
کتاب روزگاران: کتاب اسارت
۴٫۳
(۴)
خواندن نظراتمعرفی کتاب روزگاران: کتاب اسارت
گزیدهای از متن کتاب: یکی از کارهایم توی جبهه خنداندن بچهها بود؛ ادای پیرمردها را درمیآوردم، تقلید صدا میکردم. بدم نمیآمد اسیر شوم. فکر میکردم اسارت یک جور زندان در بسته است. گفتم بروم بچهها را بخندانم تا اسارت بگذرد. وقتی دستهایم را بردم بالا، گفتم «الحمدلله رب العالمین.»
به چیزی که میخواستم رسیدم. تا دمِ آخر هم بچهها را میخنداندم.
اسارت به روایت رستم خرمدین![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
افضل قائمیکاشانی
روزگاران: کتاب از سفر برگشتگانآرش حکمیان
روزگاران: کتاب دزفولطه فروتن
شیر کوهستانگروه نویسندگان
قلهی فریادمحمدعلی آقامیرزایی
مه در مهمحبوبه معراجیپور
اردیبهشتی دیگر؛ خاطرات فرار عبدالمجید خزائی از زندان سلیمانیه عراقمهناز فتاحی
رد خون روی برف؛ شهید محمود کاوهفرهاد خضری
کتاب علی تجلایی؛ یادگاران ۳۱سمانه زالی
این مادر آن پسرگروه نویسندگان
روزگاران: کتاب خاطراتآیدین نظاری
من کنیز زینبمگروه نویسندگان
هم مرز با آتشحمید قبادی
جان بازگروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی
شهید اصغر قجاوند؛ نیمه پنهان ماه ۱۳نجمه کتانچی
کتیبه ای بر آسمانمیرعمادالدین فیاضی
پرواز روی خاک: خاطرات سرهنگ خلبان منوچهر شیرآقاییسیدقاسم یاحسینی
بازمانده: خاطرات نورمحمد کلبادینژادسید ولی هاشمی
حجم
۲۱٫۳ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۸۹
تعداد صفحهها
۱۰۱ صفحه
حجم
۲۱٫۳ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۸۹
تعداد صفحهها
۱۰۱ صفحه
قیمت:
۳۰,۰۰۰
تومان
نظرات کاربران
سلام کتابی زیبا و مختصر بود