
کتاب ستاره لایکا
معرفی کتاب ستاره لایکا
کتاب ستاره لایکا نوشتهی حمید نوایی لواسانی با تصویرگری نرگس طهماسبی، اثری داستانی از مجموعه داستانهایی از تاریخ علم معاصر است. این کتاب که توسط کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان منتشر شده، با نگاهی داستانی و روایی به زندگی لایکا، نخستین سگ فضانورد، میپردازد و ماجرای سفر او از خیابانهای مسکو تا مدار زمین را روایت میکند. نویسنده با زبانی ساده و صمیمی، ماجرای لایکا را از زاویهدید خودش بازگو میکند و به این ترتیب، مخاطب را با دنیای حیوانات، دغدغههای آنها و همچنین تلاشهای علمی انسانها برای کشف ناشناختهها آشنا میسازد. تصویرگریهای رنگی و جذاب کتاب، فضای داستان را برای نوجوانان ملموستر و دلنشینتر کرده است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب ستاره لایکا
کتاب ستارهی لایکا (نخستین سگ فضانورد) اثری است که با الهام از واقعیتهای تاریخی، داستان زندگی سگی ولگرد به نام ماریا را روایت میکند که بعدها به لایکا معروف شد و بهعنوان نخستین حیوانی که مدار زمین را دور زد، شناخته میشود. حمید نوایی لواسانی در این کتاب، با بهرهگیری از عناصر داستانی، ماجرای انتخاب، آموزش و سفر لایکا به فضا را به تصویر کشیده است.
کتاب حاضر در قالب داستانی پیوسته، زندگی لایکا را از روزهای سخت ولگردی در خیابانهای مسکو تا ورودش به مرکز تحقیقات فضایی و در نهایت پرتاب به مدار زمین دنبال میکند. حمید نوایی لواسانی تلاش کرده است تا علاوهبر روایت ماجرای لایکا، به جنبههای علمی و تاریخی سفرهای فضایی نیز اشاره کند و اطلاعاتی دربارهی فضاپیماها، دانشمندان و دستاوردهای علمی این حوزه ارائه دهد. این کتاب برای گروه سنی نوجوان نوشته شده و با تصویرگریهای زنده و توضیحات تکمیلی، فضای علمی و احساسی داستان را بهخوبی منتقل کرده است.
خلاصه داستان ستاره لایکا
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند!
داستان ستارهی لایکا با معرفی ماریا، سگی ولگرد در خیابانهای مسکو آغاز میشود که بهدنبال غذا و سرپناه است و خاطراتی از زندگی گذشتهاش با خانواده و صاحب مهربانش دارد. ماریا شبها به ستارههای آسمان خیره میشود و آرزوی پرواز و رسیدن به آنها را در سر میپروراند. یک روز، درحالیکه بهدنبال غذاست، گروهی از دانشمندان او را میگیرند و به مرکزی منتقل میکنند که در آنجا سگهای دیگری نیز حضور دارند.
پس از آزمایشها و مراقبتهای فراوان، ماریا بهدلیل مقاومت بدنی و هوش بالا، مورد توجه دانشمندان قرار میگیرد و نام جدید لایکا را دریافت میکند. در مرکز تحقیقات فضایی، لایکا با سگ دیگری به نام ایوان آشنا میشود و هر دو تحت آزمایشهای سخت قرار میگیرند تا مشخص شود کدامیک برای سفر فضایی مناسبتر است. لایکا با علاقه به آسمان و ستارهها، انگیزهی زیادی برای موفقیت دارد و سرانجام بهعنوان نخستین سگ فضانورد انتخاب میشود.
او تمرینات ویژهای را پشتسر میگذارد و بهتدریج برای پرتاب به فضا آماده میشود. در روز پرتاب، لایکا درون کپسول فضاپیمای اسپوتنیک ۲ قرار میگیرد و به مدار زمین فرستاده میشود. در طول پرواز، ضربان قلب و وضعیت جسمی او توسط دانشمندان پایگاه کنترل میشود. باوجود شرایط دشوار و افزایش دمای کپسول، لایکا تا آخرین لحظات، به آرزویش یعنی نزدیکشدن به ستارهها میاندیشد. در نهایت، ارتباط دستگاههای علائم حیاتی قطع میشود و لایکا به ستارهی شبهای تنهاییاش میپیوندد. در بخش پایانی کتاب، اطلاعات علمی و تاریخی دربارهی مأموریت لایکا و دستاوردهای آن برای علم فضانوردی ارائه شده است.
چرا باید کتاب ستاره لایکا را بخوانیم؟
کتاب ستارهی لایکا با ترکیب داستان و واقعیت تاریخی، فرصتی فراهم کرده است تا نوجوانان با یکی از مهمترین رویدادهای تاریخ علم و فضانوردی آشنا شوند. روایت داستان از زاویهدید یک سگ، همدلی و درک عمیقتری نسبت به احساسات و تجربههای حیوانات ایجاد میکند و به موضوعاتی مانند دوستی، آرزو، تلاش و فداکاری میپردازد. علاوهبر این، کتاب اطلاعات علمی و تاریخی مفیدی دربارهی سفرهای فضایی، فضاپیماها و نقش حیوانات در پیشرفت علم ارائه داده است. تصویرگریهای رنگی و جذاب، فضای داستان را برای مخاطب نوجوان ملموستر و جذابتر کرده است. این کتاب نهتنها یک داستان سرگرمکننده است، بلکه میتواند بهعنوان پلی میان علم و احساس، الهامبخش علاقهمندان به علم و فضا باشد.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن کتاب ستارهی لایکا به نوجوانان علاقهمند به علم، فضا و تاریخ علم معاصر پیشنهاد میشود؛ همچنین برای کسانی که به داستانهای واقعی با محوریت حیوانات و ماجراهای الهامبخش علاقه دارند، مناسب است. دانشآموزان و معلمانی که بهدنبال منابعی برای آشنایی با دستاوردهای علمی و نقش حیوانات در پژوهشهای فضایی هستند، میتوانند از این کتاب بهره ببرند.
بخشی از کتاب ستاره لایکا
«برو گمشو سگ ولگرد. برو پی کارت. اینجا چیزی برای خوردن پیدا نمیکنی. ماریا با دلخوری چند واق کوتاه کرد و از سطلهای زباله دور شد. خودش را به تاریکی پیادهرو رساند و زیر کامیونی که همان اطراف پارک بود، خزید. سطلهای زبالهی مرکز شهر، جای خوبی برای پیداکردن غذا نبود، حیوانات گرسنه زیاد بودند و چیزی گیرش نمیآمد. آنجا را فقط به خاطر خانه و صاحب قبلیاش دوست داشت. خودش را به لاستیک ماشین چسباند تا آسمان را بهتر ببیند. قبلاً که ولگردی نمیکرد و جای گرم و نرمی داشت، مرد زبالهگرد را دیده بود.»
حجم
۱۰٫۲ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۳۲ صفحه
حجم
۱۰٫۲ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۳۲ صفحه