
کتاب ارباب ها
معرفی کتاب ارباب ها
کتاب اربابها نوشتهی ماریانو آزوئلا با ترجمهی سروش حبیبی روایتی تند، گزنده و پرجزئیات از سالهای پرآشوب انقلاب مکزیک است که نشر امیرکبیر آن را منتشر کرده است. آزوئلا که خود پزشک ارتش انقلابیها بوده، در این کتاب بهجای روایت مستقیم میدان جنگ، به سراغ شهری کوچک در غرب مکزیک میرود؛ شهری که در آن خانوادهی ثروتمند و ریشهدار دل لانو همچون اختاپوسی پنهان، اقتصاد، سیاست، دین و حتی وجدان مردم را در مشت گرفته است. متن کتاب از همان مقدمه، خواننده را وسط تاریخ و سیاست مکزیک پرتاب میکند؛ از سقوط رژیم طولانی پورفیریو دیاز تا ظهور و قتل مادرو و کشمکش خونین ویلا، زاپاتا و کارانزا. اما بلافاصله بعد از این پسزمینهی تاریخی، داستان وارد زندگی روزمرهی مردم شهر میشود؛ جایی که نانوا، خواربارفروش، کشیش، کارمند جزء، روشنفکر تنها و گلهدار سادهدل هرکدام بهنوعی با «اربابها» درگیرند؛ گاهی بهعنوان قربانی، گاهی هم بهعنوان خدمتگزار مشتاق. لحن آزوئلا در این کتاب سرشار از طنز تلخ، تصویرهای زنده و گفتوگوهای پرکشمکش است و ترجمهی فارسی نیز این فضا را بهخوبی منتقل کرده است. اربابها هم داستان یک خانوادهی ثروتمند است و هم پرترهای از جامعهای که میان رؤیای انقلاب و واقعیت فقر، جهل و وابستگی دستوپا میزند. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب ارباب ها
کتاب اربابها داستانی است از ماریانو آزوئلا که در بستر انقلاب مکزیک شکل گرفته و تمرکز خود را بر شهر کوچکی در غرب کشور گذاشته است؛ شهری که تقریباً تمام تار و پود اقتصادی و اجتماعیاش در اختیار خاندان تاجر و بانکدار دل لانو است. مقدمهی مفصل کتاب، تاریخ فشردهای از انقلاب مکزیک، سقوط رژیم پورفیریو دیاز، برآمدن مادرو، کودتای هوئرتا و جنگهای داخلی میان رهبران انقلاب ارائه میدهد و بعد نشان میدهد که آزوئلا این تجربهها را از نزدیک لمس کرده است؛ او پزشک ارتش ویلا بوده و سالها در متن همین آشوبها زندگی کرده است. در ادامه، داستان وارد شهر تحت نفوذ دل لانوها میشود؛ جایی که تشییع جنازهی بنیانگذار مؤسسهی «دل لانو و پسران» در فصل اول، مثل پردهبرداری از صحنهی اصلی نمایش است. از همینجا شبکهی روابط قدرت، پول، دین و سیاست بهتدریج آشکار میشود: برادران دل لانو، کشیش خانواده، کارمندان چاپلوس، دلالان غله، و خیل بدهکارانی که زندگیشان به امضای ارباب گره خورده است. آزوئلا با جزئیات دقیق، از قیمت ذرت و بازیهای بازار تا مناسبات بانک، نزولخوارها و قراردادهای ظاهراً «آبرومندانه» را نشان داده است. کتاب اربابها در چند فصل نسبتاً بلند پیش میرود و هر فصل عنوانی کلی دارد که حالوهوای مرحلهی تازهای از داستان را نشان میدهد؛ مثل فصل اول با عنوان «نظام قدیم» و فصل دوم با عنوان «شکاف». در فصل «نظام قدیم» تشییع جنازه، جلسههای خانوادگی دل لانوها، معاملههای پشتپردهی غله، و معرفی شخصیتهای کلیدی مثل دون خوان وینیاس خواربارفروش سادهدل، دخترش اسپرانزا، روشنفکر تنها و عصبی یعنی رودریگز، و دون تیموتئو سوسیالیست نیمبند و روزنامهخوان، بهتدریج تصویر جامعه را کامل میکند. در فصل «شکاف» باشگاه بیستم نوامبر، تدارک استقبال از مادرو، انتخابات شورای شهر و بالا گرفتن شعارهای «مرگ بر اربابها» نشان میدهد که چگونه انقلاب از سطح شعار و تظاهرات به درون شهر نفوذ میکند و نظم قدیم را میخراشد، هرچند هنوز ریشههای قدرت دل لانوها محکم است. کتاب اربابها در ادامه، با تمرکز بر روابط عاطفی و طبقاتی، مثل عشق ناهمگون رودریگز به اسپرانزا، رؤیای طبقاتی دون خوان برای ساختن «کوی کارگری نمونه» و بدهکارشدنش به دل لانوها، و نیز طرحهای بهظاهر خیریهی خانوادهی ارباب، نشان میدهد که چگونه انقلاب بیرون، بدون دگرگونی در ساختار مالکیت و ذهنیت مردم، درون شهر به بنبست میخورد.
خلاصه داستان ارباب ها
کتاب اربابها بر محور تقابل دو جهان میچرخد: جهان اربابها و جهان قربانیانشان. در مرکز جهان اربابها، خانوادهی دل لانو قرار دارد؛ تاجران و بانکدارانی که در دوران پورفیریو دیاز به ثروت رسیدهاند و حالا با ترکیبی از حسابگری مالی، نفوذ سیاسی و پوشش مذهبی، شهر را در مشت دارند. داستان با تشییع جنازهی دون خوان خوزه دل لانو آغاز میشود؛ مراسمی پرزرقوبرق در کلیسای شهر که در آن، همهی طبقات برای ادای احترام به «مؤسسهی محترم دل لانو و پسران» صف میکشند. همین صحنه، هم ترس و چاپلوسی مردم را نشان میدهد و هم جایگاه تقریباً مقدس اربابها را. در حاشیهی این مراسم، گفتوگوهای تجار دربارهی قیمت ذرت و بازیهای بازار، و نیز رفتار سرد و حسابگرانهی دون ایگناسیو، وارث اصلی، نشان میدهد که مرگ پدر فقط فرصتی است برای تنظیم دوبارهی حسابها. در سوی دیگر، دون خوان وینیاس قرار دارد؛ خواربارفروشی که با کار طاقتفرسا و صرفهجویی افراطی، چهلهزار پزو اندوخته و حالا رؤیای ساختن یک «کوی کارگری نمونه» را در سر دارد. او با ضمانت دل لانوها وام میگیرد و عملاً خود و خانوادهاش را به زنجیر مؤسسهی اربابها میبندد، درحالیکه هنوز با سادهدلی باور دارد که این رابطه بر پایهی «اعتماد و شرافت» است. همسرش النا مدام از بدهکاری و ریسک میترسد و پسرش خوانیتو و دخترش اسپرانزا میان تحسین و تردید نسبت به اربابها سرگرداناند. در کنار آنها، رودریگز، دفتردار روشنفکر و بدبین، با طنز تلخ خود سازوکار تجارت، بانک، نزول و «نیکوکاری» را افشا میکند و درعینحال عاشق اسپرانزا میشود؛ عشقی که بهخاطر فاصلهی طبقاتی و ذهنیت سنتی خانوادهی وینیاس، رنگی غمانگیز دارد. کتاب اربابها نشان میدهد که چگونه انقلاب در سطح شهر ظاهر میشود: باشگاه بیستم نوامبر تشکیل میشود، دون تیموتئو با شور و شوق مقالههای روزنامههای رادیکال را میخواند، برای استقبال از مادرو برنامهریزی میکنند و در خیابانها شعار «مرگ بر اربابها» طنین میاندازد. اما همینجا تناقضها آشکار میشود: سخنران اصلی مراسم، فلیسیتوس گالاردو، همان خطیبی است که پیشتر برای اسقف و هیئتهای مذهبی مدیحهسرایی میکرد؛ شورای شهر جدید پر است از نانوا، سلمانی و نوازندهای که بیشتر به فکر نان و آبروی خود هستند تا تغییر ساختار قدرت. در این میان، دل لانوها با یک حرکت حسابشده، «کمیسیون خیریه» و فروش ذرت ارزان را راه میاندازند؛ طرحی که در ظاهر اجرای وصیت پدر و کمک به فقراست، اما در عمل، با خرید ارزان غله و فروش دوبارهی آن پس از پایان دورهی قیمتگذاری، پانزدههزار پزو سود خالص برای مؤسسه بههمراه دارد، بیآنکه حتی یک پزو از صندوق خانواده خارج شود. داستان بهتدریج نشان میدهد که چگونه رؤیای عدالت و آزادی، در شهری که اقتصاد و ذهنیتش در چنگ اربابهاست، به دام حسابگری، جهل، ترس و وابستگی میافتد.
چرا باید کتاب ارباب ها را بخوانیم؟
کتاب اربابها تصویری نزدیک و ملموس از این پرسش قدیمی ارائه کرده است که «انقلاب وقتی به شهر و زندگی روزمره میرسد چه بر سر مردم میآورد؟». بهجای تمرکز بر میدان نبرد، آزوئلا به مغازهی خواربارفروشی، دفتر تجارتخانه، کلیسا، باشگاه سیاسی و خانهی کارگران سر میزند و نشان میدهد که قدرت چگونه در جزئیترین روابط اقتصادی و عاطفی ریشه دوانده است. خواننده در خلال گفتوگوهای تند و پرطعنهی رودریگز، سادهدلی دون خوان وینیاس، حسابگری سرد دل لانوها و شور خام دون تیموتئو، با لایههای مختلف سلطه آشنا میشود؛ از بازی با قیمت ذرت و وام و وثیقه تا «نیکوکاری»هایی که درواقع شکل دیگری از کنترلاند. این کتاب برای کسانی که به رابطهی میان سرمایه، دین، سیاست و زندگی روزمره علاقه دارند، نمونهای روشن از این است که چگونه یک خانوادهی ثروتمند میتواند با ترکیب بانک، تجارت، کلیسا و «آبرو» یک شهر را در مشت بگیرد. درعینحال، اربابها فقط روایت ساختار قدرت نیست؛ پرترهای از آدمهای معمولی است که میان ترس، امید، رؤیای پیشرفت و احساس گناه گیر افتادهاند. عشق عجیب رودریگز به اسپرانزا، رؤیای طبقاتی دون خوان برای ساختن کوی کارگری، و بیداری تدریجی خوانیتو، داستان را از سطح تحلیل اجتماعی خشک فراتر میبرد و آن را به تجربهای انسانی و عاطفی تبدیل میکند. طنز تلخ و صحنههای زندهی کتاب، خواندن آن را برای کسانی که به ادبیات اجتماعی و سیاسی علاقه دارند جذاب کرده است.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
به کسانی پیشنهاد میشود که به ادبیات اجتماعی و سیاسی، رمانهای مبتنی بر تاریخ معاصر، و روایتهایی دربارهی رابطهی سرمایه، دین و قدرت علاقه دارند. همچنین به دانشجویان و علاقهمندان علوم اجتماعی، تاریخ، اقتصاد سیاسی و مطالعات انقلابها که میخواهند سازوکار سلطه و وابستگی را در قالب داستان دنبال کنند، و به خوانندگانی که از شخصیتپردازیهای چندوجهی و طنز تلخ در دل موقعیتهای جدی لذت میبرند.
بخشی از کتاب ارباب ها
«کتاب اربابها را که از طرحهای زیبا و خواندنی اوست، میتوان صفحاتی از دفتر یادداشت روزانهای دانست که بازتاب مستقیم زندگی است و نبض حیات در آن میزند. داستان اربابها در زمان حکومت کوتاه مادرو و عکسالعمل سیاه هوئرتا میگذرد. صحنهٔ داستان شهر کوچکی است در غرب مکزیک که تحت نفوذ و مالکیت خانواده تاجر و بانکداری است که انگلوار شیرهٔ جان مردم را میمکند و بر قدرت خود میافزایند. این خانواده که در رژیم پورفیریو دیاز به نعمت و قدرت رسیده است، از هیچ وسیلهای، هرقدر هم پلید و خبیث برای تحکیم موقعیت و حفظ منافع خود روگردان نیست. آزوئلا که در زمان حکومت مادرو، شهردار لاگوس دومورنو بود، بهخوبی با تلخیها و سیاهیهای زندگی قربانیان اربابها آشنایی داشت و در کتابهایش کوششی برای کتمان این سیاهیها نمیکند. پذیرش تبهکاریها و دیوسیرتیهای خانوادهٔ دل لانو آسان نیست، ولی قلم آزوئلا از خشمی آتشین و برخاسته از سیاهدلیها و مظالم دستگاه الهام میگیرد. تیغ بران طنز او بیش از همه نوکران بالفطره و عمال تزویر اربابها را هدف قرار میدهد. با این همه قلم او نسبت به سایر شخصیتهایش مهربان است. خوان وینیاس خواربارفروش که نمونهٔ یک شهروند سادهلوح مکزیکی است، النا زن پارسای او و فرزندانش، اسپرانزا و خوانیتو که قربانیان دستگاهند، الزاماً در قطب مخالف اربابها قرار میگیرند. نویسنده در این مورد با قبول خطر سادهسازی مفرط، با هنرمندی تصویر خود را محتمل و پذیرفتنی میکند و از آنجا که شخصیتهای داستانش را با تمام نقاط ضعف عادی انسانی به تصویر میکشد و علاقهٔ خواننده را حتی بهسوی خواربارفروش احمق و کودکصفت و کندذهنی چون خوان وینیاس معطوف میکند که با وفاداری کورکورانه و بیمعنیاش به اربابها، خود و خانوادهاش را به روز سیاه مینشاند.»
حجم
۱۱۰٫۷ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۱۱۲ صفحه
حجم
۱۱۰٫۷ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۱۱۲ صفحه