
کتاب صداها
معرفی کتاب صداها
کتاب صداها نوشتهی مرتضی برزگر، تکتم توسلی، یاسمن خلیلیفرد، ستاره روشن، مهرداد صدقی، حامد مقامی و یاسر نوروزی مجموعهای از داستانهای کوتاه است که هرکدام با لحن و جهان مخصوص خود، به تجربههای فردی و جمعی انسان معاصر سر میزند. این کتاب را نشر بهپویش منتشر کرده است و حاصل همکاری چند نویسنده است که هرکدام پیشتر با داستانهای خود شناخته شدهاند. در این مجموعه، صداهای مختلفی از نسلها، طبقات و موقعیتهای گوناگون شنیده میشود؛ از نوجوانی در سالهای موشکباران تا زنی درگیر بیماری و ترس از مرگ، از خانوادهای درگیر مهاجرت و جدایی تا پناهجویی سوری که سالها بعد به اردوگاههای آوارگان برمیگردد. داستانها در فضاهای متنوعی میگذرند؛ تهرانِ جنگزده، بیمارستان، سالن انتظار مطب، خانهی قدیمی خیابان ویلا، کمپ پناهجویان در یونان و شهرهای اروپایی. بااینحال در پس این تفاوتها، دغدغههای مشترکی مثل ترس، عشق، شرم، گناه، خاطره و حس جا ماندن از زندگی دیده میشود. هر نویسنده با زبان و زاویهدید خود، بخشی از این جهان چندپاره را روایت کرده است و به همین دلیل، کتاب بیشتر شبیه یک گفتوگوی چندصدایی است تا مجموعهای از داستانهای جدا از هم. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب صداها
کتاب صداها مجموعهای از چند داستان کوتاه است که هرکدام به قلم یکی از نویسندگان کتاب نوشته شده و در کنار هم تصویری چندوجهی از زندگی امروز شکل داده است. در فهرست کتاب، نام داستانهایی مثل گناه دوچرخه، ماهیها، برخوردهای دورادور، درخت انجیر خانهی خیابان ویلا، دیدار در تهران، مرگدربالی، چسب زخم، درپیت، سندژم دوستداشتنی من، هیولازاد، بدخواب، در همسایگی هیولا، ده ثانیه تا مرگ و دارت وییر در بوستان لاله دیده میشود. این تنوع عنوانها نشان میدهد که نویسندگان به سراغ موقعیتهای بسیار متفاوتی رفتهاند؛ از خاطرهی کودکی در سالهای جنگ تا تجربهی بیماری، از روابط خانوادگی و زناشویی تا مهاجرت و آوارگی. کتاب صداها در عین اینکه مجموعهای از داستانهای مستقل است، در لایهی زیرین خود یک پیوند مشترک دارد: هر داستان بر «صدا»یی متمرکز است که در زندگی روزمره معمولاً شنیده نمیشود یا جدی گرفته نمیشود. صدای پسربچهای که فقط یک دوچرخه میخواهد و همین آرزو او را در مدرسه و خانه به麻 مشکل میاندازد؛ صدای زنی که میان ترس از تومور مغزی، خاطرهی مرگ مادر و فشار نقشهای اجتماعی گیر کرده است؛ صدای زنی که در میانهی یک تصادف ساده، با خاطرهی خواهر بیمارش و کلاسهای مرگباوری روبهرو میشود؛ صدای دختری که سالها بعد از جدایی پدر و مادر، هنوز زیر سایهی درخت انجیر خانهی خیابان ویلا زندگی میکند؛ و صدای پناهجویی سوری که بعد از سالها به کمپ آوارگان برمیگردد و گذشتهی خود را در چهرهی کودکان جدید میبیند. هر نویسنده در این کتاب، با تمرکز بر جزئیات زندگی روزمره، این صداها را از دل موقعیتهای عادی بیرون کشیده است تا نشان دهد پشت هر رفتار ساده، تاریخچهای از رنج، امید، شرم یا مقاومت پنهان است.
خلاصه داستان صداها
در کتاب صداها هر داستان بر محور یک تجربهی شخصی و درعینحال جمعی شکل گرفته است. در داستان گناه دوچرخه نوشتهی مرتضی برزگر، راوی پسربچهای است که در سالهای موشکباران تهران زندگی میکند. مدرسه بعد از شهادت دو همکلاسی، برگههایی بین دانشآموزان پخش میکند تا آرزوهایشان را بنویسند. درحالیکه بقیه از ظهور امام زمان و سلامتی پدر و مادر مینویسند، او فقط یک آرزو دارد: داشتن دوچرخهای که با آن بین خانه و مدرسه رفتوآمد کند و پول بلیت اتوبوس را برای خرید کیهان بچهها کنار بگذارد. همین آرزوی ساده، وقتی به گوش مدیر و معلمها میرسد، به «گناه» تبدیل میشود و پدرش را در مدرسه تحقیر میکنند. خشمی که پدر با کمربند بر تن پسر خالی میکند، با خریدن یک دوچرخهی دستدوم و شرط کارکردن تابستانی همراه میشود؛ اما دوچرخه در میدان میوهوترهبار دزدیده میشود و راوی میفهمد آرزو هم میتواند منبع شرم و درد باشد. در داستان ماهیها نوشتهی تکتم توسلی، زنی در بیمارستان و زیر فشار داروها و آزمایشهای مکرر، بدن و ذهن خود را مثل حوضی پر از ماهیهای بیقرار تجربه میکند. خونش در لولهها میچرخد، کبودیهای دستش شبیه قلابهای بیطعمهاند و قرصها در تصور او خوراک ماهیهای درونی میشوند. درهمتنیدگی رؤیا و واقعیت، او را به رابطهاش با سینا میبرد؛ مردی که در ظاهر «معقول» و قابلاعتماد است اما در پیامکها و نگاههای پنهانیاش خیانتی جریان دارد که دیگران آن را نمیبینند. زن در حیاط بیمارستان، میان حوضی پر از ماهی و نیمکتها، سینا را در حال صمیمیت با زنی دیگر تصور میکند و در هجوم آدمهایی که او را «دیوانه» میدانند، تلاش میکند به او برسد و نقابش را کنار بزند. مرز میان بیماری روانی، واقعیت بیرونی و خشمی که سالها سرکوب شده، در این داستان مدام جابهجا میشود. در داستان تومور نوشتهی یاسمن خلیلیفرد، راوی زنی است که با ترس از تومور مغزی و خاطرهی مرگ مادرش درگیر است. او در سالن انتظار مطب جراح مغزواعصاب نشسته و پوشهی امآرآی در دست دارد. خاطرهی سالهایی که مادرش با تومور بدخیم جنگید، کلاسهای مرگباوری، تمرینهای تئاتر، نامزدش شکیب و تعهدش به اجرای نمایشی در بوداپست، همه در ذهنش مرور میشود. او نشانههای بیماری مادر را در بدن خود میبیند و مطمئن است همان سرنوشت در انتظارش است. وقتی دکتر میگوید مغزش سالم است و مشکلش بیشتر روانی و چیزی شبیه خودبیمارانگاری است، آرامش بهجای اینکه برگردد، جایش را به خلأ و سردرگمی میدهد؛ چون تمام هویت و ترسهایش بر محور بیماری احتمالی ساخته شده بود. در داستان برخوردهای دورادور، یک تصادف سادهی خیابانی میان پراید و پژوی آلبالویی، به زنجیرهای از سوءظنها، حدسها و قضاوتها تبدیل میشود. زن رانندهی پراید که درگیر خاطرهی رویا و بیماری اوست، با برادر و خواهری روبهرو میشود که عجله دارند خسارت را نقدی بدهند و از پلیس فرار کنند. هرکدام دیگری را از پشت شیشهها و آینهها قضاوت میکند؛ یکی فکر میکند طرف مقابل «چیزی زده» و دیگری نگران پول تقلبی است. این برخورد کوتاه، با رفتوبرگشت به گذشته و سالن انتظار مطب، نشان میدهد چطور آدمها در لحظههای بهظاهر پیشپاافتاده، بار سنگین ترسها و تجربههای قبلی خود را حمل میکنند. در داستان درخت انجیر خانهی خیابان ویلا نوشتهی ستاره روشن، نازنین در میانسالی هنوز زیر سایهی جدایی پدر و مادر و خانهی قدیمیشان زندگی میکند. پدر سالها پیش خانواده را ترک کرده و به اسپانیا رفته است تا بهقول خودش تصویر «خانوادهی خوشبخت» در ذهن همه مخدوش نشود. مادر در تهران مانده و خانهی خیابان ویلا را با درخت انجیر کنار استخر حفظ کرده است. سالها بعد، در عروسی برادر، بیماری اوریانا (عروس ایتالیایی) و مرگ مادر، نازنین مدام بین مالاگا، کاپری و تهران در رفتوآمد است و میبیند که هیچکدام از آن تصمیمهای قاطع گذشته، خوشحالی نیاورده است. وصیت نانوشتهی مادر این است که پدر را برگردانند تا درخت انجیر را دوباره ببیند. وقتی نازنین بالاخره او را به ایران برمیگرداند، پدر پیش از دیدن درخت میمیرد؛ اما درنهایت هر دو کنار هم در یک قطعه خاک میگیرند و خانهی خیابان ویلا به شرکت معماری تبدیل میشود. در داستان دسپینا، الیاس سوری بعد از سالها به کمپ پناهجویان در یونان برمیگردد؛ جایی که کودکیاش را در چادرها، صفهای غذا و سرمای زمستان گذرانده است. او حالا موسیقیدان شده و در چهرهی کودکان جدید، گذشتهی خودش را میبیند. توپ پارهی پسربچه، کفشهای خراب، بوی چوب سوخته و نگاه خالی مادران، او را به یاد روزهایی میاندازد که دسپینا، دختر یونانیِ نگهبان کمپ، برایش کفش و فلوت میآورد و به او زبان یاد میداد. جنگ در سوریه تمام نشده، فقط چهرهاش عوض شده است و نسل تازهای جای نسل قبلی آوارگان را گرفته است. الیاس میان حس دِین به گذشته و ناتوانی در تغییر وضعیت، سعی میکند بفهمد با این همه رنج تکرارشونده چه میتوان کرد. در کنار این داستانها، متنهایی مثل چسب زخم، درپیت، سندژم دوستداشتنی من، هیولازاد، بدخواب، در همسایگی هیولا، ده ثانیه تا مرگ و دارت وییر در بوستان لاله نیز هرکدام بهنوعی به ترس، تنهایی، بدن، مرگ، هیولاهای درونی و رابطهی انسان با شهر و خاطره میپردازند و تصویر کلی کتاب را کامل میکنند.
چرا باید کتاب صداها را بخوانیم؟
کتاب صداها بهجای تمرکز بر یک روایت واحد، مجموعهای از جهانهای کوچک و بههمپیوسته را پیش چشم میگذارد که در آنها جنگ، بیماری، فقر، مهاجرت، جدایی و عشق در مقیاسهای مختلف تجربه میشوند. خواندن این کتاب فرصتی است برای دیدن اینکه یک موضوع واحد، مثل ترس از مرگ یا حس شرم، در ذهن و زبان آدمهای مختلف چطور شکل میگیرد؛ پسربچهای در دههی موشکباران، زنی در سالن انتظار مطب، مردی سوری در کمپ پناهجویان یا دختری که میان تهران و اروپا در رفتوآمد است. این کتاب همچنین نمونهی خوبی از کار جمعی چند نویسنده است که هرکدام سبک و زاویهدید خود را حفظ کردهاند اما در کنار هم به یک تم مشترک جان دادهاند. تنوع فضاها و شخصیتها باعث میشود خواننده در هر داستان با حالوهوای تازهای روبهرو شود؛ از طنز تلخ و زبان نوجوانانهی گناه دوچرخه تا فضای هذیانی و تکهتکهی ماهیها، از روایت خودکاوانه و پرجزئیات تومور تا فضای خانوادگی و نوستالژیک درخت انجیر خانهی خیابان ویلا. برای کسانی که به دنبال شناخت بهتر حالوهوای انسان امروز در موقعیتهای مختلفاند، این مجموعه امکان مقایسه و همنشینی چند «صدا» را در یک کتاب فراهم کرده است.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
کتاب صداها به کسانی پیشنهاد میشود که به داستان کوتاه علاقه دارند و دوست دارند در یک مجموعه، با چند سبک و لحن مختلف روبهرو شوند. همچنین به خوانندگانی پیشنهاد میشود که دغدغههایی مثل جنگ، مهاجرت، بیماری، روابط خانوادگی، تنهایی و اضطراب مرگ برایشان مهم است و میخواهند این موضوعها را در قالب روایتهای شخصی و جزئی تجربه کنند. دانشجویان ادبیات و علاقهمندان به نوشتن داستان کوتاه نیز میتوانند از این کتاب برای دیدن شیوههای مختلف روایت، زاویهدید و شخصیتپردازی در یک مجموعهی چندنویسندهای استفاده کنند.
حجم
۳٫۹ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۱۴۸ صفحه
حجم
۳٫۹ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۱۴۸ صفحه