
کتاب کلید اسرار
معرفی کتاب کلید اسرار
کتاب کلید اسرار نوشتهی احمد بانپور با گردآوری و تنظیم مجموعهای از حکایتها و روایتهای شگفت، به سراغ ماجراهایی میرود که در مرز میان زندگی روزمره و جهان نادیده قرار دارند. این کتاب با تکیه بر داستانهای مذهبی، اخلاقی و ماجراهای ماورایی، نمونههایی از کرامتها، نجاتهای غیرمنتظره، تجربههای پس از مرگ و حوادث توضیحناپذیر را کنار هم نشانده است. انتشارات ضامن آهو آن را منتشر کرده است و متن کتاب بر پایهی منابع دینی، خاطرات اشخاص و گزارشهایی از ماجراهای عجیب در ایران و جهان شکل گرفته است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب کلید اسرار
کتاب کلید اسرار مجموعهای از داستانها و گزارشهای عجیب است که احمد بانپور آنها را از منابع مختلف دینی، تاریخی و معاصر گردآوری کرده است. نویسنده در مقدمه، از محدودیت دانش بشری و ناتوانی علم تجربی در توضیح برخی پدیدهها سخن گفته است و با مرور نمونههایی از تاریخ غرب، احضار ارواح، هیپنوتیزم، جراحیهای غیرعادی و تواناییهای خارقالعادهی برخی افراد، زمینهای برای ورود به فضای حکایتهای کتاب فراهم کرده است. در همان آغاز، مسئلهی «روح»، عالم پس از مرگ و حوادثی که علم در برابر آنها ساکت است، بهعنوان محور فکری اثر طرح شده است. کتاب کلید اسرار در ادامه، در قالب دهها حکایت مستقل پیش میرود؛ هر حکایت عنوان جداگانه دارد و میتوان آنها را جداگانه خواند. از داستان «جدا کردن اعضای بدن از هم و نماز جماعت خواندن آن اعضا با یکدیگر» که تجربهی دیدار یک مجتهد با مرتاضی صاحب کرامت در هند را روایت کرده است، تا حکایت «شطیطه و پرداخت خمس» که بر دقت در انجام واجبات مالی و رابطهی عاطفی میان امام و یک زن فقیر نیشابوری تأکید کرده است، طیفی از روایتهای مذهبی و اخلاقی کنار هم قرار گرفتهاند. در بخشهای دیگر کتاب کلید اسرار، ماجراهایی مانند «بزرگترین معمای سال ۲۰۰۲ پلیس نیویورک» دربارهی عکسی مرموز از صحنهی قتل، «راز دیوید لانگ» دربارهی ناپدید شدن ناگهانی یک مرد در برابر شاهدان، و داستانهایی از نجاتهای معجزهآمیز در دریا، تجربهی قبر، حضور فرشتگان، کرامات عالمان و اولیاء و سرگذشتهایی از عالم برزخ آمده است. ساختار کتاب بر پایهی حکایتهای کوتاه و متوسط است و خواننده با هر بخش وارد ماجرایی تازه میشود که اغلب با یک پیام ایمانی، اخلاقی یا تذکر نسبت به گناه و تقوا همراه است.
خلاصه داستان کلید اسرار
کتاب کلید اسرار بر محور این ایده شکل گرفته است که در کنار جهان محسوس و قوانین شناختهشدهی طبیعت، لایهای از واقعیت وجود دارد که با معیارهای عادی قابل توضیح نیست. نویسنده در مقدمه، از ناتوانی علم در پاسخگویی به پرسشهایی مانند حقیقت روح، سعادت و برخی پدیدههای خارقالعاده سخن گفته است و سپس با نقل داستانهایی از شرق و غرب، این ادعا را در قالب روایت نشان داده است. در ادامهی کتاب کلید اسرار، حکایتهایی از کرامت عالمان، نجاتهای شگفتانگیز بهخاطر پاکدامنی، تأثیر دعا و توسل، سرنوشت کسانی که با گناه مقابله کردهاند، و نیز تجربههای نزدیک به مرگ و عالم قبر نقل شده است. در کنار اینها، چند داستان معاصر با حالوهوای معمای پلیسی و ماورایی نیز آمده که در آنها قاتلی با عکسهای مرموز روبهرو میشود یا مردی در برابر چشمان خانوادهاش ناپدید میشود. کتاب در مجموع، خواننده را با نمونههایی روبهرو میکند که در آنها پیوند میان عمل انسان، ایمان، گناه، توبه و سرنوشت اخروی برجسته شده است.
چرا باید کتاب کلید اسرار را بخوانیم؟
این کتاب برای کسی که به روایتهای عجیب، کرامتها و ماجراهای مرزی میان دنیا و آخرت علاقهمند است، مجموعهای متنوع از حکایتها فراهم کرده است. خواندن کلید اسرار فرصتی برای دیدن بازتاب باورهای دینی دربارهی روح، قبر، توسل، گناه و توبه در قالب داستان است و میتواند نگاه خواننده را نسبت به پیامدهای اخلاقی رفتارها و نقش ایمان در سرنوشت انسان حساستر کند.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این کتاب به کسانی پیشنهاد میشود که به داستانهای مذهبی، حکایتهای اخلاقی، تجربههای نزدیک به مرگ و روایتهای ماورایی علاقه دارند. همچنین به مخاطبانی که دوست دارند مفاهیم دینی مانند خمس، توسل، عالم برزخ و کرامت را در قالب روایت و حکایت دنبال کنند، مناسب است. «جدا کردن اعضای بدن از هم و نماز جماعت خواندن آن اعضا با یکدیگر» «مجتهد جلیلالقدر آیتالله سید محمدمهدی لنگرودی عبدالصاحب. داماد مرحوم حضرت ایتالله العظمی اراکی مینویسد: یک روز در دهلی هندوستان در جمعی از احباب و دوستان بودم. صحبت از مرتاضین به میان آمد. من از آنان سوال کردم: ايا یک مرتاض که در راه حق ریاضت کشیده باشد و صاحب کرامت باشد سراغ دارید؟ یک نفر از دوستان گفت: آری سراغ دارم ولی متأسفانه از نشان دادن آن معذورم. گفتم: چرا؟! گفت: برای این که از من تعهد شرعی گرفته است که خانه او را به کسی نشان ندهم.» «گفتم: شما تعهد شرعی به او دادهاید که خانه او را به کسی نشان ندهید. ولی آن قصبهای که او در آن زندگی می کند را که تعهد ندارید نشان ندهید. گفت: آری. تعهد نداده ام. گفتم: محلهای را که وی در آن زندگی میکند نیز تعهد ندادهاید. گفت: آری. تعهد نداده ام. گفنم: آن قصبه و محلهای را که او در آن زندگی میکند لطفاً به من نشان بدهید. گفت: مانعی ندارد» ولی نشان دادن قصبه و محله برای شما هیچ فایدهای ندارد» چون آن شخص در آن محله گمنام است و کسی او را نمیشناسد.»
حجم
۱٫۱ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۰
تعداد صفحهها
۱۹۸ صفحه
حجم
۱٫۱ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۰
تعداد صفحهها
۱۹۸ صفحه