
کتاب مردی که به شکار مرگ رفت
معرفی کتاب مردی که به شکار مرگ رفت
کتاب مردی که به شکار مرگ رفت نوشته کریم فیضی، روایتی مفصل و پرجزئیات از زندگی صادق هدایت، نویسندهی برجستهی ایرانی است و با نگاهی موشکافانه، فراز و نشیبهای زندگی، دغدغهها، خانواده و محیط اجتماعی هدایت را بررسی میکند. کتاب با زبانی روایی و جزئینگر، از کودکی هدایت تا دوران بلوغ فکری و هنری او را دنبال میکند و به زمینههای خانوادگی، فرهنگی و اجتماعیای میپردازد که شخصیت و آثار هدایت را شکل دادهاند. این اثر توسط انتشارات مروارید منتشر شده است و نسخهی الکترونیکی آن را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب مردی که به شکار مرگ رفت
کتاب مردی که به شکار مرگ رفت با تمرکز بر زندگی صادق هدایت، تصویری چندلایه از یکی از مهمترین نویسندگان معاصر ایران ارائه میدهد. کریم فیضی در این کتاب، نهتنها به روایت زندگی شخصی هدایت پرداخته است، بلکه زمینههای تاریخی، خانوادگی و اجتماعیای را که بر شکلگیری شخصیت و آثار او تأثیر گذاشتهاند، بهدقت واکاوی کرده است. کتاب ساختاری روایی و پیوسته دارد و با جزئیات فراوان، از دوران کودکی هدایت در خانوادهای اشرافی و پرنفوذ آغاز میشود و تا سالهای بلوغ فکری و هنری او ادامه مییابد. نویسنده با استفاده از منابع مختلف و روایتهای دستاول، تلاش کرده است تصویری واقعگرایانه و بیپیرایه از هدایت ارائه دهد؛ تصویری که هم به نقاط قوت و هم به ضعفهای او میپردازد و از اسطورهسازی یا قضاوتهای یکسویه پرهیز میکند. مردی که به شکار مرگ رفت، علاوهبر روایت زندگی هدایت، به بررسی مناسبات خانوادگی، سنتهای اجتماعی، تحولات فرهنگی و حتی جزئیات زندگی روزمره او نیز توجه نشان داده است. این کتاب برای کسانی که به شناخت عمیقتر از هدایت و فضای فکری و اجتماعی دوران او علاقه دارند، منبعی غنی و خواندنی بهشمار میآید.
خلاصه کتاب مردی که به شکار مرگ رفت
کتاب مردی که به شکار مرگ رفت، با تمرکز بر زندگی صادق هدایت، به واکاوی ریشههای فکری، خانوادگی و اجتماعی او میپردازد. فیضی از همان ابتدای کتاب، هدایت را کودکی حساس، وسواسی و کتابدوست معرفی میکند که در خانوادهای اشرافی و پرنفوذ رشد میکند؛ خانوادهای که قدرت، ثروت و فرهنگ را در کنار هم دارد اما فضای بسته و سنتی آن، هدایت را به نوعی انزوا و بیگانگی سوق میدهد. کتاب به جزئیات زندگی خانوادگی هدایت، روابطش با پدر و مادر، خواهران و برادران و همچنین تأثیرات محیط اجتماعی و سیاسی دوران کودکی و نوجوانی او میپردازد. هدایت از همان سالهای ابتدایی تحصیل، با ساختارهای سنتی و مذهبی مدارس مشکل دارد و بهتدریج مسیر خود را از خانواده و سنت جدا میکند. علاقهی او به کتاب و فرهنگ فرانسه، باعث میشود که به مدرسهی سنلویی برود و بعدها برای ادامهی تحصیل به اروپا اعزام شود. اما برخلاف انتظار خانواده، مسیر تحصیلی خود را بارها تغییر میدهد و در نهایت تحصیل را نیمهکاره رها میکند تا به نویسندگی و پژوهش بپردازد.
کتاب به دغدغههای فکری هدایت، از جمله گیاهخواری، دفاع از حقوق حیوانات، علاقه به علوم غریبه و نقد سنتهای خانوادگی و اجتماعی هم اشاره میکند و نشان میدهد که چگونه این دغدغهها در آثار و زندگی شخصی او بازتاب یافتهاند. در بخشهای بعدی، کتاب فعالیتهای ادبی و اجتماعی هدایت، ارتباطش با گروههای روشنفکری، نقدهای تند و طنزآمیزش به جریانهای ادبی و اجتماعی و همچنین چالشهایش با ساختارهای قدرت و سنت را مرور میکند. نویسنده با روایت ماجراهای مختلف، از جمله مهاجرتها، سفرها، دوستیها و دشمنیهای هدایت، تصویری زنده و چندوجهی از او ارائه میدهد. همچنین به خلق آثار مهم هدایت، از جمله بوف کور، و تأثیرات اجتماعی و شخصی این آثار بر زندگی او اشاره میکند. در نهایت، مردی که به شکار مرگ رفت، هدایت را نهتنها بهعنوان نویسندهای بزرگ، بلکه بهعنوان انسانی پیچیده، تنها و جستوجوگر به تصویر میکشد که همواره در تلاش برای یافتن معنای زندگی و مرگ بوده است.
چرا باید کتاب مردی که به شکار مرگ رفت را بخوانیم؟
این کتاب نهتنها به زندگی شخصی و خانوادگی هدایت میپردازد، بلکه زمینههای تاریخی، فرهنگی و اجتماعیای را که بر شکلگیری شخصیت و آثار او تأثیر گذاشتهاند، بهدقت بررسی کرده است. از ویژگیهای شاخص این اثر، پرداختن به جزئیات کمتر گفتهشده از زندگی هدایت، روایت صادقانه از فرازونشیبهای زندگی او و تحلیل ریشههای فکری و رفتاری اوست. خواندن این کتاب به علاقهمندان ادبیات و پژوهشگران کمک میکند تا هدایت را فراتر از کلیشهها و روایتهای سطحی بشناسند.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
مطالعهی این اثر به علاقهمندان زندگینامهنویسی، پژوهشگران ادبیات معاصر ایران، دوستداران آثار صادق هدایت و کسانی که به دنبال شناخت زمینههای اجتماعی و خانوادگی این نویسنده هستند، پیشنهاد میشود. همینطور کسانی که دغدغهی فهم تحولات فکری و فرهنگی ایران در سدهی اخیر را دارند، میتوانند از مطالب کتاب مردی که به شکار مرگ رفت بهره ببرند.
بخشی از کتاب مردی که به شکار مرگ رفت
«پسرک لاغر با چشمهای گشودهٔ خود منتظر نماند تا سروکلهٔ گردوغبارها پیدا شود، پیشدستی کرد و به آنها یورش برد. کار هر روزش بود. در نبود مگسکشهای بعدی، با دستمال یزدی نیمهمرطوبی که مادر دم دستش میگذاشت، دمبهدقیقه به لشکر گردوغبارهای معلق در هوا حملهور میشد. تا آخرین غبار را از روی وسایل شخصیاش دور نمیکرد، آرام نمیگرفت. با اینکه کودکی بیش نبود، بیش از هر چیزی کتاب داشت. هر کتابی که در هر کجای عمارت قجری دیده میشد مال او بود، خوشیها مال دیگران. بااینحال، بدش نمیآمد جز کتابهای عمارت، کتابهای شهر و کشور هم مال او باشد و اگر شد همهٔ کتابهای دنیا. مثل کسانی که دوست دارند همهٔ پولهای دنیا مال آنها باشد. هر بارکتابی را با مسرت تمام میکرد، آن را میبوسید و با وسواس سر جایش میگذاشت. دستی هم روی عطف کتابها میکشید، مبادا کتابی یک میلیمتر از حد خود تجاوز کرده باشد. همانطور که کلمات را دیوانهوار در سطرها تعقیب میکرد، مراقب بود که غباری پیرامونش پرسه نزند. بخشی از آنهمه حساسیت به گردوغبار کافی بود تا به حکومت وسواس پی ببری. درحقیقت، بر آن بخش از خانه که اقامتگاه آخرین فرزند ذکور خانوادهٔ هدایت بود، شیطان وسوسه حکومت میکرد و بس."
حجم
۱۲۵٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۱۳۵ صفحه
حجم
۱۲۵٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۱۳۵ صفحه
نظرات کاربران
اگه میخواید زندگی پر از فراز و نشیب صادق رو به صورت یک رمان خوب بخونید ، این کتاب رو شدیدا توصیه میکنم بهتون.