
کتاب مهرش به جانم نشست
معرفی کتاب مهرش به جانم نشست
کتاب مهرش در جانم نشست نوشته نردین ابو نبعه و ترجمه احمد بان پور توسط انتشارات ضامن آهو منتشر شده است. این کتاب در قالب روایتی داستانی و تا حدی خاطرهنگارانه، به زندگی زنان فلسطینی، بهویژه مادران و همسران مبارزان در غزه میپردازد. نویسنده با نگاهی شاعرانه و انسانی، تجربههای زیستهی زنانی را روایت میکند که در دل جنگ و اشغال، نهتنها برای بقای خود و فرزندانشان، بلکه برای حفظ کرامت و آرمانهایشان ایستادگی میکنند. کتاب مهرش در جانم نشست، با تمرکز بر شخصیتهایی چون هیام و وداد، تصویری از عشق، صبر و پایداری زنان در بستر مقاومت فلسطین ارائه میدهد. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب مهرش به جانم نشست
کتاب مهرش در جانم نشست (داستانی از مظلومیت مادران و زنان غزه) اثری است که در مرز میان داستان و خاطره حرکت میکند و با محوریت زندگی زنان فلسطینی، بهویژه در غزه، نوشته شده است. نردین ابو نبعه در این کتاب، روایتهایی از مادران و همسران مبارزان را پیش میکشد؛ زنانی که نامشان شاید در هیچ سند تاریخی ثبت نشود، اما حضور و نقششان در مقاومت و زندگی روزمره، بر تاریخ حک شده است. ساختار کتاب بر پایهی روایتهای اولشخص و بازگویی تجربههای زیستهی شخصیتهایی چون وداد و هیام شکل گرفته است.
این روایتها، همزمان که به جزئیات زندگی شخصی و عاطفی زنان میپردازند، فضای اجتماعی و سیاسی غزه را نیز به تصویر میکشند؛ جایی که جنگ، اشغال و ناامنی، بخشی جداییناپذیر از زندگی روزمره است. کتاب مهرش در جانم نشست، با زبانی شاعرانه و توصیفهای احساسی، تلاش کرده است تا لایههای پنهان رنج، امید و عشق را در دل ویرانی و مقاومت آشکار کند. نردین ابو نبعه در کنار روایتهای فردی، به پیوند عمیق میان عشق به همسر و عشق به وطن اشاره کرده و نشان داده است که چگونه این دو، در شرایط دشوار، به هم گره میخورند و به منبعی برای پایداری و الهام بدل میشوند.
خلاصه داستان مهرش به جانم نشست
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند!
کتاب مهرش به جانم نشست با روایت وداد آغاز میشود؛ زنی که همسر دو مبارز فلسطینی بوده و هر دو را در مسیر مقاومت از دست داده است. وداد ابتدا با بلال ازدواج میکند؛ مردی که عشقش به وطن و خانواده، او را به مبارزه کشانده و در نهایت به شهادت میرسد. پس از بلال، وداد با یوسف، مبارزی دیگر که بهدلیل جراحات جنگی روی ویلچر نشسته و تحتتعقیب است، ازدواج میکند. این ازدواج، سرشار از تردید، ترس و امید است؛ چرا که وداد همواره با سایهی فقدان و خطر ازدستدادن دوبارهی همسر روبهرو است. در دل این روایت، خاطرات هیام نیز وارد میشود؛ زنی که دفترچهی خاطراتش به دست وداد میرسد و الهامبخش او برای نوشتن و بازگوکردن تجربههایش میشود.
هیام نیز همسر مبارزی تحتتعقیب است و روایتهایش از زندگی در سایهی جنگ، تعقیب و ناامنی، با زندگی وداد تلاقی پیدا میکند. کتاب با بازگویی لحظات تلخوشیرین، از روزهای جنگ و بمباران تا لحظات کوتاه آرامش و امید، پیش میرود. وداد و هیام، هر دو، با قلم خود تلاش میکنند تا رنجها و عشقهایشان را ثبت کنند و از فراموشی نجات دهند. روایتهایی از مادران و زنان دیگر نیز در لابهلای داستانها آمده است؛ زنانی که باوجود درد و مصیبت، همچنان شعلهی امید را در دل خود و فرزندانشان زنده نگه میدارند. کتاب مهرش در جانم نشست، تصویری از زندگی در غزه ارائه میدهد که در آن، عشق به همسر و وطن، با رنج و مقاومت درهمآمیخته است و زنان، ستونهای اصلی این پایداری هستند.
چرا باید کتاب مهرش به جانم نشست را بخوانیم؟
کتاب مهرش در جانم نشست، با روایتهایی از دل جنگ و اشغال، تصویری متفاوت از مقاومت و زندگی روزمره در غزه ارائه میدهد. این کتاب، نهتنها به جنبههای سیاسی و اجتماعی مقاومت میپردازد، بلکه لایههای عمیقتری از احساسات انسانی، عشق، ترس، امید و فداکاری را به تصویر میکشد. ویژگی شاخص این اثر، تمرکز بر تجربههای زنان و نقش آنها در پایداری و حفظ خانواده و جامعه است؛ زنانی که در شرایطی دشوار، معنای عشق و زندگی را از نو تعریف میکنند.
روایتهای کتاب، با زبانی شاعرانه و توصیفهای ملموس، خواننده را به قلب رویدادها نزدیک میکند و امکان همدلی با شخصیتها را فراهم میسازد؛ همچنین کتاب به اهمیت نوشتن و ثبت خاطرات بهعنوان راهی برای مقابله با فراموشی و حفظ هویت جمعی اشاره دارد. کتاب مهرش در جانم نشست، فرصتی است برای آشنایی با زاویهای کمتردیدهشده از زندگی در فلسطین و درک عمیقتر نقش زنان در مقاومت و امید.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن کتاب مهرش به جانم نشست به علاقهمندان ادبیات مقاومت، مطالعات زنان، روایتهای جنگ و خاطرهنویسی پیشنهاد میشود؛ همچنین این اثر برای کسانی که دغدغهی شناخت تجربههای زیسته در مناطق بحرانزده و نقش زنان در پایداری اجتماعی دارند، مناسب است.
بخشی از کتاب مهرش به جانم نشست
«"مهرش در جانم نشست..." اما من نبودم که به سراغ یوسف رفتم، پیراهنش را از پشت ندریدم، و به دوستانم کارد ندادم تا بگویم "بر آنها وارد شو!"
حالا در میان این غوغایی که یوسف در جانم به پا کرده ... در میان این نوای مهر و دلتنگی، از خود میپرسم: «آیا دیوانگی بود که عاشق مردی شوم که بزرگترین گناهش، تسبیح عشق به وطن بود؟» پس از گذشت این همه سال، در حالی که من و یوسف گرد کعبهی عشق طواف میکنیم و میان صفا و مروت میدویم، هنوز حرف مادرم را به یاد دارم که نظرش را دربارۀ کسی که به همسری برمیگزینم، اینگونه بیان کرد. «جرعهای از دست شیر، بهتر از جام از دست نامرد.»
آن روز، در این کلمات درنگ کردم! منظورش از «شیر» که بود؟ و چرا فقط جرعهای و نه تمام او؟ یا شاید شیر کسی است که تا تمام خودت را به او ندهی، بخشی از خودش را به تو نمیدهد! در غزه، کدام شیر را مادرم برای همسری من میخواست؟»
حجم
۱٫۵ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۲۲۳ صفحه
حجم
۱٫۵ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۲۲۳ صفحه
نظرات کاربران
عالی
خوب و تأثیر گذار