
کتاب عشقی همانند گلبرگ های در حال سقوط
معرفی کتاب عشقی همانند گلبرگ های در حال سقوط
کتاب عشقی همانند گلبرگ های در حال سقوط (Love like the falling petals) نوشته اویاما کیسوکه، داستان رابطهی دو جوان به نامهای هاروتو و میساکی است که در توکیوی امروز، میان آرزوهای شغلی، فشارهای اقتصادی و ترس از شکست، بهدنبال معنای عشق و بلوغ عاطفی میگردند. ماجرا از یک موقعیت ساده شروع میشود: میساکی هنگام کوتاهکردن موی هاروتو، بخشی از لالهی گوش او را میبُرد و همین حادثهی عجیب، بهانهای برای شکلگیری یک قرار عاشقانه میشود، اما بهتدریج لایههایی از دروغهای کوچک، رؤیاهای نیمهکاره و احساس گناه هم آشکار میشود. نشر دانشآفرین این داستان را با ترجمه الهام بصیرت منتشر کرده است. نسخه الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب عشقی همانند گلبرگ های در حال سقوط
کتاب عشقی همانند گلبرگ های در حال سقوط اثر اویاما کیسوکه، از برخوردی تصادفی و دردناک در یک آرایشگاه آغاز میشود که به شکلی غیرمنتظره، مسیر زندگی هاروتو و میساکی را به هم گره میزند. نویسنده با جابهجایی زاویهی دید میان این دو شخصیت، لایههای پنهان زندگی آنها را واکاوی میکند؛ از هاروتو که میان دروغهای کوچکش دربارهی حرفهی عکاسی و اشتیاق برای بازگشت به رؤیاهایش سرگردان است، تا میساکی که با جدیت در پی اثبات توانمندی خود در دنیای پرفشار آرایشگری است. توکیو در این میان، نه فقط یک شهر، بلکه پسزمینهای زنده است که با ایستگاههای قطار و کوچههای باریکش، شاهد جوانه زدن این رابطهی نوپا میشود.
در ساختار این رمان، تغییر فصلها نقشی تعیینکننده در پیشبرد اتمسفر عاطفی داستان ایفا میکنند و هر فصل، همچون گامی به سوی بلوغ یا مواجهه با حقیقت عمل میکند. اویاما با جزئینگری در توصیف فضاهایی نظیر استودیوهای عکاسی و سالنهای آرایش، تضاد میان میل به ثبت لحظهی ابدی و واقعیت گذرای زندگی را برجسته میسازد. عشقی همانند گلبرگ های در حال سقوط فراتر از یک درام رمانتیک، تأملی است در باب صداقت، پذیرش رنج و تلاش برای یافتن زیبایی در دل موقعیتهایی که همچون گلبرگهای ساکورا، در عین شکوه، شکننده و فانی هستند؛ داستانی که نشان میدهد چگونه یک حادثهی کوچک میتواند جرقهای برای بازگشت به خویشتن و رویارویی با ترسهای دیرینه باشد.
خلاصه داستان عشقی همانند گلبرگ های در حال سقوط
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند!
هاروتو آساکورا جوانی ۲۴ ساله است که در ظاهر خود را عکاس حرفهای معرفی کرده اما در واقع، کارمند پارهوقت یک مغازهی اجارهی ویدیو است و سالهاست دوربین نیکون هدیهی پدرش را تهِ کمد گذاشته است. با این حال، در گفتوگو با آرایشگر محبوبش، میساکی آریاکه، از روی خجالت و ترس از قضاوت، خود را عکاس موفقی جا زده که حتی جایزه هم گرفته است. این دروغ کوچک، بهتدریج به دروغی بزرگ تبدیل میشود که هر بار در مواجهه با نگاه تحسینآمیز میساکی، سنگینتر میشود. در سوی دیگر، میساکی دختری ۲۳ ساله است که در سالن بونیتا کار میکند و تازه از مرحلهی دستیار به آرایشگر ارتقا یافته است. او از یک رابطهی قدیمی شکستخورده بیرون آمده و مدتی است از عشق فاصله گرفته، اما در عین حال از تنهایی و از دستدادن فرصتها هم میترسد.
حادثهی بریدن لالهی گوش هاروتو در سالن، نقطهی چرخش داستان است. میساکی در بیمارستان از هاروتو میخواهد راهی برای جبران نشانش بدهد و هاروتو در همان لحظه، با سوءاستفاده از موقعیت، از او دعوت میکند برای دیدن شکوفههای گیلاس با هم بیرون بروند. قرار زیر ساکورا، با شلوغی پارکها، مستها، صفهای طولانی و بینظمی، بهجای یک صحنهی رمانتیک کلاسیک، به تجربهای پر از دستپاچگی تبدیل میشود. در همین قرار، همکار سابق هاروتو ناگهان ظاهر میشود و جلوی میساکی لو میدهد که او عکاس نیست. میساکی از این دروغ خشمگین میشود، اما خشم او فقط متوجه دروغ نیست؛ او از این هم عصبانی است که هاروتو رؤیایش را نیمهکاره رها کرده است. در صحنهای کنار درختان گیلاس، او با لحنی تند به هاروتو میگوید که نباید به این راحتی از رؤیا دست کشید و اگر فکر میکرده استعداد دارد، باید دوباره تلاش کند...
چرا باید کتاب عشقی همانند گلبرگ های در حال سقوط را بخوانیم؟
برای کسانی که به داستانهایی با پسزمینهی شهری و روابط معاصر علاقه دارند، این اثر میتواند تجربهای نزدیک و قابلهمذاتپنداری باشد. همچنین، حضور پررنگ فضاهای واقعی توکیو، از آرایشگاه کوچک تا استادیوم بیسبال و پارکهای پر از شکوفه، خواندن آن کتاب را به نوعی قدمزدن در شهر و تماشای زندگی روزمرهی آدمهای عادی تبدیل کرده است.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این داستان به کسانی پیشنهاد میشود که به داستانهای عاشقانهی معاصر با فضای شهری و شخصیتهای جوان علاقه دارند. کتاب همچنین برای علاقهمندان به فرهنگ و زندگی روزمرهی ژاپن هم میتواند جذاب باشد.
اقتباس از کتاب عشقی همانند گلبرگ های در حال سقوط
یوشیهیرو فوکاگاوا در سال ۲۰۲۲ فیلمی بر اساس همین رمان و با همین عنوان ساخته که در آن کنتو ناکاجیما و هونوکا ماتسوموتو نقشهای اصلی را بازی میکردند.
بخشی از کتاب عشقی همانند گلبرگ های در حال سقوط
«در ماه جولای، فصل بارانی به پایان رسید و تابستان واقعی آغاز شد.
شبهایی که به سختی خوابش میبرد، کنترل از راه دور کولر گازی او را وسوسه میکرد. اما هربار از روشن کردن آن منصرف میشد، زیرا میدانست که پرداخت قبض آن برایش غیرممکن است. به خاطر طبیعت مقتصدش بیشتر شبها را با پنکه سر میکرد.
میساکی خیلی پرمشغله بود. تعداد زیادی از مردم میخواستند مدل موهایشان را برای تابستان تغییر دهند و برنامهٔ او پر شده بود.
آن روز از صبح سر پا ایستاده و موی چهار مشتری را کوتاه کرده بود.
ساعت ۲ بعدازظهر ناهارش را خورد و آهی کشید. آن روز کمی دیرتر از همیشه غذا خورده بود. شانههایش منقبض شده بودند و سستی زیادی در بدنش احساس میکرد. از آن همه احساس ضعف تعجب کرده بود. مدتی بود که دائماً احساس خستگی میکرد و اخیراً هم به نظرش میرسید که هالهای روی چشمانش وجود دارد. درست دیدن برای آرایشگران بسیار مهم بود. لغزش قیچی میتوانست منجر به آسیب دیدن مشتری شود. درست مثل اتفاقی که برای هاروتو افتاد.
یاد زمانی افتاد که لالهٔ گوش او را بریده بود.
البته او هرگز تصور نمیکرد که «حادثهٔ لاله گوش» منجر به قرار گذاشتن آنها شود. در واقع، چهرهٔ هاروتو مورد پسندش نبود (البته میدانست این تقصیر هاروتو نیست) و به او دروغ گفته بود که عکاس است. هنوز هم علاقهمند بودن به دیدار هاروتو برایش عجیب بود. اما حالا بیش از یک ماه از اولین قرارشان گذشته بود و همه چیز به خوبی پیش میرفت. هیچکس آدم بد یا خوب ماجرا محسوب نشده بود.»
حجم
۲۲۷٫۳ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۲۶۴ صفحه
حجم
۲۲۷٫۳ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۲۶۴ صفحه
نظرات کاربران
خیلی خیلی خیلی قشنگ و غم انگیز با این کتاب گریه میکن🥺🥹