفت‌وگوهای خانوادگی درباره‌ی احترام و محبت باشد.

خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

خواندن این کتاب به نوجوانان، جوانان و هر کسی که به دنبال تقویت ارزش‌های اخلاقی و انسانی است، پیشنهاد می‌شود. کسانی که به داستان‌های آموزنده و الهام‌بخش از عرفا علاقه دارند نیز می‌توانند از این کتاب بهره‌مند شوند.

درباره نادر ابراهیمی

نادر ابراهیمی (۱۳۸۷–۱۳۱۵)، هنرمند، نویسنده و از چهره‌های شاخص فرهنگ و ادبیات معاصر ایران، در طول زندگی خود بیش از ۱۰۰ اثر در قالب رمان، داستان کوتاه، نمایش‌نامه و پژوهش به رشته‌ی تحریر درآورده بود. او که دانش‌آموخته‌ی ادبیات انگلیسی بود، علاوه بر خلق رمان‌های ستایش‌شده‌ای همچون «آتش بدون دود» و «بار دیگر شهری که دوست می‌داشتم»، در عرصه‌های تدریس، فیلم‌سازی و ترانه‌سرایی نیز جریان‌ساز محسوب می‌شد. ابراهیمی با نگارش آثاری نظیر «چهل نامه‌ی کوتاه به همسرم» و «مردی در تبعید ابدی»، سبک منحصربه‌فرد خود را در ترکیب نگاه فلسفی با نثری شاعرانه تثبیت کرد. افتخارات جهانی او شامل جوایز معتبری از یونسکو و جشنواره‌ی براتیسلاوا در حوزه‌ی ادبیات کودک و نوجوان است و در داخل کشور نیز به عنوان نویسنده‌ی برگزیده‌ی بیست سال ادبیات داستانی ایران انتخاب شد.

بخشی از کتاب آن شب که تا سحر است

«پس من که امروز بایزید بسطامی‌ام و در آن زمان پسربچه‌ی نه‌ساله‌ی گمنامی بودم، ایستادم. بالای سر مادرم ایستادم با کاسه‌ی پر آب تا هر لحظه که بیدار شد مرا ببیند، کاسه را بگیرد و بنوشد.

ایستادم، ایستادم، ایستادم. نمی‌دانم چه مدت ایستادم؛ اما از پنجره دیدم که آسمان قدری روشن شد و روشن‌تر شد، و شنیدم که صدای اذان صبح از دور و نزدیک برخاست و دیدم که مادر خوبم چشمانش را قدری باز کرد، آرام نشست، به دور و بر خود نگاه کرد و مرا دید که ایستاده‌ام - با کاسه‌ی آب.

مادرم مدتی مرا نگریست، گویی خواب می‌بیند. گویی باور نمی‌کند. 

خواب‌آلوده گفت: "پسرم! تویی؟"

گفتم: "بله مادر!"»

نظری برای کتاب ثبت نشده است

حجم

۴٫۹ مگابایت

سال انتشار

۱۳۹۵

تعداد صفحه‌ها

۱۶ صفحه

حجم

۴٫۹ مگابایت

سال انتشار

۱۳۹۵

تعداد صفحه‌ها

۱۶ صفحه

قیمت:
رایگان