
کتاب همه جا را گشتم…
معرفی کتاب همه جا را گشتم…
کتاب همه جا را گشتم… نوشتهی مهرناز علی خاصی حبیبآبادی مجموعهای از داستانهای کوتاه فارسی است که نشر هورین آن را منتشر کرده است. این کتاب در چندین روایت، به زندگی روزمره، روابط خانوادگی، عشق، فقدان، ترس، خشم و دلتنگی سرک میکشد و از خلال موقعیتهای ظاهراً عادی، لایههای پنهان احساسات آدمها را نشان میدهد. شخصیتها در شهرها، خانهها، جادهها، صفها و شلوغیها رفتوآمد میکنند و هرکدام با مسئلهای شخصی دستوپنجه نرم میکنند. زبان اثر به فضای معاصر نزدیک است و از دل گفتوگوها و تکگوییهای درونی، تصویرهایی آشنا از زیستن در جهان امروز ساخته شده است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب همه جا را گشتم…
کتاب همه جا را گشتم… مجموعهای از داستانهای کوتاه مهرناز علی خاصی حبیبآبادی است که در هر داستان، برشی از زندگی شخصیتهای مختلف را پیش میکشد؛ از زنانی که میان ترس، قضاوت و حفظ زندگی مشترک گیر کردهاند تا مردمی که در ترافیک، ترمینال، صفها و راهروهای نمور زندان و بیمارستان، با خودشان و دیگران درگیرند. در این کتاب، شهر و روزمرگی پسزمینهی مشترک اغلب روایتها است و نویسنده با تمرکز بر جزئیات کوچک، تنشهای عاطفی و ذهنی شخصیتها را برجسته کرده است. کتاب همه جا را گشتم… در چندین داستان، به موضوعاتی مثل خیانت، سوءظن، خشونت خانگی، فشار نقشهای سنتی، مادرشدن، سقط، فقر، اعتیاد، سالمندی، مرگ، سوگواری، مهاجرت عاطفی، و جستوجوی «خود واقعی» پرداخته است. داستان «خود واقعی...» بهطور مستقیم از گمکردن خویشتن در شلوغی وظایف و نقشها میگوید و در داستانهایی مثل «دوئل...» یا روایتهای مربوط به دعواهای زناشویی، نگاه قضاوتگر جامعه و فرسودگی رابطه به تصویر کشیده شده است. در کتاب همه جا را گشتم… هر داستان با زاویهدید و موقعیت متفاوتی پیش میرود؛ گاهی از زبان راوی اولشخصی که در حال اعتراف و مرور گذشته است و گاهی با روایت سومشخصی که از بیرون، صحنههای شلوغ و پرجزئیات را دنبال میکند. عناوینی مانند «خود واقعی...»، «دست خورده...»، «مسئول...»، «پیشعوری...»، «مادر...»، «چندسلولی...» و «دیو...» نشان میدهد که نویسنده بهدنبال واکاوی لحظههایی است که شخصیتها در آنها با مرزهای اخلاق، ترس، شرم، خشم یا احساس گناه روبهرو میشوند. کتاب همه جا را گشتم… در کنار روایتهای خانوادگی، به فضاهای عمومی هم سر میزند؛ از ترمینال و ترافیک جاده تا هواپیما و صف زیارت، و در این میان، تضاد میان باورهای مذهبی، عادتها، خرافهها و واقعیتهای اقتصادی و اجتماعی را نشان میدهد. لحن اثر، ترکیبی از گفتوگوهای زنده، توصیفهای حسی و مونولوگهای درونی است که فضای عاطفی هر داستان را شکل میدهد.
خلاصه داستان همه جا را گشتم…
کتاب همه جا را گشتم… مجموعهای از داستانها است که در آنها شخصیتها در جستوجوی چیزی گمشدهاند؛ از «خود واقعی» تا عشق، امنیت، احترام، آرامش یا راهی برای فرار از بنبست. در داستان آغازین، زنی با کارمند جوان شوهرش روبهرو میشود و با هجوم ترس و سوءظن، او را میراند؛ در داستانهای دیگر، مادری میان ماندن کنار کودک بیمار و ترک زندگی مشترک مردد است، زنی خود را مسئول سرنوشت فرزند ناخواسته میبیند، و دیگری در ترافیک جاده، آدمها را تماشا میکند و از خلال رفتارشان، خستگی جمعی را میبیند. در کتاب همه جا را گشتم… روایتهایی از فقر، کار طاقتفرسا، اعتیاد، سالمندی و تنهایی هم دیده میشود؛ مثل افسر خانم که سالها کار کرده و هنوز چشماندازی برای بهبود نمیبیند یا مش غلام که در پیری، دوباره ازدواج میکند و حضور همسر دوم، تعادل تازهای در خانواده میسازد. محور مشترک همه داستانها، لحظههایی است که شخصیتها ناچار میشوند به انتخابهایشان، نقشهای تحمیلشده و معنای زندگی خود فکر کنند.
چرا باید کتاب همه جا را گشتم… را بخوانیم؟
کتاب همه جا را گشتم… با کنار هم گذاشتن چندین داستان کوتاه، تصویری چندوجهی از زندگی معاصر ایرانی میسازد؛ جایی که روابط خانوادگی، فشارهای اقتصادی، قضاوت اجتماعی و کشمکشهای درونی در هم تنیده شدهاند. خواندن این کتاب فرصتی است برای دیدن خود و اطرافیان در آینهی روایتهایی که هم آشنا هستند و هم تلخ و تأملبرانگیز.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
کتاب همه جا را گشتم… به کسانی پیشنهاد میشود که به داستانهای کوتاه شهری، روایتهای خانوادگی، و متنهایی دربارهی روابط عاطفی، نقشهای جنسیتی، مادرشدن، طلاق، سوگواری و جستوجوی هویت علاقهمند هستند و دوست دارند از خلال داستان، تجربههای عاطفی و روانی متنوع را دنبال کنند.
حجم
۱٫۰ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۱۶۹ صفحه
حجم
۱٫۰ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۱۶۹ صفحه